199 بازدید
کد: 165384
24 دی 1396 - 10:29
خیلی از بزرگسالان به تنبیه اعتقاد دارند، چه در اتاق حبس کردن، پشت دستی یا کم کردن امتیازها باشد.
خیلی از بزرگسالان به تنبیه اعتقاد دارند، چه در اتاق حبس کردن، پشت دستی یا کم کردن امتیازها باشد. پدر و مادر ها معمولا به ما روان شناس ها می گویند «کودکان برای رفتار بد به عواقب نیاز دارند.»
کودکان نیاز دارند وقتی که غیر قابل کنترل یا آزاردهنده شده اند، نابکارانه، مخرب یا گوشه گیرانه رفتار می کنند به آنها توجه کنیم و کاری انجام دهیم. به عنوان بزرگسال وظیفه ی ما در زندگی آنها این است که از آنها در برابر خودشان حمایت کنیم. وقتی که گرفتار رفتاری شده اند که در حال حاضر یا زمان دیگری درزندگیشان آنها را در دردسر می اندازد. اما همه ی آنچه ما راجع به رشد کودکان می دانیم، تاکید می کنند که تنبیه خشن در دراز مدت خیلی خوب جواب نمی دهد. ممکن است در لحظه کودک را مطیع کنید اما این در ازای اعتماد به نفس آنها خواهد بود یا منجر به عصبانیت تدریجی خواهد شد. در بلند مدت برای شما و یا کودک خوب پیش نخواهد رفت.

تنبیه منطقی چیست؟
تنبیه طبیعی- نتایج دردناک رفتارهای  فرد- بهترین معلم ها هستند. وقتی کودک از پوشیدن کت در هوای بارانی امتناع می کند، نتیجه ی طبیعیِ اجازه دادن به او که  بدون کت بیرون رود این است که خیس و احتمالا ناراحت خواهد شد. وقتی این یک انتخاب است، نتیجه ی طبیعی بهترین ابزار آموزش است. کودک هیچکس جز خودش را برای رنج خود سرزنش نمی کند و احتمالا دفعه بعد در هوای بارانی کت خواهد پوشید.
تنبیه طبیعی همچنین نتیجه ی اعمال فرد هست اما توسط دیگری تحمیل می شود. در هر دو صورت، کودک نوعی از دردسر را بخاطر رفتارش تجربه خواهد کرد (در این مقاله از عبارت «تنبیه منطقی» استفاده کردم تا علاوه بر تنبیه منطقی شامل تنبیه طبیعی هم شود).

تحمیل تنبیه منطقی: زمانی که کودکان کار های بد انجام می دهند چه کاری می توانید انجام دهید؟
بهترین راه برای عکس العمل به کودکان نو پا و خردسال که ( بالاتر ازهفت سال یا بیشتر) کاری انجام داده اند که نباید انجام می دادند چیست؟ بستگی دارد به طبیعت کودک و مشکلی که دارد، البته، بعضی ایده ها برای صحبت کردن راجع به بدرفتاری در نوپایان و کودکان زیر هفت یا هشت سال وجود دارند:
کنترل را در دست گیرید. عقب بایستید، نفس عمیق بکشید و هرآنچه ممکن است شما را تحریک کند تا فریاد بزنید یا تنبیه کنید را کنترل کنید.
قلدر نباشید. به یاد داشته باشید که آنها خیلی از شما کوچکتر هستند. همچون هر موقعیتی، که شخصی قدرت بیشتری دارد یا قوی تر از دیگران است، عصبانیت شما، تهدیدی قطعی از خشونت است. هیولای شیطانی در قصه ی پریان شمایید.
حاضر و در ارتباط باشید. کودکان وقتی غیر قابل کنترل هستند یا بد رفتاری می کنند آخرین چیزی که نیاز دارند این است که از حضور شما دور شوند. فرستادن به اتاق، ممکن است مساعد و سودمند به نظر برسد، اما در طولانی مدت اثر نخواهند کرد.
به دید فرصتی برای یادگیری به آن نگاه کنید. سعی کنید به رفتار های بد کودکان با دید مثبت بنگرید، به عنوان فرصتی عالی برای شما تا به کودک کمک کنید که چیزی یاد بگیرند. گاهی کودکان- خصوصا اگر زیر چهار سال باشند- در اصل درمورد «بدیِ» نهفته در اعمالشان بی اطلاع هستند. گاهی همه ی کودکان نیاز به گفت و گویی محکم اما با محبت راجع به این دارند که چرا شما نمی خواهید آنها آنچه انجام می دهند را تکرار کنند.
ببینید چه چیز دیگری نادرست است. گاهی کودکان می دانند که دقیقا چه کاری می کنند و سعی می کنند شما را آنقدر عصبانی کنند که به آنها توجه کنید. چه رفتار بد عمدی باشد یا نه (سخت است که مقصود دیگری را با قطعیت بفهمیم) رفتار بد همیشه یک پیغام است. کودک نیاز های واقعی داشته که برطرف نشده، و آنها هنوز نمی دانند چگونه این را بفهمانند به این نحو شما آنها را خواهید فهمید. ممکن است آنها به توجه مهرآمیز شما نیاز داشته باشند، چیزی برای خوردن یا نوشیدن، خواب، هوای تازه یا سکوت.
در خلوت و محرمانه با او صحبت کنید. به موقعیت بپردازید، اما در خلوت. خردسالان حتی وقتی در جمع تصحیح یا تنبیه می شوند احساس تحقیر می کنند.
دنبال پیامدی منطقی بگردید. زمانی که فکر می کنید پیامدی برای کودک لازم است تا آنچه شما می خواهید را یاد بگیرد، به یاد داشته باشید که کودکان (همچون بزرگسال ها!) وقتی بهتر یاد می گیرند که احساس کنند به آنها احترام گذاشته می شود، برایشان ارزش قائل می شوند و به آنها گوش می دهند.
راجع به ۴میم فکر کنید. جین نلسون توصیه می کند که عواقب بدرفتاری باید (الف) مرتبط با رفتار باشد، (ب) محترمانه مدیریت شود (بدون سرزنش، شرمندگی، یا رنج)، (ج) معقولانه به خطا مرتبط باشد و (د) موثر در تغییر کودک به سمت رفتار بهتر باشد.
از کودک درخواست کمک کنید. اگرعواقب منطقی خوبی به ذهنتان نمی رسد، از کودکی که بد رفتاری کرده بپرسید. کودکان معمولا همیشه در پیدا کردن پیامد های مناسب ماهر هستند، هرچند می توانند اندکی ظالمانه باشند. ممکن است مجبور شوید ایده هایشان را قبل از اجرا کمی تعدیل کنید.
دست به کار شوید. گاهی که کودکان کارشان را انجام می دهند، می توانید بپرسید (با خنده ای مهربان) که آیا چیزی از این تجربه یاد گرفته اند،اما آن را طولانی نکنید.
 

عواقب منطقی: چندین مثال
سام چهار ساله وقتی سعی می کرد شیرش را از لیوانی به لیوان دیگر بریزد آن را ریخت.
از او نپرسید که چرا انقدر دست و پا چلفتی است. به او یاد آوری نکنید که به او گفته بودید از لیوانی به لیوان دیگر نریزد. به او نگویید که دوباره به او شیر نخواهید داد. او را به اتاقش برای تنبیه نفرستید.
در عوض، چیزی شبیه «اوه! حالا چیکار کنیم؟» بگویید.
او قطعا می داند که لازم است دستمالی بیاورد و آن را پاک کند و قطعا اگر شما با مهربانی با او رفتار کنید مخالفت نخواهد کرد. اگر نداند چه کار باید انجام دهد، شاید بخاطر این است که شما وقت صرف آموزش او نکرده اید.
لادن سه ساله برادرش را کتک می زند، زیرا او اسباب بازی ای که لادن می خواسته با آن بازی کند را برداشته.
لادن را کتک نزن یا به اتاقش نفرست. جوری به او نگاه کنید که انگار به هیچ وجه نمی توانید باور کنید او دارد چنین کاری انجام می دهد. چیزی شبیه این بگویید: «می دونی که ما افراد خانواده را کتک نمی زنیم. چه اتفاقی افتاده؟»
اگر به نظر نرسید که لادن کوچک متوجه شده که باید معذرت بخواهد، کمکش کنید که عذرخواهی کند. نقش بازی کنید که معذرت خواهی چگونه است، خودتان و لادن نوبت بگیرید نقش او و برادرش را بازی کنید . وقتی که او به برادرش بگوید متاسف است و به شما بگوید که می داند نباید به دیگران صدمه بزند. توجه داشته باشید ممکن است چیز دیگری در میان باشد. آیا او گرسنه، خسته است یا به آغوش نیاز دارد؟ از رفتارش مانند یک پیغام کمک بگیرید تا بفهمید چه اتفاقی برایش افتاده.
پویا ۶ ساله خرابکاری بزرگی کرده. قطعات خانه سازی و کتاب ها و اسباب بازی ها همه اطراف اتاق نشیمن پخش شده اند.
فریاد نزنید. به پویا نگویید که هزار بار به او گفته اید که وقتی که کارش تمام می شود باید وسایلش را جمع کند و او را به اتاقش نفرستید. بیش از هر چیز دیگر پویا اکنون به زمان نیاز دارد.
چیزی شبیه «وای خدای من. چه کار بزرگی باید انجام بدی. میدونی قراره چیکار کنی، مگه نه؟» بگویید.
ممکن است نق بزند اما در انجام این کار کنارش باشید. او با این خرابکاری سعی داشته چیزی به شما بگوید و شما باید به او گوش دهید. ممکن است احساس ناتوانی، نگرانی یا چیز دیگری کند. از او بپرسید که آیا می خواهد خودش آنجا را تمیز کند یا به کمک نیاز دارد. اگر مایل نبود که شروع به تمیز کردن کند، خودتان شروع کنید، به او بگویید که دارید چه کاری انجام می دهید و از او بخواهید کمک کند. «چطوره با کتابا شروع کنیم؟ بیا به کتابخونه برگردونیمشون.»
اگر از اتاق بیرون رفت، به او بگویید که می خواهید برگردد، و تمیز کند. می توانید قبل از اینکه او را برگردانید لحظاتی به او مهلت دهید، فقط برای اینکه به او اجازه دهید عزت نفسش را حفظ کند.
اگر او هنوز از تمیز کردن خودداری می کند، بگویید که خودتان آنجا را تمیز می کنید، اما همه ی آنها را در جعبه ای خواهید گذاشت و برای یک روز یا بیشتر (بسته به موقعیت) نباید به آنها دست بزند.

چرا عواقب و تنبیه طبیعی موثراند؟
ارتباط واضح با خطا. پیامد، نتیجه ای بدیهی از رفتار آنها ایجاد می کند. این روشی بسیار موثر تر است که به کودک نشان دهد چرا آنها باید بهتر از تنبیه رفتار کنند که ارتباطی به خطا ندارد.
بدون حس تحقیر. با تمرکز روی عمل انجام شده به عنوان بد و نه شخصی که خطا را مرتکب شده، عواقب طبیعی کودک را شرمنده یا تنبیه نمی کنند. همانطور که در کودکان- همچون اغلب بزرگسالان- تحقیر به جای یادگیری بیشتر باعث رنجش و تلافی می شود.
تشویق مسئولیت پذیری در قبال رفتار. تنبیه ها، شامل گوشه نشانی، نشان می دهد که بزرگسال رئیس است، فرقی نمی کند که بزرگسال ممکن است راجع به تنبیهی که کودک دریافت کرده چه بگوید. به عبارت دیگر عواقب طبیعی، به کودک نشان می دهد که چگونه مسئولیت رفتارش را بپذیرد.
آرام و مرتبط. برخلاف اغلب پشت دستی ها و فرستادن کودک به اتاقش، پیامد منطقی می تواند به نحوی قبولانده شود که کودک احساس بی خطری و ایمن کند.

مشکلات عواقب منطقی چیست؟
همیشه مناسب نیست. عواقب منطقی روشی برای کنترل سوء رفتار فراهم می کند و همیشه بهترین راه نیست. گاهی کودک فقط به آغوش و گفت و گویی راجع به رفتار نیاز دارد. گاهی- با مشکلات طولانی و بزرگ تر- خانواده ها و کودک به کمک حرفه ای نیاز دارند.
نیاز به خلاقیت. فرد بزرگسال باید بتواند پیامد منطقی مناسب پیدا کند. اگر پیامدی واضح وجود نداشت، کودک معمولا می تواند به خلق پیامدی خوب و مبتکرانه کمک کند.
وسوسه ی بخشیدن کودک. بسته به عواقب، بزرگسال ممکن است بخاطر اینکه کودک را از عواقب حفظ نمی کند لحظات سختی داشته باشد. برای مثال، هیچکس نمی خواهد ببیند کودک به خاطر اینکه نخواسته بارانی بپوشد سرما می خورد یا خیس می شود.
اثر زمان بر. عواقب منطقی همیشه بار اول نتیجه نمی دهند. در طول زمان کودکانی که عواقب منطقی را تجربه کرده اند بیش از پیش مسئولیت اعمالشان را بر عهده می گیرند. اما آنها برای یک بار کاملا آن را درک نخواهند کرد.
ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر:
* کد امنیتی: