111
کد: 199065
22 ارديبهشت 1398 - 15:13
با وجود تمام کوششی که می کنید تا تفکر واقع بینانه را به فرزندتان یاد دهید باز هم ممکن است گاه به گاه کودکتان با نگرانی ها و پرسشهایی به نزدتان بیاید.

با وجود تمام کوششی که می کنید تا تفکر واقع بینانه را به فرزندتان یاد دهید باز هم ممکن است گاه به گاه کودکتان با نگرانی ها و پرسشهای ((اگر..)) به نزدتان بیاید. گرایش کودکان حساس به متمرکز شدن بر ترسناک ترین جنبه های امور یک شبه عوض نمی شود.
یکی از وضعیت هایی که معمولا کودکان حساس را نگران می کند این است : فرض میکنیم آموزگار کودکتان بی دلیل بداخلاق است و سر فرزندتان داد میکشد که چرا بی اجازه صحبت کرده است.
کودک معمولی با خودش میگوید : (( خانم معلم امروز خیلی بداخلاقه . بهتره خودمو نشون ندم.))
در حالی که کودک مضطرب چنین فکر میکند : (( ای وای ! سر من داد کشید! پس حتما از من بدش می آد! منو رد میکنه! امسال رد میشم و دیگه هیچ وقت نمیتونم در مدرسه موفق بشم!))
اما کودک مضطربی که گفت و گوی ذهنی برای سازگاری با شرایط را آموخته است فکر میکند : (( داد کشیدن خانم معلم میتونه به چند دلیل باشه. اینطور نیست که حتما از من بدش می آد. تازه اگر از من بدش بیاد چه اهمیتی داره ؟ او که نمیتونه منو بکشه. بدترین کاری که میتونه بکنه اینه که نمره مو کم کنه.حتی اگر این کار رو هم بکنه فکر نمیکنم رد بشم چون تا حالا امتحانامو خوب دادم . تازه معلمای دیگه منو دوست دارن و نمره های بهتری به من می دن. بهتره ناراحت نشم. ببینم امروز توی کلاس دیگه چه خبرهایی هست!))
چگونه کودکتان را متقاعد می کنید که این طور فکر کند؟ برای این کار هیچ راه قطعی وجود ندارد. متقاعد کردن کودکان مضطرب تقریبا غیر ممکن است البته میتوانید واقعی بودن نگرانی های او را بررسی کنید و به این ترتیب به او یاری دهید تا گفت و گوی ذهنی سازگاری را تقویت کند.
گفت و گوی ذهنی سازگاری بر مبنای درک واقع بینانه ی وضعیت ترسناک است نه صرفا تفکر مثبت ساده لوحانه. افرادی که خوب از عهده ی مسائل زندگی بر می آیند برخورد تجربی با زندگی دارند و وقتی وضعیتی برایشان ترسناک است برای بررسی کردن واقعیت از خود می پرسند: (( آیا این ترس یا نگرانی ناشی از خطری واقعی است یا به اضطراب مربوط میشود؟))اگر به طور قطع ندانند مسئله را بیشتر بررسی می کنند.
اگر ترسشان واقع بینانه باشد اقدامی درباره ی آن انجام می دهند. اگر واقع بینانه نباشد اضطراب خود را می پذیرند و با استفاده از گفت و گوی ذهنی سازگاری آن را کاهش می دهند. وقتی به فرزندتان کمک می کنید تا واقعیت را بررسی کند نشان می دهید که عواطف فرزندتان برایتان مهم است و حاضرید در تلاش برای رو به رو شدن با آنها با او همکاری کنید.
اگر کودکی می گوید یک دزد داخل کمد پنهان شده است با او جر و بحث نکنید در کمد را باز کنید و داخل آن را ببینید.
اگر کودکی می بیند خانه ی همسایه آتش گرفته و خراب شده و در نتیجه از امکان آتش گرفتن خانه اش به هراس افتاده است بررسی کنید که آیا ترسش مبنای واقعی دارد یا نه؟ اگر دستگاه آژیر آتش سوزی منزل از کار افتاده باشد نمیتوانید فرزندتان را با گفتن اینکه احتمال آتش گرفتن دو خانه در یک خیابان خیلی کم است قانع کنید.

نام گذاری اضطراب
فرض کنید که نگرانی های کودکتان را بررسی کرده اید و برای شما و کودک هر دو روشن شده است که ترسش واقع بینانه نیست. برای احساس آزار دهنده ای که کودک در نتیجه ی ترس واهی تجربه می کند نامی پیدا کنید.
مهم نیست آن را اضطراب بنامید یا حالت عصبی یا ترس یا فشار یا ناراحتی اما نامی اهانت آمیز و غیر واقعی مانند (( چرند و پرند)) انتخاب نکنید. نکته ی مهم این است که نامی در نظر بگیرید که برای کودک قابل قبول باشد و دو نفری بتوانید درباره ی آن گفت و گو کنید.
معمولا برای کودکان خردسال شخصیت دادن به مسئله مفید است. برای نمونه میتوانید مشکلش را (( گرگ هراس آور)) یا (( خرس ترسناک )) بنامید. اضطرابی که نام دارد برای کودک واقعی تر و قابل کنترل تر به نظر می رسد.
وانگهی نام گذاری بر احساس برای عینی کردن اضطراب نیز مفید است . اغلب کودکان مضطرب از خودشان خیلی ناراضی اند و به جای آنکه به خودشان بگویند (( من مشکل دارم)) فکر می کنند(( مشکل اصلی خود منم !)) نام گذاشتن بر اضطراب تفاوت بین کودک و مسئله را آشکار میکند.
وقتی کودک مضطرب بداند که (( در وجودم فقط اضطراب نیست بلکه چیزهای دیگری هم هست)) شور و شوق بیشتری برای حل مسئله پیدا میکند . این شیوه ی تفکر موجب می شود شما نیز توانایی های فرزندتان را بیشتر ببینید و در نتیجه به جای آنکه خشمگین شوید و کودک را سرزنش کنید برای غلبه کردن بر مشکل به او بپیوندید.
علاوه بر این میتوانید با استفاده از نامی که روی مشکلش گذاشته اید به فرزندتان کمک کنید تا یاد بگیرد اضطراب را تشخیص دهد. درست مانند بزرگسالان بسیاری از کودکان نیز افکار و عواطف یا حس های جسمانی ای دارند که متوجه نیستند ناشی از اضطراب است.
امکان دارد کودک مضطرب صبح روزی که میخواهد به یک مدرسه ی جدید برود نفس های تندی بکشد. او متوجه نیست که مضطرب است اما احساس سرگیجه و تهوع میکند و از سوزن سوزن شدن کف دستهایش شکایت دارد. وقتی به فرزندتان کمک میکنید تا آهسته تر نفس بکشد و به عبارتی نشانه های اضطراب را برطرف کند نتیجه اش این می شود که او به اطمینان خاطر بیشتری دست می یابد.

این اطلاعات را درباره ی اضطراب به فرزندتان بدهید
واقعیات زیر اطمینان بخش است:
1- هیچکس از این حالت نمرده است.
2- حتما این حالت برطرف میشود ( آدرنالین بدن تمام میشود).
3- این حالت علامت دیوانگی نیست . همه ی افراد گاهی اوقات دچار این حالت میشوند.
4- یک شب نخوابیدن ، یک روز غذانخوردن یا سایر اختلال هایی که این حالت در برنامه ات ایجاد کرده است کشنده نیست ( تنها استثناء ننوشیدن مایعات در چند روز پیاپی است که به ندرت پیش می آید و لازم نیست این مطلب را به کودک بگویید).

مشاوره ویدیویی
ارسال نظر
*پر کردن قسمت هایی که ستاره دارد ضروری است.
نام:
ایمیل:
* نظر:
* کد امنیتی: