442
کد: 184872
22 مهر 1397 - 19:10
همه ی کودکان تا اندازه ای به خواهر و برادر خود حسادت می کنند. کودک کوچک تر از قدرت و برتری های کودک بزرگتر از خود ناراحت میشود.
همه ی کودکان تا اندازه ای به خواهر و برادر خود حسادت می کنند. کودک کوچک تر از قدرت و برتری های کودک بزرگتر از خود ناراحت میشود. کودکی که آرام و بی سر و صداست وقتی می بینید به خواهر و برادر زرنگ تر و خوش برخوردتر و اجتماعی تر او بیشتر توجه می شود غصه میخورد.
همه ی بچه ها به خواهر و برادری که نمره ی بیشتری گرفته ، کفش های نو دارد یا بیشتر تشویق می شود به طور موقت احساس حسادت می کنند ولی بعضی از این حسادت ها اجتناب ناپذیرند.
حسادت همیشگی به دلیل دیدگاه کودک نسبت به والدین است چون فکر می کند که پدر و مادر با او عادلانه رفتار نکرده اند. ممکن است کودکی لیاقت رفتاری را که با او شده است داشته باشد و اشتباهی از او سر زده و جایگاه خود را از دست داده باشد ولی تا وقتی که فکر می کند والدین نسبت به او بی اعتنا هستند به شدت احساس حسادت خواهد کرد.
بچه ها نسبت به حرف های والدین خود بسیار حساس هستند : (( پدرم همیشه می گوید برادرم خیلی باهوش است)) ، (( آنها همیشه مرا دعوا می کنند اما او را دعوا نمیکنند)) پدر و مادرها بعضی اوقات توجه زیادی نسبت به یکی از بچه ها نشان می دهند و ممکن است احساس کنند که او به تشویق بیشتری احتیاج دارد : (( نمره ی ریاضی ات بسیار عالی است.))
معمولا والدین بدون این که خود به این موضوع توجه داشته باشند با یکی از فرزندان بیشتر صحبت می کنند و توجه بیشتری نشان می دهند.والدین اعتقاد دارند که عادلانه رفتار می کنند ولی در حقیقت پنهانی انگیزه ی حسادت را در کودکان به وجود می آورند.
(( سارا خیلی با نظم است اما مریم شلخته است)) ، (( رضا تکلیفش را کندتر از برادرش انجام می دهد)) ، (( خدا را شکر می کنم که علی اینقدر آرام است.)) هر گاه بچه ها احساس حسادت میکنند چه حق با آنها باشد یا نباشد دوست دارند درباره ی آن صحبت کنند : (( شما همیشه به او اجازه می دهیدکه جلو اتومبیل بنشیند.))
طبیعی است اکثر والدین در این مواقع یا عصبانی می شوند یا به حرف های فرزندشان گوش نمیکنند : (( این حرف ها چه معنی دارد.)) ، (( تو هم به اندازه ی برادرت اسباب بازی داری.)) اگر برای اعتراض دردسری ایجاد شود از حرف زدن در این طور مواقع خودداری میکنند.
اگر او فکر کند که با حرف هایش پدر و مادرش را آزار می دهد به علت رفتار منفی خود احساس گناه می کند. اگر پدر و مادر از شکایت کودک عصبانی شوند و کودک حس کند محبت آنها را از دست داده است شرایط بدی به وجود خواهد آمد. وقتی که نمیتواند واقعیت را درک و آن را بیان کند عصبانیت و خشم خود را سر کسی خالی می کند که بی دفاع تر است یعنی خواهر  برادرش و به همین دلیل رقابت بین آنها زیادتر میشود.
ده سالگی کودک زمانی است که روابط خانواده کاملا محکم شده اند در عین حال تغییرات سازنده ای هستند که میتوان برای کم کردن رقابت بین خواهر و برادرها به آنها عمل کرد. مهمترین این نکته ها گوش کردن است.
اگر حسادت بین بچه هایتان به وضوح مشخص است از آنها بپرسید درباره ی رفتار و گفتار شما چه حسی دارند. آنها را وادار کنید که با شما صادق باشند و بگویند که چه موضوعی آنها را ناراحت می کند. احتمالا این کار کمی مشکل است ولی وقتی که مشکلات به آسانی گفته شوند بیشتر تغییر ایجاد خواهد شد.
ممکن است بچه ها موضوع حسادت را مطرح نکنند ولی شما اگر فکر می کنید حسادت باعث ایجاد این مشکل شده بحث و گفتگو در این مورد را خودتان شروع کنید. به او بفهمانید که صحبت هایش را شنیده اید : (( تو می گویی که در مورد تو عدالت برقرار نشده .))
به پیشنهادهایی که ارائه می دهد با دقت گوش کنید : (( من دلم می خواهد شما به من بگویید کارم خوب است)) ، (( شما باید بیشتر به تماشای مسابقه ی من بیایید)) ، (( همیشه درباره ی برادرم حرف نزنید.)) سخت گیری هایی در زمینه ی رقابت بین بچه ها اعمال کنید : (( من و مامانت داریم سعی می کنیم تا رفتارمان را تغییر دهیم از تو میخواهیم در این مورد با ما بیشتر همکاری کنی )).
به بچه ها بگویید درگیری های دائمی آنها را نمیتوانید تحمل کنید. بعضی مواقع بچه ها زیاد با هم درگیر می شوند زیرا به طور قاطع به آنها گفته نشده که از این کار خودداری کنند.
صادق بودن با بچه ها و صریح و روشن حرف زدن کم کم رابطه ی بین بچه ها را تقویت می کند. سر انجام فرزند حسود شما حس می کند که به حرف هایش اهمیت داده اید و می بیند که تغییراتی در رفتار شما ایجاد شده و احساس بهتری نسبت به خواهر و برادرش پیدا می کند.
در زمانی که این تغییرات صورت می گیرد میتوانید از روانشناس یا مشاور کمک بگیرید. بدیهی است که پذیرش تفاوت مثبت بین فرزندان و عادت کردن به آنها هم ممکن است دشوار باشد.
طبیعی است که یکی از فرزندان شما از این که بیشتر به او توجه می کنند خوشحال می شود و از این کار لذت می برد ولی فرزندی که قبلا بیشتر مورد توجه شما بوده اجبارا باید خود را با شرایط جدید وفق دهد. کودکی که قبلا بیشتر مورد توجه بوده باید یاد بگیرد که وقت و توجه شما را با خواهر و برادرش تقسیم کند.
باید به او بگویید : (( ما فکر نمی کردیم که برادرت احساس می کند ما او را از یاد برده ایم. تو را مانند همیشه خیلی دوست داریم ولی ما داریم سعی میکنیم با هر دو نفر شما یکسان رفتار کنیم.))
احتمالا به این نکته پی می برید که فرزند نورچشمی شما  از این که به او کمتر توجه می کنید حس راحتی و آرامش می کند مانند دانش آموزی که سوگلی معلم بوده است و برای مدت زمانی از جواب دادن به سوال های معلم معاف میشود. این وضعیت برای فرزندی که سوگلی و نورچشمی پدر و مادر بوده ناراحت کننده است.
درباره ی تفاوت رفتار فرزندانتان با یکدیگر بیشتر دقت کنید اگر یکی از فرزندانتان در مدرسه زرنگ تر باشد احتمالا فرزند دیگرتان بیشتر به توجه نیاز دارد. اگر یکی از آنها با دوستانش به گردش می رود احتمالا فرزند دیگرتان به همراهی شما بیشتر احتیاج پیدا میکند.
توقع نداشته باشید که رفتار فرزندانتان مثل هم باشد کوشش کنید که بین آنها تعادل به وجود آورید طوری که با وجود تفاوت سنی ، علاقه ، نوع شخصیت و مهارت هایشان هر کدام از بچه ها را تشویق کنید که هم مهربان باشند و هم خوب رفتار کنند. حرکات خوب و رفتارهای مهربانانه ی آنها نسبت به یکدیگر را تمجید کنید و با عکس العمل خوب خود به آنها نشان دهید که یک خانواده ی ایده آل هستید.
مشاوره ویدیویی
ارسال نظر
*پر کردن قسمت هایی که ستاره دارد ضروری است.
نام:
ایمیل:
* نظر:
* کد امنیتی: