74
کد: 209469
28 شهريور 1398 - 22:55
ویژگی های مدرسه خوب چیه؟ این سوالیه که قبل از انتخاب مدرسه برای پسرم از خوددم پرسیدم.

ویژگی های مدرسه خوب چیه ؟ این سوالیه که قبل از انتخاب مدرسه برای پسرم از خوددم پرسیدم. و سوال بعد اینکه چجوری در تکالیف مدرسه با پسرم همکاری کنم که خودش مستقل باشه و بدون نیاز به من به تکالیف و درسش برسه؟ میخواستم به درسش به عنوان یک وظیفه نگاه کنه و اون را با کیفیت انجام بده. بذارین همه ماجرا رو از اول براتون بگم….

ماجرای من
قبلا دیده بودم که دوستانم در رابطه با تکلیف شب و درس خوندن فرزندانشون چگونه برخورد میکنن. اون هایی که فرزندان درس خون و در ظاهر موفقی داشتند را زیر نظر گرفته بودم. دیده بودم مادر دائما به فرزندش درباره درس خوندنش تذکر میده و و اینکه:
-دیر شده، پاشو برو دفتر و کتابت رو بیار،تکلیفت رو انجام بده.
- مگه فردا امتحان نداری، تلوزیون رو خاموش کن، برو سراغ درس و مشقت و…..
- باید زودتر بریم خونه، فردا امیرعلی امتحان داره، هنوز درسش رو نخونده، کلی هم تکلیف داره…
می دیدم بچه ها به عنوان یک پدیده ملال آور با تکلیف و درس برخورد میکنن و رابطه بین مادر و فرزند در حین انجام تکالیف اصلا رابطه قشنگ و شیرینی نیست و مادر خیلی از ابزاری به نام پاک کن برای اصلاح اشتباهات فرزندش در نوشتن تکلیف، استفاده میکنه.
میدونستم این کارها کاملا اشتباهه ولی راستش هنوز فرصتی فراهم نشده بود تا در این باره به طور جامع تحقیق کنم. تا اینکه فرزندم به شش سالگی رسید و تصمیم گرفتم قبل از ورودش به دبستان و دنیای شیرین قلم و کاغذ، این موضوع رو حسابی مورد بررسی قرار بدم.
دست به اینترنت شدم و رفتم تو سایت آمازون تا جدیدترین و پرفروش ترین کتابهای دنیا رو در این زمینه تهیه کنم، و ناامیدانه دیدم به جز یکی، هیچکدوم به فارسی ترجمه نشده بودن. دست به دامن کتابخونه اسناد ملی شدم تا اونجا لیست همه کتابهای چاپ شده در ایران با این موضوع رو پیداکنم. باز هم نتیجه جالب نبود.
فکر میکردم این موضوع خیلی مهمه و حتما به منابع خیلی خوبی میرسم اما اصلا این طور نبود. حدود چهار تا کتاب که به نظر مفید میرسیدن رو انتخاب کردم و وقتی پست چی اونا رو بهم تحویل داد، شوکه شده بود از بس هیجان داشتم و میخواستم بسته رو باز کنم.
وقتی بسته رو با عجله و هیجان باز کردم و کتابها رو ورق زدم حالم دیدنی بود یه چیزی تو این مایه ها.
بهتره چیزی نگم در این باره…. به هر حال شروع کردم به خوندن همون کتاب خارجیه که در ایران با عنوان مشق بدون اشک ترجمه شده و خیلی راحت اینترنتی میشه تهیش کرد. کتاب مفیدی بود ولی نویسنده هاش(لی کانتر- لی هاوسنر) خیلی به کنترل بیرونی اعتقاد داشتن.

کنترل بیرونی یعنی چی؟
کنترل بیرونی به زبون ساده یعنی ما دائم به بچه هامون بگیم چیکار کنن، چیکار نکنن. راستش این روش خیلی تو دنیا منسوخه و دیگه تئوری های خیلی باحال دیگه ای مثل تئوری انتخاب ویلیام گلسر رایج شده .
تو تئوری های جدید ما به دنبال این هستیم که فرزندمون رو یه جوری بار بیاریم که حتی وقتی ما کنارش نیستیم یا خودش تنهاس، درست و انسانی و اخلاقی عمل کنه. من به این روش میگم فعال کردن کنترل گر درونی.
بعد از خوندن کتاب شروع کردم به جست و جو تو سایت های معتبر خارجی و داخلی و خوندن مقاله های مختلف و نوشتن و نوشتن و نوشتن.
حالا دیگه وقت عمل بود، آدم کوچولوی خونه ما بعد از دو ماه تحقیق نفس گیر و البته پر هیحان مامان نویسنده و پژوهشگرش به همراه یک لیست بالا و بلند از ویژگی های مدرسه خوب، وارد دبستان شد و من با انرژی فوق العاده ای میخواستم هم اونچه که میدونستم رو پیاده کنم. اما یه مشکل وجود داشت که احساس کردم منو دچار تضاد میکنه و نمیذاره اونچه رو میدونم عملیاتی کنم. دو هفته بیخوابی داشتم…. تحقیقاتم در عمل به بن بست خورده بود!
اصلا باورم نمیشد آخه من از اون دسته از آدم هایی هستم که سرم به بالش نرسیده، خوابم میبرد. بالاخره دلیل این حال بد رو کشف کردم، مدرسه ای که پسرم را با دو ماه دوندگی توش ثبت نام کرده بودم، خیلی به روش های کنترل کردن بچه ها و ترسوندن اونها اعتقاد داشت. خیلی شلوغ بود و معلم برای آروم کردن بچه ها از تهدید استفاده میکرد. بدترین جای ماجرا این بود که تقریبا بیشتر مادرا معتقد بودن، خب معلم حق داره و پسرا رو تا نترسونی ساکت نمیشن که . تو خونه از پس یکیشون برنمیایم چه برسه به سی و شیش تا پسر بچه شیطون. من تو رابطه معلم و شاگرد هیچ رابطه دوستانه ای نمیدیدم و حاضر نبودم بذارم فرزندم روز یپنج ساعت از وقتش رو تو چنین فضای بی مهری که از نظر همه طبیعی و حتی لازم بود تلف کنه.
تصمیمم رو گرفتم و این بار تمام اولویت هام رو نوشتم. اینکه میخوام چه ارزش هایی به فرزندم منتقل بشه و چه چیزهایی خط قرمزمه.

ارزشهای اصلی من در لیست جدید ویژگی های مدرسه خوب 
۱- معلم با حوصله و اهل تعامل
یعنی وقتی بچه ها شیطنت میکنن حوصله به خرج بده و از اهرم تهدید استفاده نکنه، کمتر جیغ بزنه!!! یعنی بشه باهاش راحت حرف زد. مثلا اگه فرزندم جزء بچه های کند نویسه با هم همکاری کنیم تا حل بشه و به فرزندم کمک کنیم. اگه مشکلی پیش بیاد بتونم راحت و دوستانه و بدون نگرانی از قضاوت، باهاش ارتباط برقرار کنم. به نظرم این موضوع در بین ویژگی های مدرسه خوب باید در درجه اول قرار بگیره.
۲- خلوت بودن کلاس
با صحبت با معلم های مختلف ، متوجه شدم خیلی از شلوغی کلاس ها گله دارند و معتقدند این، موضوع کیفیت آموزش رو پایین میاره و از طرفی کنترل بچه ها رو سخت میکنه. در نتیجه معلم هم زودتر از کوره در میره. خب اینم از دومین قسمت از ویژگی های مدرسه خوب، البته از دیدگاه من.
۳- حیاط مدرسه
برام مهم بود حیاط مدرسه کوچیک نباشه. با شناختی که از کودکان دارم، میدونم نشستن بیشتر از ربع ساعت برای بچه های کلاس اولی سر کلاس خیلی سخته و متاسفانه اونا باید ۴۵دقیقه این وضعیت رو تحمل کنن. پس برام خیلی مهم بود که حداقل در زنگ تفریحِ کوتاه و زنگهای ورزشی که دارند بتونن به اندازه کافی بدوند و انرژی شون رو تا حدی تخلیه کنن.

شاید با خوندن اولویت های من تعجب کرده باشین و بگین : همین
راستش اگه تنها دو ماه قبل از شروع مدارس این مطلب رو میخوندم میگفتم این ها که اولویت نیستن ، ضرورتن، و خیلی راحت از کنار این مقاله میگذشتم. ولی راستش وقتی با واقعیت تلخ شیوه برخورد با بچه ها در مدارس و البته به ویژه مدارس پسرانه در ایران از نزدیک مواجه شدم ، مجبور شدم اولویت هام رو تا حد امکان پایین بیارم و انتخابی رو داشته باشم که کمترین آسیب رو به فرزندم بزنه. این سه مورد از ویژگی های مدرسه خوب به راحتی انتخاب نشد. یادمه وقتی لیست جدید رو نگاه میکردم، گریم میگرفت… و به خودم می گفتم چی در انتظار علی جانه…
و البته همه این چالش ها باعث شد دو تا اتفاق خیلی خوب دیگه هم بیفته و ما از اونها به عنوان فرصتی برای رشد و تبدیل دنیا به جای بهتری برای زندگی استفاده کنیم :
اتفاق اول اینکه نتیجه تحقیقاتم رو در ارتباط با نحوه برخورد و همکاری والدین با تکلیف و درس بچه ها رو بومی تر کنم که مناسب فضای آموزشی در ایران باشه و کاربردی باشه و اون رو به صورت یک ویدیوی دوساعته در اختیار والدین و معلمین کشورم قرار بدم که لازمه بگم تا حالا حداقل من چنین ویدیو و تحقیق جامع و کاربردی ای در این زمینه ندیدم.
اتفاق دوم اینکه همکاریم رو با مدارس بیشتر کنم و برای والدین و معلمین کارگاه های آموزشی با توجه به نیازهای اونهابرای تربیت فرزندانشون ترتیب بدم. تا بتونیم دست در دست همدیگه فضای آموزشی کشورمون رو ارتقا بدیم و به استانداردهای جهانی نزدیک تر کنیم. وقتی ما آگاهی مون افزایش پیدا کنه ، دیگه وقتی توی مدارس با فرزندمون با زبان تهدید، صحبت میشه میدونیم باید چطور برخورد کنیم و فکر نمیکنیم این وضعیت طبیعیه و بجز با این روش نمیشه بچه ها رو تربیت کرد.
وقتی ذائقه ما تغییر کنه، مدارس هم مجبورن تغییر کنن.
این بار اما، واقع بینانه تر به موضوع نگاه کردم و تنها سه تا از اولویت های اصلیم رو انتخاب کردم و شال و کلاه کردم برای پیدا کردن یک مدرسه جدید… این موضوع فقط بین خودم و همسرم بود و حتی فرزندم اطلاعی از این موضوع نداشت. نمیخواستم فکر فرزندم مشغول بشه .
این بار دیگه از والدین چیزی نمیپرسیدم، تو حیاط مدارس می نشستم و در زنگ تفریح و موقع صف گرفتن بچه ها فقط نظاره گر رفتار کادر مدرسه با بچه ها بودم و یا پشت در کلاس می ایستادم و به نحوه صحبت کردن و تعامل معلم با بچه ها گوش میدادم.
چون اولویت هام مشخص بودن خیلی راحت تر تونستم تصمیم بگیرم. وقتی رفتاری رو در مدرسه میدیدم که خیلی خوشم می اومد یا رفتار بدی میدیدم سریع به لیست اولویتهام نگاهی میانداختم و اگر اون مورد در اولویت هام نبود، ( چه خوب و چه بد) ازش چشم پوشی میکردم.
بالاخره مدرسه انتخاب شد و من فرزندم رو به اونجا منتقل کردم. الان مدرسه فرزندم اصلا ایده ال نیست ولی خیلی خوب میتونم با معلمش ارتباط برقرار کنم و هروقت میخوام غر بزنم یادم میاد به ارزش هام و اولویت هایی که تعیین کرده بودم و آروم میشم . امیدوارم شما هم همین الان یه کاغذ بردارید و سه اولویت اصلی تون رو در انتخاب مدرسه بنویسید. حتما نظراتتون را برای من هم بنویسید و از تجربه هاتون در انتخاب مدرسه بگید تا بقیه هم بتونن استفاده کنن و انتخاب بهتری داشته باشن.

مشاوره ویدیویی
ارسال نظر
*پر کردن قسمت هایی که ستاره دارد ضروری است.
نام:
ایمیل:
* نظر:
* کد امنیتی: