داستان برای خواب کودک، زن و شوهر لجباز!

یکی بود؛ یکی نبود. سال ها پیش از این زن و شوهری بودند که خلق و خویشان با هم جور نبود. زن کاربر و زیر و زرنگ بود و مرد تتنبل و دست و پا چلفتی و همیشه خدا با هم بگو مگو داشتند.

قصه صوتی کودکانه، خاله سوسکه

حالا که مشکلات زندگی کمتر به پدر و مادرها اجازه می‌دهد برای فرزندانشان قصه بخوانند، نی‌نی‌بان قصه‌های صوتی را از منابع معتبر جمع‌آوری می‌کند و در اختیار والدین قرار می‌دهد.

داستان کوتاه خواب کودکان، مورچه بالدار کوچولو

مورچه کوچولو چشمانش را باز کرد. صبح شده بود. صدای پرنده‏ها به گوش می‏رسید. آنها روی درخت‏ها جست و خیز می‏کردند. نسیم صبح‏گاهی آهسته می‏وزید. مورچه کوچولو به طرف نامعلومی به راه افتاد. دیدن دریا برایش یک رویا بود. نتوانست جلوتر برود چون آب‏های زیادی کنار خیابان جمع شده بود.

شعر کوتاه کودکانه، اولین قدم‌های کودک

یه روز خوب خدا/نی نی بلند شد از جا/جیغ می زدو می خندید/او شروع کرد به تاتا

قصه قبل خواب، هیچ​کس تولد کرمولک رو یادش نیست!

کرمولک آهی کشید و گفت: «اصلا حوصله ندارم.» مادربزرگ سنجاقک خندید و گفت: «چرا آخه؟ راستش رو بگو ببینم. با کسی دعوا کردی؟»

داستان خیلی کوتاه کودکانه، گربه من

برفی از تعریف من خوشش آمد، چون با خوشحالی محکم به گلوله‌ برفی چنگ زد. یک دفعه دانه‌های برف به اطراف پاشیده شد، که بیشتر آنها توی صورت و چشم برفی رفت.

آهنگ صوتی کودکانه، ترانه سلام

هیچ چیزی بهتر از گوش دادن به یک سرود کودکانه نمی‌تواند حال و هوای فرزندتان را تغییر دهد.

قصه های شب بخیر کوچولو، رودخانه زیبا/ پادکست

روزی روزگاری در یک جنگل بزرگ و قشنگ حیوونای قشنگی بودن که به همدیگه کمک می کردن...

قصه کوتاه کودکانه، الاغ حواس پرت

گوش‌بل‌ خواب‌ بود که‌ صدایی به‌ گوشش‌ خورد: «پاشو الاغ‌ تنبلِ‌ بی کارِ خوش‌خواب!»

قصه آموزنده برای بچه ها، مهربانی کردن

قصه ای درباره مهربانی و نتیجه مهربان بودن.

داستان: تصمیم مینا کوچولو برای زود خوابیدن

آن شب مینا با نارحتی به رختخواب رفت ولی صبح زود وقتی چشم هایش را باز کرد.

داستان باب اسفنجی!

باب اسفنجی با صدای زنگ ساعت از خواب بیدار شد اما پاتریک هنوز خوابیده بود و خرخر می کرد.

حسنی نگو بلا بگو، قصه صوتی

حالا که مشکلات زندگی کمتر به پدر و مادرها اجازه می‌دهد برای فرزندانشان قصه بخوانند، نی‌نی‌بان قصه‌های صوتی را از منابع معتبر جمع‌آوری می‌کند و در اختیار والدین قرار می‌دهد.

قصه شب کودک، پری کوچولو

پری کوچولو، دختری خوب و مهربان و با سلیقه بود که اتاق مرتّب و منظمی داشت. اتاقش صندلی خیلی خوشگلی داشت و گل های قشنگی روی میزش گذاشته بود.