93 بازدید
کد: 186068
13 آبان 1397 - 17:30
پذیرش سرپرستی کودکان توسط دختران مجرد به نفع سلامت روانی جامعه است.
پذیرش سرپرستی کودکان توسط دختران مجرد به نفع سلامت روانی جامعه است.
این روزها گویی زندگی مجردی گستردگی بیشتری یافته است و هرچه جلوتر می‌رویم این آمار افزایش می‌یابد. اما بیشتر افراد به‌طور ناخواسته و برخلاف میلشان در چنین شرایطی قرار‌دارند و طبع دلخواه‌شان تجربه یک زندگی مشترک و تشکیل خانواده است تا در سایه آن آرامش را با تمام وجود احساس کنند. روند صعودی تجرد در کشور ما به‌علت نوع فرهنگی که داریم برای دختران آزاردهنده‌تر است و آنها به‌دنبال راه‌های فرار از این تنهایی که احاطه‌شان کرده، هستند. بسیاری از آنها دوست دارند حس مادرانگی و عشق به فرزند را که از کودکی در فطرتشان نهادینه شده لمس کنند. خوشبختانه چندسالی است که با قانون تعلق فرزندخوانده دختر به دختران مجرد، سعی شده تا به این نیاز دختران که همان حس مادرانگی است پاسخ داده شود و تاکنون هم از این موضوع استقبال زیادی شده است. طبق اعلام محمد نفریه -مدیرکل امور کودکان و نوجوانان سازمان بهزیستی کشور- در سال گذشته 93دختر مجرد بالای ۳۰سال صاحب فرزندخوانده شده‌اند.

احساس بالندگی
انگیزه و حس مادری از همان کودکی در تمام بانوان وجود دارد و قسمتی از آن اکتسابی است که با بزرگ‌ترشدن قوی‌تر می‌شود. مینا منظوری -روانشناس عمومی- درخصوص تجربه حس مادری دختران مجرد با قانون جدید می‌گوید: «اجرایی‌شدن قانون واگذاری فرزندخوانده به دختران مجرد از سوی بهزیستی، سلامت روحی و روانی جامعه را تقویت می‌کند و از فشارها و افکار منفی دختران که ناشی از احساس باخت و تنهایی است، می‌کاهد». وی ادامه می‌دهد: «تجربه مادرانگی آنها را مسئولیت‌پذیر می‌کند و باور احساس بالندگی را در آنها و کودک‌شان رشد می‌دهد».

انتخابی بهتر
نبود عاطفه پدری اما بزرگ‌ترین نقض این خانواده کوچک دونفره است؛ «مسلما کمبود پدر می‌تواند در کودک یک نقص عاطفی بزرگ ایجاد کند اما نباید این نکته را از یاد برد که این کودکان در مکان‌هایی در حال رشد هستند که نمی‌توانند به‌تمامی عاطفه پدر و مادر را حس کنند. گاهی اوقات بسیاری از آنها به‌جای یک ضربه چندین‌بار در زندگی‌شان ضربه‌های عاطفی می‌خورند؛ چرا که تحت شرایط خاص، مربیانشان به‌علت سازوکار سازمانی‌شان جابه‌جا می‌شوند. نمی‌خواهم بگویم تعلق فرزندخوانده به دختران مجرد انتخاب بین بد و بدتر است اما لااقل موجب می‌شود تا کودک از یک موهبت و نعمت در مدت‌زمان طولانی و تا رسیدن به بلوغ فکری و ذهنی برخوردار باشد و به یک آرامش نسبی برسد. »

امانت‌های الهی
دختران مجرد در لیست انتظار مدت‌زمان زیادی را دوندگی می‌کنند تا صلاحیتشان نهایی شود و گاه باید تا ماه‌ها در انتظار باشند تا رضایت مسئولان برای گرفتن این امانت‌های الهی جلب شود. این روانشناس عمومی در این مورد می‌گوید: «این دختران قبل از هر چیزی مورد تست‌های روانشناسی قرار می‌گیرند که مرحله بسیار مهمی است. چرا که با کودکان معصومی مواجه خواهند شد که نمی‌دانند تحت چه شرایطی و با چه خاطراتی به‌طور ژنتیک به‌دنیا آمده‌اند و دارای چه ژنی هستند و در ضمیر ناخودآگاهشان چه می‌گذرد؛ نمودهایی که بروزشان با رشد کودک جلوه بیشتری پیدا می‌کند. بنابراین بسیار مهم است که با نحوه درست تربیتی زیرنظر روانشناسان آشنا شوند و این روش‌ها را به‌طور مداوم حتی پس از تأیید و تحویل کودک به‌کار گیرند. نباید به کودکی که در آغوش لمس می‌کنند فقط به دیده یک عروسک زنده کوچک بامزه بنگرند. این دختران پروسه زایمان را از سر نگذرانده‌اند؛مرحله‌ای که به‌طور ناخودآگاه باعث ترشح برخی از هورمون‌ها می‌شود و حس نزدیکی عمیقی بین مادر و نوزاد ایجاد و مادر به‌صورت غیرارادی نیاز به محبت‌کردن و عشق را در خود احساس می‌کند. از همین روست که باید تحت آموزش‌های دائمی باشند تا بتوانند قدم به قدم با رشد کودک خود را همراه کنند». منظوری، نقدی هم به بهزیستی وارد می‌کند؛ «معتقدم کودکان نباید بعد از 7، 6 سالگی به دختران مجرد داده شوند؛ چرا که شخصیت آنها تا حدودی شکل گرفته و این ممکن است مشکلاتی را برای مادر به‌وجود بیاورد. هر چه سن کودک کمتر باشد پایه و اساس ارتباط عاطفی مستحکم‌تر می‌شود. شاید کار نگهداری آن سخت‌تر به‌نظر برسد اما در آینده مادر را با مشکلات کمتری از لحاظ شکل‌گیری شخصیت کودک روبه‌رو می‌کند.»

کمک به بهبود جامعه
هر تغییری در جامعه برای جاافتادن و پذیرش از سوی مردم نیاز به زمان دارد. قانون تعلق فرزندخوانده به دختران مجرد که اتفاق مثبتی است نیز شامل این چرخه و روند طبیعی می‌شود. منظوری می‌گوید: «تشکیل خانواده حتی در ابعاد کوچک فرزند-مادری نیز تأثیرات مثبت عمیقی در سلامت روح و روان جامعه می‌گذارد و عقده‌های روانی‌ای که بیشتر ریشه در کودکی انسان‌ها دارد، کمتر می‌کند. تزریق محبت به این قشر، از فشارهای روحی جامعه می‌کاهد و منجر به بروز شکوفایی درونی می‌شود. تشکیل این کانون گرم کوچک بار روانی ترس، اضطراب، دل‌نگرانی از آینده، ناامیدی، بیهودگی و غم را از دوش دخترانی که در جایگاه مادر قامت راست می‌کنند نیز می‌کاهد و احساس بالندگی و مفیدبودن و هدفمندتر زندگی کردن را در آنها رشد می‌دهد».
ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر:
* کد امنیتی: