174
کد: 192988
24 بهمن 1397 - 12:43
فکر نکنید فرزند شما چیزی نمی فهمد یا برعکس خودش همه چیز را می فهمد. هنگام طلاق بچه ها عموما بدترین برداشت ها را از واقعیت خواهند داشت.
معاون سازمان بهزیستی خراسان رضوی با ارائه جدیدترین آمارها درباره فرزندان طلاق گفته است: «این بچه ها دارای شرایط سنی متفاوت هستند.
برخی از آنان در سن حضانت مادر یعنی کمتر از هفت سال هستند که دادگاه، حضانت آنان را به مادر می دهد. تعدادی نیز بیشتر از هفت سال دارند که در این موارد دادگاه اختیار انتخاب مادر یا پدر را به آنان می دهد.
با این حال و در مجموع ٧٠ درصد کودکان طلاق در اختیار مادران اند. حدود ٢٠ درصد این فرزندان را اقوام و ١٠ درصد آن ها را پدرانشان نگهداری می کنند.» با توجه به این که 70 درصد کودکان طلاق با مادرانشان زندگی می کنند در این مطلب سعی شده است به اختصار برای بهبود زندگی مادران و فرزندان طلاق پیشنهادهایی ارائه شود.

شرایط پیش آمده را برای کودک توضیح دهید
فکر نکنید فرزند شما چیزی نمی فهمد یا برعکس خودش همه چیز را می فهمد. هنگام طلاق بچه ها عموما بدترین برداشت ها را از واقعیت خواهند داشت. بسیاری از آن ها فکر می کنند، آن ها مقصر جدایی والدین هستند. بسیاری فکر می کنند والدین دیگر آن ها را دوست ندارند. بنابراین درباره این موضوع با آن ها صحبت کنید. نیازی نیست جزئیات را بگویید.
توضیح دهید که در شرایط خاص خانواده، طلاق باعث می شود شما و او احساس آرامش و خوشحالی بیشتری کنید. به او فرصت فکر کردن و سوال کردن بدهید و به سوالات او با حوصله پاسخ دهید. ابتدا از او بخواهید توضیح بدهد که برداشت اش از مسائل پیش آمده چیست و برداشت های غلط را اصلاح کنید. از روی توضیحات و سوال های او می توانید به سطح درک او از مسئله پی ببرید و متناسب با آن پاسخ دهید. در خصوص آینده، برنامه های پیش رو و تغییراتی که قرار است پیش بیاید با او گفت و گو کنید.

مهم ترین نیاز فرزندان طلاق را بشناسید
فرزند شما باید بداند که خانه اش کجاست. هویت مکانی و احساس تعلق به یک مسکن در ایجاد امنیت روانی کودکان تاثیر به سزایی دارد. طلاق دنیای فرزند شما را دگرگون کرده است. او احساس ناامنی و بی ثباتی می کند بنابراین با ثابت نگه داشتن بعضی چیزها می توان تاحدی این حس ناامنی و بی ثباتی را کاهش داد.
اتاق، لباس ها، لوازم شخصی، لوازم تحصیل و ... فرزندتان همه باید در یک خانه ثابت وجود داشته باشد و او بیشتر روزها را در آن جا زندگی کند. اگر قرار است بعضی روزها را با پدر یا مثلا در خانه پدربزرگ و مادربزرگ بگذراند، در آن جا نیز باید نوعی ثبات وجود داشته باشد. این ثبات می تواند یک اتاق، یا یک میز تحریر یا حتی یک تختخواب ثابت باشد.
این کار باعث می شود کودک احساس مهمان بودن دایمی، بی ثباتی و بدتر از آن آوارگی نداشته باشد. به غیر از ثبات مکانی بهتر است یک برنامه منظم و روزانه و هفتگی داشته باشید. مثلا همیشه یک نفر کودک را به مدرسه ببرد یا برگرداند، ملاقات با پدر یا پدربزرگ و مادربزرگ بهتر است طبق یک برنامه مشخص انجام شود. بهترین راه این است که طبق برنامه زندگی قبل از طلاق پیش بروید و تغییرات ناگهانی در برنامه زندگی، محل زندگی، مدرسه و ... او ایجاد نکنید.

مانع دیدار فرزندتان با پدرش نشوید
فراموش نکنید هر اختلافی هم که بین شما و همسرتان پیش آمده باشد، او تا پایان عمر پدر فرزند شما و یک منبع عاطفی و روانی حیاتی برای اوست. هرگز مانع دیدار فرزندتان با پدرش نشوید. ممکن است بچه ها اختلاف و کدورت بین شما را متوجه شده باشند و برای دل خوشی شما بگویند که دل شان نمی خواهد پدرشان را ببینند.
به هیچ عنوان از این موضوع خوشحال نشوید و احساس پیروزی نکنید! در این موارد با او صحبت کنید، بپرسید چرا به دیدن پدرش علاقه ندارد و او را تشویق کنید با پدرش وقت بگذراند و هرگز با فرزندتان یک تیم علیه پدر و خانواده پدری تشکیل ندهید. به هر حال حتی اگر شما بهترین مادر دنیا هم باشید، نمی توانید تمام نیازهای فرزندتان را برآورده کنید و بخشی از این مسئولیت به عهده پدر اوست.

از شوهرتان در مقابل فرزندتان بدگویی نکنید
به هیچ عنوان در حضور فرزندتان راجع به مشکلات و اختلاف تان با همسرتان، سختی هایی که کشیده اید و ظلم هایی که از طرف همسر و خانواده اش متحمل شده اید صحبت و بدگویی نکنید. این کار جز آسیب جدی به فرزندتان هیچ فایده ای برای او ندارد. او را در موقعیت قضاوت یا در نقش مراقب قرار ندهید. سلامت روانی فرزندتان از جنگ میان شما و همسرتان به مراتب مهم تر است. همچنین هنگامی که فرزندتان از ملاقات با پدرش بازگشت سوالاتی مثل: کی در خانه بود؟ پدرت راجع به من چه گفت؟ مادربزرگت چه گفت؟ چرا لباست کثیف شده؟ و ... را مطرح نکنید.

فرزندتان را واسطه ارتباط با شوهرتان قرار ندهید
چه بخواهید و چه نخواهید، شما تا آخر عمر یک مسئله مشترک با شوهرتان دارید و آن فرزندتان است. بنابراین با وجود تمام کدورت ها مجبورید با یکدیگر ارتباط داشته باشید. هرگز فرزندتان را واسطه این ارتباط قرار ندهید. مثلا اگر همسرتان در وظایف مالی خود کوتاهی می کند به فرزندتان نگویید به پدرت بگو خرج تو را بدهد یا برای تو فلان وسیله را بخرد.
این کار به شدت آسیب زننده است. فرزند شما باید بداند که نیازهایش تامین خواهد شد و از این بابت نباید دغدغه و نگرانی داشته باشد. بنابراین یا خودتان درباره این مسائل با همسر سابق تان گفت وگو کنید یا از یک رابط که مورد اعتماد هردوی شماست، کمک بخواهید.

خودتان را فراموش نکنید
هیچ چیز به اندازه یک مادر افسرده و مستاصل به کودک آسیب نمی رساند. کیفیت مادری شما به طور مستقیم تحت تاثیر حال و هوای روحی و عاطفی خودتان قرار دارد. در این که طلاق یک اتفاق ناخوشایند است شکی نیست اما قرار نیست شما برای همیشه تحت تاثیر این اتفاق باشید. برای خودتان اهدافی تازه در نظر بگیرید، اهدافی که موجب رشد و پیشرفت شما در زندگی می شود.
برای این منظور سعی کنید به فعالیت های مفیدی مثل کار کردن، ورزش کردن، رفت و آمد با اقوام و دوستان، فعالیت های تفریحی-هنری و ... بپردازید. یک شبکه حمایتی از افراد قابل اعتماد تشکیل دهید و از آن ها کمک و حمایت دریافت کنید. خجالت نکشید و احساس ضعف نکنید، واقعیت این است که شما به تنهایی از پس تمام کارها برنمی آیید، اجازه دهید عزیزان تان در سر و سامان دادن کارها و کنار آمدن با بحران طلاق به شما کمک کنند.
ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر:
* کد امنیتی: