250 بازدید
کد: 177100
10 خرداد 1397 - 10:37
کودکان در هر سن و سالی که باشند با آشپزی ، اصول ارزشمندی را خواهند آموخت و هنگام آشپزی با خانواده خاطرات شیرینی را تجربه خواهند کرد که هرگز از ذهن آنها پاک نخواهد شد.
فکر می کنید چه اتفاقی خواهد افتاد وقتی تعدادی کودک کم سن و سال را با یک سرآشپز معروف به منظور پختن غذا برای نیازمندان در یک آشپزخانه تنها بگذارید؟ این کارخیرخواهانه  یک تجربه بسیار مفید برای افراد یک خانواده می باشد.
برای من خیلی لذت بخش است که ببینم پسر۸ ساله ام، آلستر، دسر درست می کند و درحین پوست کندن گلابی ها ابروهایش به هم گره می خورد و برای تمرکز بیشتر، زبان خود را مدام بر روی لبانش می چرخاند. بعد از پوست کندن، گلابی ها باید پخته شوند و به همراه شربت مرکبات میل خواهند شد.
خدای من درست کردن چنین دسری برای کودکی که کلاس سوم است بسیار جذاب و هیجان انگیز می باشد.
پسران من و من در مرکز شهر ماسای در شرق نیویورک، با یک موسسه خیریه غیر انتفاعی منحصر به فرد همکاری می کنیم که برای پختن غذا برای نیازمندان از کمک داوطلبان کودک استفاده می کند.

آشپزی به همراه کودکان
همراه آلیستر برادر ۱۲ساله اش درحال خرد کردن پیاز می باشد. با اینکه از چشمانش اشک جاریست اما درحضور سرآشپز کارل هنری، برنده جایزه بهترین سر آشپز کانادا و یکی از صاحبان رستوران معروف ریچموند او هیچ چاره ای جز پاک کردن چشمانش با دستمال ندارد.
این موسسه غیر انتفاعی بسیار معروف (KCTC) به کودکان، به صورت رایگان آشپزی و مراقبت از نیازمندان و فقیران را آموزش می دهد. همچنین کودکان اطلاعاتی راجع به مهارت آشپزی و غذاهای قومیت های مختلف را به دست می آورند.

چگونگی شروع کار سازمان KCTC
سازمان خیریه کودکان آشپز در سال۲۰۰۹ توسط دو مادر اهل تورنتو به نام های جیل لویز و جولی لوین بنیان گذاری شده است. به گفته آنها در آن زمان با کمبود فعالیت های داوطلبانه برای کودکان مواجه بودیم. بنابراین به این فکر افتادیم که کودکان را با سرآشپزان معروف و زبردست درآشپزخانه تنها بگذاریم و منتظر اتفاقات زیبا بمانیم.
لویز می گوید زمانی که ما در نیویورک زندگی می کردیم به یک پناهگاه که در قسمت غربی نیویورک قرار داشت به صوررت داوطلبانه کمک می کردیم. زمانی که به اینجا نقل مکان کردیم من به کودکانمان قول داده بودم که در اینجا هم به نیازمندان کمک خواهیم کرد و برایشان آشپزی کنیم. اما برخلاف انتظار ما هیچ کدامشان به ما اجازه ورود به منزلشان را نمی دادند یا سوپی را که برایشان پخته بودیم قبول نمی کردند. بنابراین با یکی از دوستانمان مشورت کردیم و تصمیم گرفتیم یک سری تغییرات ایجاد کنیم و ببینیم که نتیجه چه می شود.

اهمیت کارهای داوطلبانه و خیرخواهانه برای کودکان
زمانی که لویز فکرش درمورد سازمان خیریه کودکان آشپز را بیان کرد  من با رویی خوش آن را پذیرفتم. من به همراه دو پسر کوچکم تصمیم به شرکت در این برنامه را گرفتیم. خانواده های خیّری وجود داشتند اما به دلیل اینکه سرشان شلوغ بود نمی توانستند در این برنامه شرکت کنند بنابراین من وقت بیشتری برای پیدا کردن داوطلبان نیازداشتم اما نمیداستم که چگونه باید این کار را انجام دهم.
یکی از دلایل ایجاد این سازمان این است که در طی این برنامه پولی برای نیازمندان جمع آوری می شود و کودکان از اینکه با آشپزی خود به نیازمندان کمک می کنند حس خوبی خواهند داشت. مهم این است که ما با این کار به نیازمندان نشان می دهیم که به فکر آنها هستیم و به آنها توجه می کنیم.
یکی از دغدغه های همه انسان ها در همه مراحل زندگی مثل بیماری ها، زمان های شادی مثل به دنیا آمدن نوزادان یا زمان هایی که زندگی روال عادی و روزمره خود را دارد و یا از یک روز کاری خسته کننده برمی گردید پختن غذایی خوشمزه می باشد که خانواده را کنار یکدیگر جمع کند.
هنری میگوید:  این سازمان خیریه برای من معنی و مفهوم خاصی دارد. من به این سازمان مخصوصا مرکزmassey احساس نزدیکی دارم. وقتی مادرم ۱۹سال سن داشت من را به دنیا آورد. من دومین بچه خانواده هستم و آشپزی را به همراه مادرم ازهمان کودکی شروع کردم سپس در۲۰سالگی به طور تمام وقت کارمی کردیم.
ما با وجود کوچک بودن به مادرم کمک می کردیم زیرا مادرم زنی تنها بود و به دوش کشیدن بار زندگی برایش سخت بود. ما آشپزی را با درست کردن یک وعده غذایی در هفته شروع کردیم و امشب دلیلم برای انتخاب این غذای ایتالیایی همین است زیرا ماکارانی اولین غذایی بود که من برای خانواده ام درست کردم.
یادم می آید که تازه از مدرسه آمده بودم، کنسرو ها را باز کردم، گوشت را تاب دادم؛ سس ماکارانی را آماده کردم. سپس کمی آب را گذاشتم که به جوش بیاید؛ فقط کافی بود که مادرم به خانه برگردد و بگوید نودل ها کی آماده هستند.
این داستان شروع آشپزی من بود. باید بگویم که آشپزی لزوما یک شغل نیست من با عشق و علاقه آشپزی می کنم. تا آنجایی که من به یاد دارم ما هیچوقت به رستوران نرفته ایم یا مواد غذایی گران قیمیت خریداری نمی کردیم. غذاهایمان ساده بود و همیشه به اندازه پولمان موادغذایی خریداری می کردیم.
 
کودکان توانمند و دارای اعتماد به نفس
همانطور که هنری درحال توضیح دادن  این موضوع است که چگونه از درست کردن یک ماکارانی ساده پیشرفت کرده و یادگرفته که لازانیا درست کند به سراغ بچه ها می رویم. آنها درحال خرد کردن پیاز و قارچ هامی باشند و مادرانشان به آنها در جا به جا کردن قابلمه های داغ کمک می کنند.
 آنها با دستان کوچکشان درحال رول کردن خمیر ماکارانی می باشند و بچه های بزرگتر خمیرهای رول شده را به قطعات کوچتر تقسیم می کنند. هنری به بچه ها می گوید تا وقتی که آشپزخانه را مرتب و تمیز نکرده اند ازغذا خوردن خبری نیست؛ من و دیگر مادران نگاهی به یکدیگر می اندازیم ، پیش خودمی گوییم کاش ماهم می توانستیم اینگونه به کودکانمان دستور دهیم.
در انتهای کار کودکان کوچکتر صفی تشکیل داده و در ظرف ها ماکارانی، سس مخصوص آن و نان سیر می گذارند. بچه های بزرگتر با افتخار کمک می کنند تا ظرف هارا به جلوی افراد حاضر درآنجا که بیشترشان نوزاد به بغل دارند منتقل کنند.
برای اینکه به موقع به مرکزmassey برسیم بچه هارا یک ساعت زودتر از مدرسه برمی دارم. زمانی که تمام مهمان ها پذیرایی می شوند بچه ها نیز به آنها می پیوندند و ازغذایی که خودشان درست کرده اند می چشند. پسران من درکنار خانمی که هنوز بچه دارنشده است نشسته اند و او به آنها می گوید کاش می شد همیشه بچه بمانید وبزرگ نشوید.
من پیش خود به این می اندیشم: دراینکه روزهای بچگی روزهای خیلی خوبی هستند هیچ شکی نیست اما داشتن چنین فرزندانی ارزش بزرگ شدن و گذشتن از دوران خوب کودکی را دارد، من از داشتن چنین فرزندانی بسیار خوشحالم.
کودکان در هر سن و سالی که باشند با آشپزی ، اصول ارزشمندی را خواهند آموخت و هنگام آشپزی با خانواده خاطرات شیرینی را تجربه خواهند کرد که هرگز از ذهن آنها پاک نخواهد شد.

۱- آشپزی کودکان را به امتحان خوراکی های جدید تشویق می کند.
اگر کودک شما هم از آن دسته کودکانیست که به سختی غذا می خورد وغذاهای جدید را به ندرت دست می زند. بهتر است آشپزی با او را امتحان کنید. نمی گویم یک شبه متحول خواهد شد ولی هر چه بیشتر با او آشپزی کنید، او بیشتر به خوردن غذاهای تازه تشویق می شود و از خود تمایل نشان می دهد. حتی احتمال دارد برای خوردن میوه و سبزیجات نیز مشتاق شود.

۲- باعث تقویت مهارت ریاضی و علوم کودکان می شود.
با آشپزی ، کودکان اصول پایه ای ریاضی مانند: وزن کردن، اندازه گیری، تخمین زدن و حساب کردن را می آموزند. با خواندن دستورالعمل، مهارت خواندن آنها نیز افزایش می یابد. بعلاوه درس آشپزی، مباحث ابتدایی علوم را نیز به آنها می آموزد. برای مثال می آموزند دی اکسید کربن تولید شده توسط مخمر باعث ورز آمدن خمیر می شود یا حرارت باعث تغییر شکل مواد و طعم و مزه آن می شود.

۳- پرورش مهارت های ارتباطی
ارتباطات نقش مهمی را در آشپزی با کودکان ایفا می کند. هنگام آشپزی برایش ازخاطرات یافتن راز و رمزخوش مزه کردن خوراکی های مادربزرگش بگویید. یا خاطرات دوران مدرسه خود را برایش بازگو کنید.

۴- نهادینه شدن عادات خوب غذایی
اگراز غذاهای آماده طبخ استفاده می کنید، کودک شما حتما گرفتار عادت استفاده از غذاهای آماده خواهد شد. آشپزی به آنها اعتماد به نفس و خلاقیت در آشپزی می بخشد و در عوض عادت استفاده از غذاهای آماده و فست فود ، سالم خوردن را به آنها می آموزد.

۵- ایجاد مسئولیت و حس استقلال در کودکان
وقتی کودک پختن پیتزا یا ماکارونی را می آموزد، یاد می گیرد چگونه مسیرها و اهداف را دنبال کند. آموختن استفاده ایمن و حفاظت شده از وسایل، تمیز کردن آشپزخانه و شستن ظرف ها بعد از اینکه پروژه آشپزیش به اتمام رسید، حس مسئولیت را در آنها ایجاد می کند و اعتماد به نفس آنها را تقویت می کند. و بنابراین برای زندگی آینده آماده می شوند.

۶- با آشپزی می توانید، آموختن را برای کودکان لذت بخش کنید.
برای کودکان یادگیری از طریق بازی و تجربه عملی خیلی لذت بخش تر خواهد بود، مثلا می توانید با درست کردن شیرینی های سال نو، به او توضیح مختصری درباره نوروز بدهید یا با پختن ماکارونی، از چین و سفر مارکوپولو بگویید. آشپزی تمامی حواس کودکان را درگیر می کند و به آنها مسائل را به راه و روشی دیگر می آموزد.
منبع: ورد نگار
ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر:
* کد امنیتی: