189
کد: 192659
18 بهمن 1397 - 13:01
رفتار همه کودکان به یکی شکل نیست و هر کودکی بنا به دلایلی دارای شخصیت و رفتار متفاوتی است.
فرزندان هدیه های الهی به والدین هستند پس شایسته است والدین نیز با رفتاری نیکو از این موهبت الهی مواظبت کنند  و آنها را در تعالی بخشیدن به اهدافشان هدایت کنند. رفتار همه کودکان به یکی شکل نیست و هر کودکی بنا به دلایلی دارای شخصیت و رفتار متفاوتی است بنابراین آنچه که مسلم است این است که هیچ گاه نباید رفتار کودکان را با یکدیگر مقایسه کرد و خوبی یا بدی رفتار کودک دیگر را به رخ فرزند خود بکشید. در این بخش از آموزش های تربیت کودکان می خواهیم به بحث در مورد رفتار اصولی با فرزندان بپردازیم. پس اگر شما هم به تربیت صحیح کودکتان اهمیت می دهید حتماً این مطلب را تا انتها دنبال نمایید.

۱- آگاهی دادن به کودکان
ضروری‌ترین مهارتی که پدر و مادران باید از آن بهره‌مند شوند تا بتوانند زمینه‌های ارتباطی سالم را برای فرزندانشان در زندگی اجتماعی آماده کنند، مذاکره‌ی اصولی است چراکه اگر فرزندان‌ روش حل مسائل و مشکل‌ها را با ما تجربه نکنند، با ورود به جامعه، برای حل مسائل و مشکلات زیستی، عاطفی و روانی خود با دیگران، دچار مشکل خواهند شد.
طبق گزارش خبرنگاران برای اینکه بدانیم چگونه کودکان را آموزش دهیم باید از ویژگی‌ها و توانمندی‌های کودکانمان در این سن آگاه باشیم؛ بین سنین هفت تا ۱۲ سالگی کودک مستقل شده و شخصیت او سازمان یافته‌تر از قبل می‌شود. لازم است والدین برای رشد و سلامت روانی و جنسی کودک خود، مراقبت‌هایی در رفتار خود داشته باشند، باید در آرایش، پوشش، خواب و استراحت، جدا کردن بستر کودک از بستر والدین، ورود به اتاق والدین، بازی، شنیدنی و دیدنی‌ها، در معاشرت‌ها «دختر و پسر، بزرگسال یا خردسال» دقت کنند و در زمان مشاهده موردی خلاف آموزه‌ها، به موقع آنها را راهنمایی کنند.

۲- الگوی شایسته ای برای فرزندتان باشید:
والدین باید در گام اول، الگوهای مناسبی برای فرزندان باشند و در گام دوم تلاش کنند آنها را با الگوهای شایسته دیگر مانند معلمان موفق، نویسندگان، دانشمندان و هنرمندان آشنا کنند، درباره زندگی و خصلت مردان و زنان بزرگ با آنها صحبت کنند.
متخصصین و روانشناسان با تاکید بر اینکه کودک باید در سن مناسب شکیبایی را بیاموزد به این نکته پی برده اند که کودک یا نوجوان باید با شناخت موانع، در یک محیط طبیعی پرورش یابد؛ نباید او را در یک محیط محصور، قرنطینه و غیر واقعی پرورش داد، در واقع مراقبت افراطی به شکلی که کودک با هیچ گونه اطلاعات جنسی مواجه نشود یک نقطه ضعف تربیتی به شمار می‌رود. برای مثال از یک آینه برای آزمایش حالت‌های صورت استفاده کرده و درباره احساسات متناظر با هم صحبت کنید، ‌به این ترتیب آنها می‌توانند زمانی که دیگران احساس غم یا ترس دارند، با آنها همدردی کرده و به آرامش دعوتشان کنند. با این کار می‌توانید به فرزندانتان بیاموزید که دیگران و احساسات به اندازه خود آنها اهمیت دارند و باید به دیگران هم توجه داشت.  در برخورد با کودکان باید این سه اصل را در نظر داشت:
- همگام شدن در روحیه یا رفتار کودک
- همگام شدن در زبان بدن کودک
- همگام شدن در زبان و کلام کودک

۳- اعمال محدودیت برای کودکان
بهترین راه برای نشان دادن احترام این است که در شیوه تربیتی‌تان هم «مهربان» و هم «محکم» باشید. مهربان بودن احترام‌تان را به کودک نشان می‌دهد و محکم بودن احترام‌تان را به آن‌چه که باید انجام شود.
بنابراین اگر کودک ۲ ساله‌‌تان پایش را در سوپر مارکت به زمین کوبید و به هیچ‌کدام از تکنیک‌های تربیتی‌تان عمل نکرد باید چه‌کار کنید؟ مهربانانه اما محکم او را به بیرون و به داخل ماشین بیاورید. سپس یک مجله بردارید و بخوانید تا وقتی که کودک آرام شود. آن موقع آرام به او بگویید:» الان آماده‌ای که دوباره امتحان کنیم «و سپس دوباره با هم به فروشگاه بروید. در ‌‌نهایت او یاد می‌گیرد که بد خلقی این حقیقت را عوض نمی‌کند که خرید از فروشگاه باید تمام شود».

۴- استفاده از تشویق و تنبیه
تشویق و تنبیه، دو اهرم بسیار مهم برای کنترل، تعدیل و تقویت رفتار انسان است. همه انسان ها به طور فطری، نیاز دارند که در جایگاه خود به آنان توجه و از آنان تقدیر شود. البته فراموش نشود که در تنبیه، باید عمل کودک نکوهش شود، نه شخصیت او و همچنین در تنبیه، نباید زیاده روی کرد، چون اثر خود را از دست می دهد. تنبیه در جمع، اثر مخرب، ولی تشویق در جمع، اثر مثبت دارد. سرزنش و تحقیر، امنیت خاطر را از کودک می گیرد. تنبیه، شخصیت کودک را در هم می کوبد. زیاده روی در تنبیه، سبب برانگیخته شدن حس سرکشی در کودک خواهد شد.
وقتی لازم است کودک تنبیه شود، بهتر است تا حد امکان تنبیه هایی غیر از تنبیه بدنی به کار بگیریم، مانند قهر کردن (بی توجه بودن). البته طول مدت قهر نباید طولانی باشد. در تنبیه و سرزنش و حتی نصیحت کردن، نباید زیاده روی کرد که در این صورت، بر لجاجت طفل افزوده می شود و اثر سرزنش و نصیحت و تنبیه نیز از میان می رود. تنبیه بدنی و زیاده روی در آن، کودک را ترسو و تسلیم طلب بار می آورد.
در نخستین سال ها، تا حد امکان نباید به تنبیه رو آورد یا در آن زیاده روی کرد، به ویژه نباید از تنبیه بدنی استفاده کرد در این سنین، تشویق مؤثرتر است و کارایی بیشتری دارد. در این سنین، تنبیه زیاد، کودک را غیرفعال و غیرکنجکاو می سازد و زمینه را برای بسیاری از مشکلات رفتاری او در آینده فراهم می آورد. سفارش می شود از تنبیه بدنی تا آن جا که ممکن است، استفاده نشود و تنها در موارد بسیار نادر و ویژه به کار گرفته شود. ضمن آنکه، در آن زیاده روی نشود.
برخی از انواع تنبیه وجود دارد که هرگز نباید از آنها استفاده شود مانند، تحقیر، اهانت، به کار بردن واژه های نیش دار و گاه رکیک و طعنه زدن که آثار بسیار زیان بار بر شخصیت روحی کودک دارد و چه بسا تربیت او را به کلی مختل می سازد؛ یعنی با ایجاد لجاجت، گستاخی یا خرد شدن شخصیت، سبب تربیت ناپذیری کودک می شود.

۵- تقویت اعتماد به نفس کودکان
یکی از کارهایی که باعث تقویت اعتماد به نفس فرزندان می شود دلگرمی دادن به آنهاست چرا که احساس لیاقت، بازتاب اعتماد به نفس است. ایجاد امنیت خاطر، زمینه حرکت و خلاقیت ذهنی کودک را فراهم می کند. ایجاد اعتماد به نفس، یکی از مؤثرترین عوامل برای جهت دهی مثبت به احساسات کودک است. رفتار آزاد منشانه و محترمانه و درک احساسات کودک، سبب می شود که او احساس ارزشمند بودن کند. عزت نفس، سبب بهره وری فرد از نیروی تفکر و به کارگیری آن در امور زندگی است. همه انحراف ها و اختلاف های رفتاری، در نتیجه زیان دیدن و لکه دار شدن عزت نفس افراد است.

۶- تقویت شخصیت کودکان
والدین برای شکل گیری مثبت شخصیت کودکان تلاش زیادی می کنند. یکی از راه های شخصیت دادن به کودک، سلام کردن به اوست. خانواده، اساسی ترین بستر رشد شخصیت مطلوب کودکان و نوجوانان است. الگوهای محبوب بچه ها، بزرگسالانی هستند که شخصیت آنها، آمیزه ای از محبت و عطوفت است و هرگز پرخاش نمی کنند.

۷- به کار نبردن اجبار و زور در تربیت کودک
آنچه که به همگان ثابت شده است! در امر تعلیم و تربیت روح لطیف انسان، عامل زور، ناموفق است. همان گونه که غنچه گل با زور و فشار شکوفا نمی شود. اگر کودکان احساس کنند تحت فشار یا اجبار نیستند، از کار خلاف خود دست بر می دارند. گاهی می بینیم که پدر و مادری می خواهند، فرزند خود را به آن چیزی وادار کنند که خود دوست داشتند انجام دهند، اما موفق نشدند. این یعنی، نوعی سوءاستفاده از کودک و به بند کشیدن روان و بازیچه قرار دادن او به منظور تحقق خواسته های سرکوب شده خود. این نکته را نیز نباید فراموش کرد که ناکامی های سازنده نیز خیلی از اوقات کارا هستند. ناکامی کودک به اندازه و به تناسب ظرفیت تحمل او، نه تنها از رشد و تعالی او نمی کاهد، بلکه پرورش و تقویت اراده و پشتکار او را نیز موجب می شود.

۸- موقعیت سنجی در تربیت کودک
انجام هر کار و هر رفتاری زمان مناسبی می خواهد. باید زمانی به سخن گفتن با کودک لب گشود که کودک علاقه مند به شنیدن باشد. کودک، همچون گلی است که در موقعیت مناسب و زمینه مساعد شکوفا می شود و اگر زودتر از موقع باز شود، به زودی پژمرده خواهد شد. مناسب ترین زمان برای درخواست از کودک، هنگامی است که زمینه های احساس نیاز و علاقه به انجام دادن کاری را در آنها مشاهده کنیم. تا زمانی که رفتار با کودک همراه با تفاهم نباشد، نفوذ در وی ناممکن است.

۹- احترام متقابل با کودکان
احساسات کودکان را نباید دست کم گرفت. برای برقراری ارتباط درست با کودکان و نوجوانان، باید کار را با نشان دادن احترام متقابل به آنان شروع کرد. برای برقراری ارتباط مثبت با فرزندان، افزون بر کلام، صبر و سکوت نیز لازم است.

۱۰- کودکی کردن کودک
مشکل بعضی خانواده ها این است که می گویند کودک ما بچگی نکرده است و زود بزرگ شده است. کودک باید در دوران کودکی، به قدر کافی کودکی کند. هرگونه شتاب زدگی کودکانه برای خروج زودرس از این مرحله، رشدیافتگی و بزرگ منشی او را با تأخیر روبه رو می کند.
شما می توانید، مهر خود را به کودکان بدهید، ولی نباید اندیشه و سلیقه و آرزوی خود را به آنها بدهید. شما می توانید، جسم و تن آنها را در خانه نگاه دارید، ولی روح آنها باید در گستره ای از وسعت آینده پرورش یابد. شما می توانید، بکوشید مانند آنها باشید، ولی نکوشید تا آنها را مانند خود کنید؛ زیرا زندگی واپس نمی رود و در بند دیروز نمی ماند. ما مالک فرزندان خود نیستیم، ما محافظ آنها هستیم.
ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر:
* کد امنیتی: