140 بازدید
کد: 190664
23 دی 1397 - 16:34
مغز کودک تشنه فراگیری چیزهای جدید است و آماده است تا همه چیز را تجربه، دریافت و احساس کند و درون خود به رویاپردازی مشغول شود.
آموزش دادن به کودکان با قصه و داستان های خیالی و تقویت خیال پردازی آن ها به این معنا نیست که نگذارید آن ها با واقعیت رو به رو شوند و بدون مسئولیت و غیر واقع گرا رشد کنند. این نوع آموزش به معنای آن است که حس خوشبختی و خوشحالی را به کودک انتقال دهید و به او استراتژی و راه حل هایی را در قالب قصه آموزش دهید که احساس کند آزاد است و توانایی ایجاد دنیای درون خود را دارد. تمامی آموزش هایی که بر پایه ترساندن کودک صورت می گیرد، احساس ناامنی، تردید و ترس را در کودک به بار می آورد که برای بزرگسالی او بسیار خطرناک است. ترس، کودکی را به بار می آورد که نمی تواند ارزش های آموزش را در خود درک کند.
اگرچه این حقیقت وجود دارد که تک تک ما به شخصه در زمینه آموزش کودک و علوم روانشناسی کودک متخصص نیستیم اما همه ما تقریبا می دانیم که کودک نیازهایی دارد و ما باید به آن نیازها دوستانه و صمیمانه پاسخ دهیم. ما باید راهنمای آن ها در زندگی باشیم تا آن ها را به سوی خوشبختی و خوشحالی سوق دهیم، نه ترس و نگرانی. در ادامه شما را با موضوعی جالب آشنا می کنیم، یعنی آموزش کودک با رویاپردازی.

کودکان موجوداتی ضعیف هستند و با خیال بزرگ می شوند
مغز کودک تشنه فراگیری چیزهای جدید است و آماده است تا همه چیز را تجربه، دریافت و احساس کند و درون خود به رویاپردازی مشغول شود. انعطاف پذیری عصبی مغز کودک باورکردنی نیست و تا سن ۴ تا ۵ سالگی به همین شکل باقی می ماند. هر چه که در این دوران تجربه می کند برای مدت طولانی در ذهن او باقی می ماند. در نتیجه ضروری است تا در این سن با کودک ارتباط قوی و سالم داشته باشید تا برای همیشه احساس دوست داشتنی بودن و اطمینان کند.

اما چرا در مورد کودکان تا این حد حساسیت وجود دارد؟
– اولین تجربه های زندگی کودک می تواند به طور گسترده ای بر رشد او در آینده تاثیر بگذارد.
– کودکی که مثلا در زمان گریه کردن هیچ حمایتی از پدر و مادر خود دریافت نمی کند با استرس زیادی بزرگ می شود.
– کودکی که مورد نوازش و مهر و محبت قرار نمی گیرد و گرمای وجود مادر و احساس محبت پدر و یا مراقبت فرد بزرگسال دیگری از خانواده خود را احساس نمی کند هرگز ارتباطات عصبی او مانند کودکی که همیشه مرکز توجه بوده رشد نمی کند.
کودکان بیشتر از آنچه که فکر می کنیم ضعیف و شکننده هستند زیرا آن ها دنیای اطرافشان را بر اساس محرک هایی تعبیر می کنند که از اطرافشان دریافت می کنند. به همین دلیل باید مراقب آن ها باشیم و با درایت و دقت آن ها را آموزش دهیم.

حس مثبت، خوشحالی و خیالی به کودک بدهید
آموزش به کودک نیاز به زمان، صبر و انگیزه بسیار پدر و مادر دارد. اما گاهی فکر و خیال هایی به سراغ پدر و مادر می آید که از خود می پرسند آیا من مادر یا پدر خوبی برای فرزندم هستم؟ نگران این سوال های ذهنی نباشید. تجربه ثابت کرده که پدر و مادرهایی که از غریزه پدر و مادری خود پیروی می کنند موفق تر عمل می کنند.
اهدافی که برای فرزندتان دنبال می کنید باید با عشق همراه باشد. زمانی که با مهربانی با فرزندتان رفتار می کنید، با او ارتباط صمیمی می سازید که قابل توصیف نیست. بدون ترس و وحشت به کودکتان آموزش دهید. اولین چیزی که هر کودکی در زمان به دنیا آمدن، اولین قدم زدن، حرف زدن و ارتباط نیاز دارد این است که دستی بزرگتر دست او را بگیرد و راهنمایی کند و به او کشف کردن دنیای اطراف، بازی کردن و لذت بردن را یاد بدهد.
زندگی کودک به طور تنگاتنگی با بازی گره خورده است. بازی روشی است که به او واقعیات را یاد می دهد و می فهماند. لحظاتی را به بازی کردن با کودک اختصاص دهید. به کمک اسباب بازی ها و کتاب خواندن به او کمک کنید تا رویاپردازی کند. با او بیرون بروید، بگذارید دست به خاک، گل و گل های باغچه بزند. بسیاری از بازی ها همانند بازی با آب و خاک با کثیف کاری و زحمت برای بزرگترها همراه است اما کثیف شدن اصلا مهم نیست بلکه کسب تجربه از دنیا مهم می باشد.
هر چه تجربیات خود را بیشتر به او بیاموزید و با او بیشتر صحبت کنید، خیال پردازی کودک بیشتر می شود. اگر بیش از حد برای کودک ممنوعیت بگذارید و زندگی او را پر از سکوت و ترس کنید، اگر مدام به او بگویید "وقت ندارم” یا "حوصله شیطنت های تو رو ندارم”، کودکی غمگین و ناراحت خواهید داشت. چنین کودکی با ترس های بی مورد و احساس مهم نبودن برای اطرافیان بزرگ می شود. بهترین هدیه ای که می توانید به کودک بدهید این است که وقتتان را به او هم اختصاص بدهید.

ترس های کودک را حدس بزنید و با آن ها مقابله کنید
به عنوان پدر و مادر باید همیشه به کودک توجه داشته باشید. دنیای کودک بسیار پیچیده است. حتی اگر نمی توانید به جزئیات توجه کنید، باید مراقب محیط اطراف او در طول روز باشید. زمانی که کودک تازه می خواهد به مدرسه برود، ممکن است مسیر مدرسه برای او آزار دهنده باشد؛ در این برهه او با ترس ها و نگرانی های جدید آشنا می شود. در نتیجه باید بیشتر مراقب او باشد.
در پایان روز وقتی را به کودک اختصاص دهید تا آن چه را که در مدرسه برایش اتفاق افتاده توضیح دهد. قبل از این که مثلا به رختخواب برود، با او به شیوه ای دوستانه و با آرامش صحبت کنید. سعی کنید نه از او سوالی بپرسید نه او را مورد قضاوت قرار دهید بلکه او را به گونه ای راهنمایی کنید که بدون ترس و نگرانی با شما صحبت کند.
فراموش نکنید مهم نیست که فرزندتان ۴ ساله است یا ۱۴ ساله، او همیشه به کمک شما احتیاج دارد، باید همیشه به عنوان حامی کنار او باشید.
ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر:
* کد امنیتی: