16385
کد: 209064
25 شهريور 1398 - 13:06
بسیاری از والدین وقتی که یک کودک ده تا سیزده ساله بودند، در زمان خودشان، آزادی بیشتری داشتند، اما در زمان حال به فرزندان خود کمتر آزادی می دهند.

بسیاری از والدین وقتی که یک کودک ده تا سیزده ساله بودند، در زمان خودشان، آزادی بیشتری داشتند، اما در زمان حال به فرزندان خود کمتر آزادی می دهند؛ زیرا والدینی که در زمان گذشته زندگی می کردند ، در مقایسه با زمان حال ، شاهد جرم جنایت نبودند.
رسانه های ارتباط جمعی مرتب در حال پخش کردن فیلم های ترسناک و رعب آور در مورد سوءاستفاده جنسی ، کودک ربایی ، قتل و معضلات دیگر جامعه هستند.
حتی در مدارس هم وقایع ناخوشایندی روی می دهد و برخی از بچه ها اسلحه ی سرد با خود به مدرسه می آورند . کودکان گاه با برخوردهای بسیار پرخاشگرانه ای مواجه می شوند و در مواردی قربانی خشونت میشوند.
والدین احساسات گوناگونی درباره ی مستقل شدن فرزندشان دارند. آنها دوست دارند فرزندشان کارهای شخصی خودش را به تنهایی انجام دهد ، ولی از این کار وحشت دارند.
احساسات بچه ها ، لطیف ، روشن و واضح است. اکثر آنها ناراحتی و نگرانی های خود را با افراد بزرگسال در میان نمی گذارند زیرا تصور می کنند که پدر و مادرشان بیش از حد لزوم آنها را کنترل می کنند : (( کسی نمیخواهد به من آسیب برساند )) ، (( من میتوانم مواظب خودم باشم )) ، (( چرا با من مثل بچه ها رفتار می کنی؟!)) ، (( نگران نباش ، هیچ اتفاقی نمی افتد! )).
به هر حال در زندگی امروز ، تنش های زیادی وجود دارد. اکثر والدین بسیار محتاط هستند.
بچه های ده ، یازده ساله نسبت به کودکان دوازده ، سیزده ساله ضعیف تر هستند و طبیعتا به مراقبتت بیشتری احتیاج دارند. اما همه ی کودکان در این گروه سنی آسیب پذیرند و به نظارت و ایجاد محدودیت توسط والدین نیاز دارند.
در این سنین ، هنگامی که کودکان خارج از خانه هستد ، کسی باید همراه آنها باشد ؛ چون هنگام تنهایی در معرض خطر بیشتری قرار می گیرند و دردسر درست می کنند : (( تو نمیتوانی تنها به پارک بروی ، اما اگر (( سارا )) همراهت باشد ، به تو اجازه می دهم )).
اگر او را با دوستانش به سینما می فرستید ، برای او توضیح دهید که از دوستانش جدا نشود و تنها به دستشویی نرود.
اگر با دوستانش در خانه است ، هر از گاهی به آنها سر بزنید و اگر نزدیک شما نیستند ، با او تماس تلفنی داشته باشید یا از فرد دیگری بخواهید که او را کنترل کند.
اگر در مرکز خرید مشغول خرید کردن هستید و فرزند دوازده ساله تان به همراه دوستش در قسمت دیگری از مرکز خرید هستند ، از دور مواظب آنها باشید.
ممکن است اجازه دهید که تنها به خانه ی دوستش که در نزدیکی خانه ی شما قرار دارد ، برود . به او بگویید وقتی به خانه ی دوستت رسیدی ، به من تلفن بزن و هنگام خروج از آنجا نیز به من خبر بده.
احتمالا از این همه محدودیت که برای او ایجاد کرده اید ، ناراحت میشود ، مخصوصا اگر به او اجازه نمی دهید که تنها به جاهای مختلف برود و عقیده دارید آنجا محیط مناسبی برای بچه ای به سن او نیست.
هر گاه از شما پرسید : (( چرا نمیتوانم تنها بروم؟)) صحیح نیست که علت نگرانی خود را برای او توضیح دهید ، به او بگویید : (( دوست ندارم که بگذارم آنجا بروی ، اگر همراه بزرگ تر از خودت بروی بهتر است )) ، (( تو در سنی نیستی که بتوانی تنها به آنجا بروی)).
ممکن است او دوست نداشته باشد این حرف ها را بشنود ، اما زیاد هم متعجب نمیشود ، چون در این مورد چیزهای زیادی شنیده و از طریق وسایل ارتباط جمعی دیده است و مدت زمان زیادی رفتارهای شما را در این مورد مشاهده کرده و تا حدودی نگرانی شما را می فهمد.
او این نکته ها را درک میکند که شما در خانه و در ماشین را قفل می کنید. همیشه گفته های شما و بقیه ی افراد را شنیده است که می گویید : (( دزد به چند خانه آن طرف تر برای سرقت رفته است )) ، (( من در این موقعیت نگران امنیت دخترم هستم که میخواهد به دانشگاه برود )) ، (( وقتی در خیابان ماشین پارک میکنم ، نگران هستم)) ، (( از این که با خود پول زیادی همراه ببرم ، می ترسم )).
محیط اطراف و جایی که زندگی میکنیم ممکن است ترسناک باشد ، اما نباید فرزندتان را از دنیای بیرون بترسانید یا او را محدود کنید .
بلکه تا آنجا که امکان دارد از او مراقبت کنید و او را راهنمایی کنید ، استقلال او را در حد لزوم کنترل کنید تا امنیت و سلامتی او به مخاطره نیفتد.

مشاوره ویدیویی
نظر کاربران
انتشار یافته: 47 نظر
در انتظار بررسی:0
بدون نام
Iran, Islamic Republic of
13:45 - 1399/01/14
21
سلام من 12 سالمه ( کلاس هفتمم ) پدر ، مادرم به هیچ عنوان اجازه نمیدن حتی با دوستام از خونه بیرون برم.
دیگه خسته شدم
بدون نام
Iran, Islamic Republic of
21:43 - 1399/01/30
40
سلام من 14 سالمه اما مادر و پدرم فکر میکنن اگر تنها بیرون بروم میخواهم چیزی رو ازشون پنهان کنم
Iran, Islamic Republic of
23:20 - 1399/02/04
31
سلام من 15 سالمه ولی مامان بابام اصلا نمیزارن با دوسام برم بیرون همش ترس از امن نبودن جامعه دارن وهمش میگن تو بچه ای ولی هرچی میگم مواظبم گوش نمیدن چیکار کنم؟پوسیدم توخونه.....
Iran, Islamic Republic of
18:08 - 1399/02/09
42
منم ۱۵ سالمه نمیزارن برم بیرون حتی اگه با یکی هم بخام برم که پدرمادرم بهش اعتماد دارن بازم نمیزارن بهش میگم ب من اعتماد داری میگه اره ب جامعه اعتماد ندارم فک میکنه من زود گول میخورم
فاطمه
Iran, Islamic Republic of
13:18 - 1399/02/13
16
من 12 سالمه و مامانم و بابام اصلا اجازه نمیدن که تا سر کوچه هم برم امروز هم همه ی دوستام رفتن در ولی من نمی تونم هیجا برم.
خسته شدم............
Iran, Islamic Republic of
01:34 - 1399/02/23
70
من ۱۵ سالمه بابام مرده داداشم و مامانم میگن بیرون رو این میشه بیرون نرو بچه ای بعد میگم باشه الان من به سیم آخر زدم بعد هی هیچی نگو نگو من پسرم ویخوام گوشمو سوراخ کنم چون خوشم میاد میگن نه سوراخ کنی فلان میشه این میشه زشته بابا آخه اگه زشت بود این همه آدم نمیکردن بعد ساعت ۹ شب میتوام برم سر کوچمون داداشم نمیزارع
Iran, Islamic Republic of
22:43 - 1399/02/24
14
من ۱۶ سالمه ولی حتی مدرسه ک سر کوچمونه هم نمیزارع برم میگه ب مردم اعتماد ندارم
اصلا نمی‌دونم چیکار کنم
دیوونه شدم....
همه دوستام پز میدن ولی نمیزارع میگ هرجا بگی می‌برمت ولی هر چقدر میگم بریم سرکوچه نمیاد
حتی پسراام مسخرم میکنن
نا معلوم
Iran, Islamic Republic of
13:02 - 1399/02/26
250
خوشبحالتون من ۲۲ سالمه و پدرم حتی میبره دانشگاه و میاره تا حالا تنهایی مغازه سر کوچهم نرفتم واقعا. نمیدونم چیکار کنم /تاحالا واس خودم زندگی نکردمو سختگیر ترین پدر دنیارو دارم فکنم
بدون نام
Iran, Islamic Republic of
06:14 - 1399/03/06
39
من١٤سالمه اصلا خانوادم نميزارن برم بيرون مخصوصن پدرم مادر زياد گير نميده ولي بابام واقعا سخت گيره ن ميزاره آرايش كنم ن ميزاره برم بيرون واقعا خسته شدم دوستام هميشه تنها ميرن بيرون ولي من اصلا
بی نام
Iran, Islamic Republic of
16:11 - 1399/03/14
107
من۱۹سالمه یکساله ک مدرسم تموم شده واصلن بیرون نمیرم ینی خانوادم این اجازه رو نمیدن که من برم بیرون اجازه هیچکاری رو ندارم دیگه احساس خوبی به خونمون ندارم وقتی تو خونه هستم احساس آرامش ندارم.. کاش میشد ک جواب بدید یا رهنمایی کنید!
پاسخ ها
مدیر پایگاه

همراه عزیز نی‌نی‌بان، اگر سوالی از متخصصان دارید در آدرس زیر مطرح کنید


http://bit.ly/31AMOqp

بدون نام
Iran, Islamic Republic of
12:22 - 1399/03/15
23
پدر و مادر من هر چی بگم گوش میکنن
Iran, Islamic Republic of
14:37 - 1399/03/15
103
دگ خسته شدم خانوادم خیلی قدیمی فکر میکنن دوستام خوش میگذرونن و خوشحالن ، من تو این سنم افسردم
بدون نام
Iran, Islamic Republic of
15:35 - 1399/03/21
44
سلام. من 16 سالمه
من تو فامیل دختر همسن خودم ندارم یا 6، 7 از خودم کوچکترند. خیلی بیرونم نمیریم خیلی احساس تنهایی میکنم. بقیه دوستان کلی مثل خودشونو دارن باهم بیرون میرن، خانوادم خیلی قدیمی فکر می‌کنند. خسته شدم هرجا میخوام برم باید کلی راضی شون کنم من خودم فکر میکنم افسردگی گرفتم اصلا درکم نمیکنن، نمی‌خوان قبول کنند ب کمی استقلال نیاز دارم. اگه میشه جواب بدید. خسته شدم دیگه
پاسخ ها
مدیر پایگاه

همراه عزیز نی‌نی‌بان، اگر سوالی از متخصصان دارید در آدرس زیر مطرح کنید


http://bit.ly/31AMOqp

Iran, Islamic Republic of
23:32 - 1399/03/23
7
سلام من دخترم 12 سالمه پدر و مادرم اجازه نمیدن مثل بقیه م سن نام ارایش کنم نمیزارن میخوام برم پارک جلو خونمون با دوستام بازی کنم نمیزارن تازه فحش هم میخورم افسردگی وحشتناک خفیفی گرفتم هر وم و با گریه میگزرونم مادرم و ابجیم اینطوری هستم ولی درم مهربونه خدایا چیکار کنم
Iran, Islamic Republic of
14:04 - 1399/03/24
75
سلام
من یه دختر ۱۷ ساله هستم و اسفند ۱۸ سالم میشه
تاحالا مامان بابام نزاشتن حتی تنها تا سر کوچه برم
همه‌ی دوستام باهم میرن بیرون ، عکساشونو میبینم میشینم حسرت میخورم
حتی دختر عموم که تو سنه خودمه، همش با دوستاش بیرون میره ولی من هیچ جا تاحالا نه تنها نه با دوستام نرفتم
واقعا دارم افسرده میشم
تنها هدفم اینه که دانشگاه یه شهر دیگه قبول شم بتونم از اینجا برم
خیلی حس بدیه که نتونی از این سن استفاده کنی و شاد باشی
مطمعنم بعدا حسرت اینو میخورم که چرا تو دوران نوجوونی و این سنم هیچ لذتی از زندگیم نبردم
Iran, Islamic Republic of
21:39 - 1399/03/27
12
سلام من 16 سالمه ... خوانوادم اصلا اجازه هیج کاری بهم نمیدن ... ار 10 سالگی دوستام شروع کردن به ارایش کردن . بیرون رفتن .گوشی داشتن و خیلی چیز دیگ ... من هنوز نه اجازه دارم ارایش کنم نه میتوم بیرون برم . هر روز عکسای دوستامو میبینم که همش بیرونن و دارن خوش میگذرونن و همیشه حسرت میخورم میشینم گریه میکنم ... خیلی باهاشون حرف زدم اما فایده نداره ... واقعا دلم میخواد فرار کنم ... من حتی از دوستی با پسر ها خوشم نمیاد ... و فقظ دوس دارم با دوستام باشم ... واقعا خسته شدم
بدون نام
Iran, Islamic Republic of
23:33 - 1399/03/30
3
سلام من ۱۳سالمه ولی مامانم نمی زاره من حتا تا پایین خونمون برم هر روز من گریه هست
Iran, Islamic Republic of
16:20 - 1399/03/31
2
لطفا یک راهی پیشنهاد بدین حرف بزنین راه کل بگین من پدرم راضیه میگم میخوام برم خونه مادر بزرگم مامانم میگه نه در حیاط وای میستی زشته لطفا کمک کنید پدرم راضین اما مادرم نه
پاسخ ها
مدیر پایگاه

همراه عزیز نی‌نی‌بان، اگر سوالی از متخصصان دارید در آدرس زیر مطرح کنید


http://bit.ly/31AMOqp

Iran, Islamic Republic of
14:36 - 1399/04/02
6
سلام من 15 سالمه مدرسمون خیلی نزدیکه خانوادم نمیزارن برم تنهایی میترسن بدزدتم یا اینک میگن خیلی دوره من از هرجایی میتونم برم بیام
بیرون ک اصن نمیزارن تنهایی برم حال و هوام عوض شه انقد تو خونه موندم اصن بیرون نمیریم فخش میدن میگن تو غلط میکنی بری بیرون
مهدیس
Iran, Islamic Republic of
21:37 - 1399/04/05
3
من ۱۲ سالمه و یک ما دیگه میرم ۱۳ خیلی ناراحتم مامان بابام میگن حق نداری بری کوچه ولی همه ی دوستام تو کوچن هر دفعه هم یه بهونه میارن الان هم بهونشون شده کرونا دیگه خسته شدم و همش میگم خوش به حال دوستام
من نمیخواهم نگرانم باشن میخواهم مثل بچه های دیگه باشم خسته شدم دیگه
تازه من میرم دوچرخه سواری
بابان همش میاد دم در هم آبرومو برده هم بدم میاد
من نمیخواهم نگرانم باشن
بی نام
Iran, Islamic Republic of
16:29 - 1399/04/06
11
من 15 سالمه و اکثر دوستایی که دارم آزادن و پدرو مادرشون بهشون اجازه میدن که با دوستاشون برن بیرون ولی مامان و بابای من یجوری رفتار میکنن انگار من برم بیرون با دوستام چی میشه. از رفتارشون کاملاً مشخصه که بهم اعتماد ندارن ولی فقط بهونه های مزخرف رو میارن که به تو اعتماد داریم به جامعه اعتمادی نیست. دیگه ازشون خسته شدم. اصلا احساس میکنم زندانیم تا بچه ی اونا
دلارام
Iran, Islamic Republic of
18:15 - 1399/04/06
2
من پدرم اجازه میده ارایش کنم گوشی داشته باشم اما اجازه نمیدن تنها بیرون برم همش میگن باید با خواهرت بری حتی بادوستام هم اجازه میدن ولی تنهایی نه....
Iran, Islamic Republic of
18:57 - 1399/04/10
6
دلتونو الکی خوش نکنید ، من ۲۳سالمه ، دانشگام رفتم و همچناااااان خانوادم همونن ک بودن. بهشون میگم باید با بچه ها بریم درس بخونیم امتحان بدیم میگن نه. هه. از بچه گیم همه عشقو حال بودن من پشت پنجره. من ته این راهو رفتم خودکشی دعوا پیچوندن و لو رفتن ک تا دلتون بخواد ، ولی نوچ فایده نداره. اینا حرف نمیفهمن. دیگ خودم میپیچونم رفیقامو ک واسم ن تولد بگیرن ن برم تولدشون چون میدونم ضایه میشم. هم ارایش میکنم هم گوشی و اینا دارم ولی خب بیرون ممنوعه بجز دانشگا ک اونم داستانای خوشو داره. خودتونو سرگرم کنید تا ۲۵سالگی اینا ول کنتون نیستن.
Iran, Islamic Republic of
15:21 - 1399/04/13
1
سلام من 14سالمه نمیدونم چرا خانوادم اینجوریه مخصوصا مامانم حتی بادختر خالمم بزور و التماس میذاره برم توکوچه خونه دوستمم سرکوچمونه اصلا نمیذاره فکر میکنن ک من میرم بیرون میخوام چکار کنم
بدون نام
Iran, Islamic Republic of
12:11 - 1399/04/20
1
سلام
من ۱۲ ساله هستم و پدرو مادرم اصلا منو بیرون نمی برند
خسته شدم از بس که از خونه نمیرم بیرون افسرده شدم
پاسخ ها
مدیر پایگاه

همراه عزیز نی‌نی‌بان، اگر سوالی از متخصصان دارید در آدرس زیر مطرح کنید


http://bit.ly/31AMOqp

خسته شدم دیگه لعنت به همتون:(
Iran, Islamic Republic of
19:55 - 1399/04/21
7
از پدر مادرا میخام حتما بخونن‌.بقیه هم بخونین لطفن میدونم مشکل شما هم هست .من ۱۶ سالمه مدرسه نمونه درس میخونم چ معدلم ۲۰ بوده همیشه ‌.هییییچ هم سنی تو فامیل ندارم فقد یه دختردایی روانی ک واقعا یه روانشناس ک هیچ هرکسی ک ببینتش میفهمه افسرده س
میگم فلانی دوس نداری با دوستات باشی؟ میگه ک چی بشه؟!!!! ینی یه دونه دوست هم نداره .واقعا عجیبه ‌.بعد خونوادم تا من میگم بزارین یکم برای خودم زندگی کنم میگن از دخترداییت یاد بگیر همش سرش تو درس و کتابه ب خدا قسم من همیشه معدلم از اون بالاتر بوده و هست .خلاصه همیشه با کسایی معاشرت دارم ک ۴۰-۵۰ سالشونه (فامیلا) .دیکه خسته شدم حوصلم سرمیره خونوادم همه تو جمع میشینن پیش هم سناشون ولی من اصلا از موضوع بحثشون و اخلاقشون خوشم نمیاد:( خداوکیلی فامیلای خوبی هم نداریم و هرشب هرشب هم میبینیمشون .
اصلاااااا نمیزارن از خونه تکون بخورم بدون اونا .مامانمو قبلنا خیلی دوس داشتم ولی الان از گفتن این حرف شرمندم ک ازش بیزارم آرزومه نبینمش آرزومه یه لحظه نباشه .از پدر مادرا میخام مثل خونواده من رفتار نکنن چون بچشون ازشون بیزار میشه .
دوستای گلم من همه کاری کردم بی فایده س .نمیفهمن! با حرف زدن متقاعد نشدن .هرچی سر ب زیر بودم ول کن نبودن .زدم تو فاز داغون کردن خودم .الان هرروز مشروب سیگار الکل گریه خودزنی خودکشی ناموفق قرص
مامانم میدونه این بلاهارو ب خاطرچی ب سر خودم میارم ولی براش مهم نیست حرف حرف خودشونه !
یه دختر همسایه هم داریم ک فامیلمونه و دوستمه خیلی دوسش دارم نمیزارن باهاش یه کلمه حرف بزنم .بعضی وقتا پیام میدم میگم بیا پیشم میگه تا خونوادت باز سنگ رو یخم کنن؟؟ میگه این چ خونواده ای ک داری؟
حق داره چون اون خیلی دختر خوبیه منم واقعا دختر عاقلی هستم و رفتارم خیلی سنگین و باوقاره همه اینو بم میگن .
ازخدا میخام از این برزخ نجاتم بده
خدایا خودت میدونی چقد ناراحتم و حسرت دارم ..خدا به هممون ک این مشکلو داریم کمک کنه ولی بعید میدونم
Iran, Islamic Republic of
16:26 - 1399/04/29
1
یکی یه راهکار بده که چه جوری پدر و مادرم رو رازی کنم که اینستا و تلگرام رو نصب کنم هر کی بگه میره بهشت راست میگم ترو خدا یه راهکار عالی بدین اخه من 13 سالمه برای همین میگن تو هنوز کوچیکی ولی همسنام دارن
پاسخ ها
مدیر پایگاه

همراه عزیز نی‌نی‌بان، اگر سوالی از متخصصان دارید در آدرس زیر مطرح کنید


http://bit.ly/31AMOqp

ناشناس
Iran, Islamic Republic of
13:43 - 1399/05/02
2
مطالب تون مفید بود شما که پدر یا مادرتون اجازه نمیده برید بیرون حتما یه دلیل های داره ما که نباید سخت بگیرم درزم اگه اجاز نمیداند یعنی به شما شک دارند یا به شما اعتماد نمی کند روز خوبی داشته باشید.........
Iran, Islamic Republic of
20:17 - 1399/05/02
1
سلام من یک دختر ۱۳ساله ام و کلاس هفتمم وقت کلاس شیشم بودم همه دوستام میرفتن بیرون ولی مامان بابای من اجازه نمیدادن تا برم بیرون بعد خیلی قصه میخوردم تازه بعضی وقتا گریه میکردم بعد تا اینکه فهمیدم یک راهی هست به البته مامانم اجازه میداد برم بیرون بابام اجازه نمیداد همیشه میرفتم پیشش گریه میکردم داد بیداد میکردم بعداز مدتی مامانم خسته شد رفتم پیشش ازش قول گرفتم تا بزاره بیرون ساله دیگه گفت باشه تو الان درساتو بخون تابسون همجا برو الان تابستونه هروقت میخوام برم بیرون راحتم به مامانم میگم مامان من رفتم بیرون الان که یک رو حتی تو خونه نیستم یکسره بیرونم
عاطفه
United Arab Emirates
14:20 - 1399/05/04
0
سلام مامانم با بابام اصلا نمیزارن برم بیرون میگن پسرا هستن خطرناکع همش میگن تا من هستم برو نمیزارن با دوچرخه خودم با دوستام برم چون مامانم بابابام چن روز دیدن که چن تا پسرا دنبالمن برای همین نمیزاره خب من به اونا چی بگم که دنبالم نیان افسرده شدم
فاطمه
Iran, Islamic Republic of
14:32 - 1399/05/06
8
من مامانو بابام یه روز درمیان میزارن با دوستام تنهایی بریم بیرون و خودمم راضی هستم...
نازنین
Iran, Islamic Republic of
20:29 - 1399/05/08
11
من بخاطر محدودیت مجبور شدم از کسی که دوسش داشتم جدا بشم چون شش ماه یه بار هم نمیتونستیم همو ببینیم و من بیست سالمه و واقعا نمیدونم دیگه چیکار کنم
مبینا
Iran, Islamic Republic of
18:03 - 1399/05/11
3
خسته شدم افسرع شدم نالص شدم دیوانه شدم منو بیاید ببرید
Iran, Islamic Republic of
20:28 - 1399/05/11
25
سلام من ۱۲ساله هستم بابام و مامانم نمیزارن برم بیرون من همیشه با دوچرخم تا سر کوچمون میرفتم الان اجازه اونم نداره چون متاسفانه همه ی پسرا میان سر کوچمون میشینن بابامم فکر میکنه بخاطر منه بخدا خیلی خستم از این زندگی بعضی وقتا انقدر ازشون متنفر میشم که نمیخوام صورتشون رو ببینم پس چرا برام دوچرخه میخرن چرا وقتی بهم خوبی میکنن این خوبی تبدیل میشه به نفرت میشه امید وارم زود این روزا بگذره مامانمم سختری مادر دنیاست بابامم انتظار داره تو این سن مانتو روسری رو سرم کنم ولی من فقط دعا میکنم فقط دعا
پوریا
Iran, Islamic Republic of
15:56 - 1399/05/19
2
سلام
من ۱۴ سالمه
من پدر و مادرم اونقد سخت نمی گیرن
ولی بعضی کاراشون واقعا رو مخه
کلا فقط یه بار تنهایی رفتم بیرون
مجبورم کل روز سرم تو گوشی باشه دیگه
بعد می گن چرا همش سرت تو گوشیه
خب عزیز من اگه برم بیرون سرم تو گوشی نیس و حوصله ام سر نمیره
بدون نام
Iran, Islamic Republic of
15:02 - 1399/05/20
0
سلام من ۱۸ سالمه مامانم نمیزاره برم بیرون دیگه خسته شدم ی راه حل بگین؟؟
پاسخ ها
مدیر پایگاه

همراه عزیز نی‌نی‌بان، اگر سوالی از متخصصان دارید در آدرس زیر مطرح کنید


http://bit.ly/31AMOqp

بدون نام
Iran, Islamic Republic of
12:47 - 1399/05/24
2
سلام منم همین مشکلودار اما ن در این حد
خب بنظرم شما ها ی مدت اسم بیرون رفتنو نیارید و فقط مشغول جلب اعتماد پدرو مادرتون باشید
یه بیچاره
Iran, Islamic Republic of
14:18 - 1399/05/25
19
سلام
من ۱۷ سالمه ولی مامان و بابام نمیزارن حتی با دوستام برم بیرون
دوستام همش بهم میگن باهاشون حرف بزن ولی وقتی هم باهاشون حرف میزنم محل سگ هم نمیدن!!تازه بابام بهم فوش هم میده و جوری سگ میشه انگار من کاره خلافی کردم!
خسته شدم خسته شدم چرا من همیشه باید اینقدر بدبخت باشم!حالم از خودم و زندگیم بهم میخوره...حالم از جمله ی ما به تو اعتماد داریم ولی به جامعه نه بهم میحوره
چرا من همیشه باید بچه حرف گوش کن و خوب باشم
وقتی هم میخوام برم بیرون همش باید مامانم دنبالم باشه!
تا یچی میشه میگن خودت باید مستقل باشی ولی وقتی فقط یه تنهایی بیرون رفتن یا حداقل با دوستام بیرون رفتنو میخوام جامعه خطرناک و بد میشه
Iran, Islamic Republic of
12:28 - 1399/05/29
1
20 سالمه ولی نامادریم میگه حق نداری از خونه بری بیرون منم جرات ندارم برم چون کتکم میزنه
بدون نام
Iran, Islamic Republic of
16:18 - 1399/05/29
1
سلام. من ۱۶ سالمه و کلاس دهم هستم. تا حالا هیچ وقت آزادی نداشتم و همیشه محدود بودم. انتظار هم ندارم که مادر و پدرم مثل بقیه اجازه ی آرایش و اینجور چیزا رو بهم بدن چون اینا برام اهمیتی نداره. فقط دوست دارم بتونم گاهی با دوستام برم بیرون ولی فقط کافیه اینو به بابام بگم.... و با یه نگاه چپ چپ روبه رو بشم. من حتی تا امسال گوشی هم نداشتم. و فقط به خاطر اینکه مسئله کرونا پیش اومد و کلاس آنلاین داشتم بابام برام گوشی گرفت. با اینکه اگه میخواست میتونست هروقت خواستم برام بهترین گوشی رو بخره ولی تو این سن برام خرید. خواسته ی زیادی نیست چون من اهل هیچ کدوم از چیزایی ک تو جامعه پر شده نیستم. و فقط و فقط میخوام ک وقتی دلم برا دوستام تنگ میشه بتونم باهاشون بدم بیرون و همو میبینیم. نه اینکه هر بار یه بهانه بیارم ک نمیتونم بیام
بدون نام
Iran, Islamic Republic of
02:23 - 1399/05/30
0
ببینید ب نظر من برید عاقلانه با پدرمادرتون حرف بزنید من 16 سالمه خانوادم هیچ کاری بهم ندارن ولی من خودم پامو از خونه بیرون نمیذارم حتی بعضی وقتا مامان باهام بحث میکنه ک چرا نمیری بیرون اخه افسردگی میگیری و دعوای شدید بام میکنه سر بیرون نرفتن و بزور منو میکنه بیرون ک فقط برم هوایی بخورم
بشینید با مادرتون حرف بزنید بنظرم مادر بهترین دوسته ادمه دوستانه باهاش حرف میزنید مطمئنم قبول میکنه و بعدش ازش خواهش کنید ک پدرتونه راضی کنه چون از دست مادرا همه چی بر میاد
Hooman amani
Israel
16:29 - 1399/05/30
12
همه اینجا دخترن ولی من که یه پسر ۱۵ سالم مامان بابام میگن کروناست و نمیزارن با دوستام برم بیرون هی مجبورم دوستامو بپیچونم آخه این چه عدالتیه این چه زندگیه من دارم چرا رفیقام باید باهم برن بیرون و شاد باشن و عهدی زندگی کنن منم توی خونه زندانی و افسرده باشم اگر پدر و مادری داری این پیامو میخونی و نمیزاری بچت بره بیرون بت بگم داری ظلم خیلی خیلی بزرگی بشون میکنی تو خودت متوجه نمیشی ولی خیلی آسیب بدی به اونا وارد میشه افسرده شدیم روانی شدیم تو این وضع کشور تازه زندانی هم باشیم تو خونه خودمون خو لعنتی ها بزارید بریم بیرون مرضتون چیه چه مشکلی دارید با ما طرز فکر ابلهانتونو عوض کنید
بدون نام
Iran, Islamic Republic of
14:58 - 1399/06/01
0
من دخترم 13 سالمه پدرم راضی شده که بریم خونه فامیلمون اما هر چی میکنم مادرم راضی نمیشه نمیدونم چیکار کنم
بدون نام
Iran, Islamic Republic of
13:53 - 1399/06/02
1
سلام من 18 سالمه.. خانواده منم مثل تموم خانواده های دیگه اجازه بیرون رفتن با همسن و سالامو بهم نمیدن
باهاشون کلاسای مختلف میرم ولی اینکه بیرون برای گشتن باشه اصلا اجازه ندارم
می تونم بعد کلاسا باهاشون برم بگردم ولی وجدانم نمیزاره
هر وقت هم ازشون میپرسم چرا نمیزارید مستقل باشم آزادانه بیرون برم از خطر جامعه از حرف مردم بمیگن!!
من تا الان که 18 سالمه دختر نمونه فامیل بودم هم از لحاظ ادب و حیا هم از لحاظ پوشش و رفتار من از خودم مطمئنم که اگه با دوستامم بیرون برم دست از پا خطا نمی کنم
حرف مردم برام اصلا مهم نیست چون اگه باشه زندگیم به فنا میره
مامانم میگه شوهر کن هر کاری دلت میخواد بکن تا وقتی که خونه منی حق کار اضافی نداری میگم آخه مادر من مگه من میخوام برم بیرون چیکار کنم میخوام برم بیرون با دوستام یکم تفریح کنم قرار نیست کار خلاف شرع و قانون بکنم شما مگه منو نمیشناسی من همچین آدمیم
حالم بد میشه که شوهرکردن دخترو وسیله آزادیش میدونن مگه یه دختر شوهر میکنه تا آزاد باشه نه میخواد خانواده تشکیل بده
نمی دونم چرا تمام دوست هارو عامل انحراف میدونن
نمی دونم چیکار کنم خیلی خسته شدم وقتی نظرارو میخوندم که بیشتر کسایی که مشکل مثل من دارن دانشگاه رفتن و عامل آزادی میدونن دلم میگیره از این جامعه و سطح فکری که باعث شده جوونا به جای اینکه دانشگاه و محل کسب علم و موفقیت بدونن محلی برای فرار از فشار های خانوادشون میدونن
کاش خانواده ها هم یکم به حرف دل ماها گوش کنن بدون اینکه ما رو قضاوت کنن یکم درکمون کنن
همه بد نیستن همه دشمن ما نیستن همه قرار نیست بدبختمون کنن همین فکرای منفی باعث شده خیلیامون افسرده و سرخورده بشیم
Iran, Islamic Republic of
17:36 - 1399/06/12
0
سلام من نظر بقیه رو که خوندم فهمیدم که ناشکری میکردم
من هر روز یه ساعت یا یه ساعت و نیم با دوستام (تنهایی میرم بیرون)
محرم هم با دوستام تا یک شب میریم هیئت خلاصه شما هم نظرانو بخونید و ناشکری نکنید
راستی من 12 سالمه
درضمن اگه میخواین از پدر و مادرتون یه چیزی بخوای نگین چرا نمیزاری من بزرگ شدم اور ازش تشکر کنیم که پدر یا مادر عزیز میدونم چقدر دوسه داری ایمیل همش از روی محبتته منم میفهمم و خیلی متشکرم ولی تو خونه حوصلم سر رفته میشه با دوستام برم بیرون
یه دختر ۱۶ ساله.براز اون دختری ک خونوادش میگن شوهر کردن حکم ازادیه
Iran, Islamic Republic of
02:49 - 1399/06/13
1
ببین عزیز دلتو ب این حرفا خوش نکن
نمدونم برادر داری یا ن . ولی میدونم ک پدر داری.الان پدر و برادرت هر کی هستن و هر کی ان ( قصد بی ادبی ندارم . حرفای دلمه) مطمئن باش شوهرت یکی بدتر از اوناس ک میگه بدون چادر حق نداری بیای بیرون.مرگ تنها راه ازادی از دست این جور خونواده هاس.باورت میشه من سر قضیه این ک توی مدرسه داخل کلاس بین ۳۰ تا دختر و یه معلم زن مقنعه ام افتاد یه جوری از بابام کتک خوردم ک با گریه وایسادم جلوش گفتم اززززززززززززززت متنننننننننننففففففففففرررررررم .
شوهر کردن برای ما یعنی از چاله در بیایم بیوفتیم تو چاه
Iran, Islamic Republic of
23:31 - 1399/06/30
0
من تقریبا سه روزه ک زندگیم فقط با گریه میگذره شبا بیدارم روزا خواب و افسرده شدم من هیچوقت بچگی نکردم :( من الان ۱۳ سالمه ولی حتی اجاره ندارم عکسم رو با حجاب پروفایلم یا استوری بزارم
چرا چون شهر کوچک زندگی می‌کنیم من اجازه ندارم یکم روسری یا شالم عقب باشه چون توی شهر کوچک زندگی می‌کنیم حداقل شماها میدونید ک پدر مادرتون همیشه پشتتون هستن ولی خانواده من نه ‌..‌‌‌.. توروخدا راهنماییم کنید از این زندگی نکبت بار خلاص شم
ارسال نظر
*پر کردن قسمت هایی که ستاره دارد ضروری است.
نام:
ایمیل:
* نظر:
* کد امنیتی: