1344
کد: 26277
16 مهر 1396 - 11:32
یکی از ابعاد وجودی انسان، اجتماعی بودن اوست که در مقام تربیت باید مورد توجه قرار گیرد. بنابراین یکی از حقوقی که فرزندان بر والدین خود دارند، تربیت اجتماعی است .

 تبیان: یکی از ابعاد وجودی انسان، اجتماعی بودن اوست که در مقام تربیت باید مورد توجه قرار گیرد. بنابراین یکی از حقوقی که فرزندان بر والدین خود دارند، تربیت اجتماعی است تا استعدادها و توانایی های آنها در عرصه حیات اجتماعی شکوفا شود و بتوانند به صورت فعال و موفق در زندگی جمعی حضور یابند.

تربیت اجتماعی عبارت است از تأدیب فرزندان بر اساس التزام به آداب اجتماع و اصول ارزشمند اخلاقی و روانی در زندگی اجتماعی تا فرزندان از همان دوره ی کودکی بتوانند در جامعه حضور یابند و از حسن رفتار و ادب و تعادل روحی و روانی و خرد ورزی در برخورد با دیگران برخوردار باشند. البته تربیت اجتماعی با دیگر مراحل تربیتی نیز مرتبط بوده و مجرد از سایر مراحل قابل تحقق نخواهد بود. اسلام به عنوان دینی جامعه نگر به تربیت اجتماعی انسان نیز عنایت خاصی داشته و دستوراتی برای تربیت انسانهایی فعال و واقع نگر در عرصه ی حیات جمعی ارائه نموده است.
تقوی، کرامت، قناعت، عفو و بخشش، احترام به شخصیت دیگران و تواضع، اعتماد به نفس، نظم و انضباط، شفقت، تعادل روحی و اخلاقی، محبت متقابل، رعایت حقوق دیگران، جرأت و شهامت داشتن ،ایثار و گذشت ، نظارت و مراقبت اجتماعی ، مشورت کردن ، تعاون و همکاری و مسئولیت پذیری... جزو اصول تربیت اجتماعی است که مورد سفارش اسلام قرار گرفته اند. و بی شک خانواده اولین نهادی است که این اصول در آن تجزیه شده و کودکان و نوجوانان می توانند الگوی عملی و نمونه ی عینی آنها را در صحنه زندگی خانوادگی شاهد باشند تا در عرصه ی زندگی اجتماعی خویش آنها را به کار بندند.
بنابراین خصوصیات اجتماعی مانند سایر روحیات اخلاقی به طور ناگهانی در کودکان ظهور و بروز نمی کنند بلکه بر اساس پرورش والدین به تدریج در رفتار و کردارشان به وجود می آیند.
پدر به عنوان حلقه ی اتصال خانواده با جامعه، بیشترین نقش را در تربیت اجتماعی فرزندان و ایجاد مهارتهای اجتماعی در آنان دارد. این مهارتها شامل: مهارت داشتن ارتباط با دیگران، مهارت در گوش دادن و همدردی و ارتباط غیر کلامی و مهارت در تشخیص احساسات خویش است. محققان، مهارتهای اجتماعی را در پنج طبقه:
همکاری و کمک به دیگران، گفتار مناسب (تقاضا کردن و پاسخ آشکار)، مسئولیت پذیری، همدلی (محبت و همدردی) و خویشتنداری(صبور بودن و تحمل کردن) تقسیم بندی کرده اند.
بدون شک خانواده اولین نهادی است که این مهارتها باید در آن کسب و تجربه شوند و پدر به عنوان مدیر این نهاد که وظیفه ی ساماندهی آن را بر عهده دارد، دارای نقش اساسی است. اهمیت نقش پدر در تربیت اجتماعی و ایجاد مهارتهای مربوط به آن از چند زاویه قابل توجه است:
اولاً پدر بایستی مفاهیم این اصول را به فرزند آموزش داده و مصادیق خیر، احسان، ایثار، تعاون، مشارکت اجتماعی و... را به کودک معرفی نماید و با انتخاب شیوه هایی مناسب او را به سوی این ارزشها سوق دهد.
ثانیاً پدر به عنوان مظهر دانایی و اقتدار از نظر کودک، بایستی خود الگوی برتر و معرف رفتاری باشد که کودک را بدان دلالت می کند.
ثالثاً پدر باید با مراقبت و نظارت پیگیر، زمینه ی تکرار و تمرین این مهارتها را فراهم آورده و با گرفتن بازخوردهای مناسب، این مهارتها را در کودک تقویت و نهادینه نماید. همچنین در سنین بالاتر، تبیین درستی یا نادرستی کارها زمینه ی مناسبی را برای ارتکاب رفتاری خاص پدید می آورد. پدر باید چنین تصور و شناختی را در فرزند پدید آورد.
در اینجا به مواردی چند در رابطه با وظیفه ی والدین به ویژه پدر در ارتباط با تربیت اجتماعی فرزند، اشاره می کنیم:

مشورت کردن با فرزندان و سپردن مسئولیت به آنان:

یکی از راههای تربیت اجتماعی فرزندان، نقش دادن به آنان در تصمیم سازیها و پذیرش مسئولیتها و ایفای آنهاست. پیامبر اسلام صلی الله علیه و اله فرمودند: «الولد سید سبع سنین و عبد سبع سنین و وزیر سبع سنین» یعنی فرزند تا هفت سالگی سروری است که باید مورد احترام و اطاعت قرار گیرد و خواستهای صحیح او به نحو شایسته برآورده شود و در هفت سال دوم باید در تحت تعلیم و تأدیب قرار گیرد ودر جهت رشد و شکوفایی استعدادهای فطری او به آموزش و پرورش او همت گمارند و در هفت سال سوم وزیر است، پشتوانه و پشتیبان است یعنی کسی است که می تواند مسئولیتی را بپذیرد و به عنوان مشاور مورد مشورت قرار گیرد و از فکر و اندیشه او بهره برده شود.
لازمه ی چنین نامگذاری در هفت سال سوم، تربیت و آمادگی فرزند برای پذیرش مسئولیت در دوره ی قبل از آن است. بنابراین لازم است کودک این آمادگی را در محیط خانه و ایام تحصیل در مدرسه کسب نماید. مشورت کردن با فرزندان نوعی جلب مشارکت آنان بوده و موجب رشد و تعالی شخصیت آنان می گردد چه با این کار احساس مفید بودن و مستقل بودن کرده و راه مبارزه با مشکلات و یافتن راه حل برای آنها در آنان شکوفا می شود و اعتماد به نفس در ایشان تقویت می گردد.
علاوه بر نظرخواهی از فرزندان نوجوان باید انجام برخی از امور را نیز به آنان واگذار کرد تا خود را بنمایانند چه نشان دادن خود در دوره ی نوجوانی بخصوص امری طبیعی است که اگر این نیاز به طور منطقی و صحیح ارضاء نشود به شکلهای غیر منطقی و نامعقول اشباع خواهد شد.
با سپردن برخی مسئولیتهای مربوط به خانواده و یا امور شخصی خود فرزندان به آنها به تناسب سنشان، می توان روحیه ی کارو فعالیت، مؤثر بودن، نظم و انضباط را در آنها به وجود آورده و حس مسئولیت پذیری و مهارتهای تصمیم گیری را در آنها تقویت نمود.

یاری کردن در انتخاب دوست:

هر چند فرزندان از دوره کودکی با همبازیهای خود رابطه دوستانه را تجربه می کنند، ولیکن نقش دوستان در دوره نوجوانی برجسته و پر رنگتر است. با توجه به اینکه نوجوانان بیشتر تمایل به بروز شخصیت مستقل خود دارند و نمی خواهند تابع محض دیگران باشند، علاقمند هستند با پیوستن به گروههای همسال، ابراز وجود نمایند.
انتخاب دوست و حضور در جمعهای دوستانه و گروههای همسال برای تربیت اجتماعی فرزندان لازم است، زیرا در این ارتباط، آثار رفتار خود با دیگران را مشاهده کرده و به تنظیم آنها می پردازند و در این داد و ستدهای تجربی، پایه های رفتارهای اجتماعی انان استحکام می یابد. در این دوره پدر و مادر وظیفه دارند فرزندان خود را با معیارها و ضابطه های دوست خوب آشنا نمایند و از تحمیل مصداقها به آنها بپرهیزند. نقش والدین در این رابطه شبیه نقش نجات دهنده ی غریق است که مانع شنا کردن کسی نمی شود، ولی مراقبت می کند تا کسی غرق هم نشود.
در روایات، معصومین علیهم الاسلام به زیباترین خطاب به فرزندانشان، معیارها و ضوابط انتخاب دوست را به همراه دلایل آنها ارائه کرده اند که این خود نیز در زمینه سازی ارائه ی ارزشها قابل دقت است.
امام زین العابدین علیه الاسلام خطاب به فرزندشان می فرمایند: فرزند عزیزم مواظب باشد با پنج گروه دوستی و رفاقت نکنی و با آنها هم کلام هم نشوی و با آنها همسفر نگردی! فرزندشان می پرسد: پدر جان آنان چه کسانی هستند؟ امام در جواب فرمودند: با آدم دروغگو دوستی مکن، چه او مانند سرابی است که مطالب را بر خلاف واقع نشان می دهد، دور را نزدیک و نزدیک را دور جلوه گر می سازد. از رفاقت با فرد لاابالی و گناهکار اجتناب کن، زیرا چنین شخصی تو را به بهای یک لقمه یا کمتر از آن می فروشد. از رفاقت با شخص بخیل پرهیز کن که او در ضروری ترین مواقع نیازمندی به او، تو را یاری نخواهد کرد. از دوستی با شخص ابله نیز بر حذر باش که می خواهد تو را کمک کند، ولی ضرر می زند. از مصاحبت با کسی که قطع رحم کرده نیز برحذر باش که چنین شخصی در کتاب خدا مورد لعن و نفرین قرار گرفته است.

آموزش احترام به دیگران و برخورد سالم:

پدر و مادر بایستی این حقیقت را در عمل به فرزندانشان نشان دهند که دیگران نیز همانند آنان دارای شخصیت و آبرو هستند و همچنانکه آنان حاضر نیستند که در جامعه، مورد تمسخر و تحقیر قرار گیرند، دیگر افراد جامعه نیز متقابلاً همین انتظار را دارند که مورد استهزاء و تحقیر واقع نشوند.
پدر و مادر باید مراقبت نمایند که احترام به دیگران و اصول همزیستی، در روابط فرزند با والدین، برادران، خواهران و دوستان او شکل گرفته و نسبت به دیگران تعمیم یابد.
والدین باید به فرزند خود بیاموزند که پاره ای از رفتارهای خوب یا بد دیگران عکس العمل و بازتاب رفتارها و برخوردهای خوب یا بد خود ماست. لقمان حکیم به فرزند خود فرمود: فرزندم، مردم را دشنام مده که سبب دشنام پدر و مادر خود گردی.
بسیاری از مظاهر احترام به دیگران و برخورد سالم در روایات معصومین علیهم الاسلام خطاب به فرزندانشان مورد تأکید قرار گرفته است از جمله: پیشی جستن در سلام، مصافحه کردن قبل از کلام، گفتار نیکو با مردمان، امانتداری، احسان به دیگران، عفو، راستگویی، خوش خلقی، و پرهیز از مواردی چون عجب و تکبر، جدال، استهزاء و تحقیر افراد و ظلم و تجاوز به حریم دیگران و... .
لقمان حکیم به فرزند خود فرمود: «یا بنی ابدء الناس بالسلام و المصافحة قبل الکلام؛ فرزندم، قبل از آن که با مردم سخن آغاز کنی، در سلام کردن و مصافحه نمودن پیشقدم شو»
علی علیه الاسلام ضمن وصیت خود به امام حسن مجتبی علیه الاسلام فرمودند: «... قولوا للناس حسنا کما امرکم الله5؛ با مردم به نیکویی سخن بگویید همان گونه که خداوند شما را بدان امر کرده است»
علی علیه الاسلام به فرزند خود محمد حنفیه فرمودند: «ایاک والعجب و سوءالخلق وقلة الصبر فانه لا یستقیم لک علی هذه الخصال الثلاث صاحب و لایزال لک علیها من الناس مجانب؛ مبادا به خودبینی و بداخلاقی و بی صبری مبتلا شوی زیرا با این صفات هیچ دوستی برایت باقی نمی ماند و پیوسته تعدادی از مردم از تو کناره می گیرند»
همچنین علی علیه الاسلام در پیرهیز از استهزاء و تحقیر دیگران به فرزند خود امام حسن علیه الاسلام فرمودند: «یا بنی لا تستخفن برجل تراه ابدا، ان کان اکبر منک فعد انّه ابوک و ان کان منک فهوا خوک، و ان کان اصغر منک فاحسب انه ابنک؛ فرزندم، هیچگاه (در برخوردهایت) کسی را تحقیر مکن زیرا یا بزرگتر از توست که باید به جای پدر خود او را به حساب آوری و یا همانند (همسال) توست که برادرت می باشد و یا کوچکتر از توست که باید او را فرزند خود محسوب کنی».
علی علیه الاسلام به فرزند خود امام حسین علیه الاسلام فرمودند: «... من تکبر علی الناس ذل...؛ هر کس بر مردم گردن فرازی کند، زبون گردد». و حضرت سلیمان علیه الاسلام به فرزند خود می فرمود: «یا بنی ایاک والمراء فانه لیست فیه منفعة و هو یهیّج بین الاخوان العداوة؛ فرزندم، مبادا جدال کنی، زیرا جدال هیچ سودی به حال تو ندارد، علاوه بر این که موجب دشمنی بین برادران هم خواهد شد»
علی علیه الاسلام به فرزندشان امام حسن علیه الاسلام فرمودند: «... واقبل عذر من اعتذر الیک واقبل العفو من الناس،.. ؛ عذر کسی را که از تو پوزش بخواهد بپذیر، و پذیرای عفو و گذشت از مردم باش».
امانتداری، به جامعه اعتماد و آرامش می بخشد. حضرت امیر علیه الاسلام به امام حسن علیه الاسلام فرمودند: «... ولا تخن من انتمنک و ان خانک... ؛ به کسی که تو را امین خود شمرده خیانت مکن اگر چه به تو خیانت کرده باشد».

تشویق به پیشی گرفتن در انجام کارهای خیر و تمرین صبر بر مشکلات:

پدران و مادران بایستی فرزندان خود را با کارهای خیر و همکاری در انجام آنها و پیشی گرفتن در پرداختن به این امور، آشنا و تشویق نمایند.
مرازم بن حکیم از امام صادق علیه الاسلام نقل می کند که پدرم می فرمود: «اذا هممت بخیر فبادر فانک لا تدری ما یحدث؛ اگر اراده کردی کار خیری انجام دهی فوراً انجام بده زیرا نمی دانی چه اتفاقی رخ می دهد»
علی بن جعفر از برادرش امام موسی کاظم علیه الاسلام چنین نقل می کند: (روزی) پدرم دست مرا گرفت و فرمود: فرزندم! پدرم محمد بن علی همچنانکه دست تو را گرفته ام دست مرا گرفت و فرمود: پدرم علی بن الحسین دست مرا گرفت و فرمود: «یا بنی افعل الخیر الی کل من طلبه منک فان کان من اهله فقد اصبت موضعه و ان لم یکن من اهله کنت انت من اهله13؛ فرزندم، هر کس از تو کار خیری خواست برایش انجام بده، اگر او اهل آن باشد تو به مقصود رسیده ای، و اگر اهلش نباشد، تو خود شایسته و اهل آن خواهی بود».
همچنین والدین به ویژه پدر باید به تناسب و به تدریج، تجربیات خود را در راه برخورد با مشکلات در اختیار فرزندان قرار دهند و با هدایت تدریجی آنان به صحنه های زندگی زمینه ای فراهم آورند تا آنان در برخورد با سختی ها و ناملایمات خود را نباخته و احساس شکست ننمایند. تمرین فرزندان بر صبر و مقاومت هدفدار در برابر مشکلات نیز از وظایف والدین به شمار می آید. در روایات به این نکته اشاره شده است که خوب است کودک را در کوچکی با سختی ها آشنا نمود تا در بزرگی صبور و بردبار بار آید.14
از این رو باید اجازه داد در مواردی فرزندان، خود با مشکلات روبرو شده و با ابتکار خود موانع را از سر راه بردارند تا به این ترتیب اراده ی آنان در مقابله با مشکلات تقویت گردد.
همچنین تمرین فرزندان به تفکر در امور و تدبر و دوراندیشی در آثار و عواقب آنها که موجب پیشگیری از بسیاری مشکلات می شود، از وظایف اساسی والدین در تربیت اجتماعی فرزند به شمار می آید.
علی علیه الاسلام در وصیتی به فرزندشان امام حسن علیه الاسلام فرمودند: تعمق و دور اندیشی پیش از عمل، تو را از پشیمانی ایمن می دارد.

تشویق به ارتباط با اندیشمندان و نیکان:

علی علیه الاسلام در وصیتی به فرزندشان امام حسین علیه الاسلام فرموده اند: «... و من خالط العلماء و قر...16 ؛ هر که با علماء و دانشمندان معاشرت داشته باشد باوقار گردد و مورد تکریم قرار گیرد». و در وصیتی به فرزندشان محمد حنیفه فرمودند: «یا بنی اقبل من الحکماء مواعظهم و تدبر احکامهم...17 ؛ فرزندم، پندهای حکیمان را بپذیر و در قضاوتهای آنها بیندیش». امام صادق علیه الاسلام در وصیتی به فرزندشان امام کاظم علیه الاسلام فرمودند: «یا بنی اذا زرت فزرالاخیار و لا تزرالفجار فانهم صخرة لا یتفجّر ماؤها و شجرة لا یخضر ورقها وارض لا یظهر عشبها 18؛ اگر خواستی با کسی دیدار کنی به زیارت خوبان برو و هیچگاه به دیدار بدکاران نرو؛ زیرا آنان همانند تخت سنگی هستند که هرگز از آن آب جاری نمی شود و همانند درختی که برگش سبز نمی گردد، و زمینی که گیاهش آشکار نمی شود»

مجهز نمودن فرزندان در برابر افکار انحرافی:

پدر و مادر باید فرزندان خود را با معارف صحیح دینی آشنا نموده و مرز خوبی و بدی را برای آنان روشن سازند تا در ورود به اجتماع برای رویارویی و مقابله با افکار انحرافی آمادگی داشته باشند و تحت تأثیر این اندیشه ها قرار نگیرند.
امام صادق علیه الاسلام فرمودند: «بادروا احداثکم بالحدیث قبل ان تسبقکم الیهم المرجئة19 ؛ به آموختن روایات اسلامی (و معارف صحیح دینی) به نوجوانان خود مبادرت کنید، قبل از آنکه گروههای انحرافی بر شما نسبت به آنان پیشی گیرند (و افکار نادرست خویش را در ضمیر پاک آنان جای دهند و گمراهشان کنند»
اما بستری که می تواند این آشنا سازی به معارف دینی در آن محقق شود آن است که فرزندان اجازه یابند سئوالات خود را مطرح نموده و با گشاده روئی و با زبان خودشان جواب را دریافت کنند.
این نکته ی ظریف تربیتی در سیره ی عملی پیشوایان دینی ما فراوان نقل شده است.
روزی امیرمؤمنان علیه الاسلام از دو فرزند خود امام حسن و امام حسین علیه الاسلام پرسیدند: مرز بین ایمان و یقین چیست؟ پس هر دو سکوت اختیار کردند. به امام حسن علیه الاسلام فرمود: ای ابو محمد! تو جواب بده. امام حسن علیه الاسلام عرض کرد: بین ایمان و یقین یک وجب فاصله است.
علی علیه الاسلام فرمود: چگونه؟ امام حسن علیه الاسلام پاسخ داد: زیرا ایمان آن است که با گوشهایمان آنرا شنیده و با قلب آنرا تصدیق کرده باشیم، ولی یقین آن است که با چشمان خود دیده ایم و به وسیله ی آن به وجود چیزهایی که از ما پنهان است استدلال کنیم.
حدیث مفصلی در معانی الاخبار نقل شده است که علی علیه الاسلام سؤالات زیادی را با دو فرزندشان امام حسن و امام حسین علیهما الاسلام مطرح می فرمودند و پاسخ آنان را جویا می شدند. در پایان این سؤالها و جوابها حضرت به حارث اعور رو کرده و فرمودند:
یا حارث علموا هذه الحکم اولادکم فانها زیاده فی العقل والحزم والرأی21 ؛ ای حارث این حکمتها را به فرزندانتان یاد دهید که اینها عقل و اراده و فکر را زیاد می کنند.
همچنین پرسش زید فرزند امام سجاد علیه الاسلام در مورد مسائل عقیدتی و پاسخ امام علیه الاسلام که در کتاب توحید صدوق22 آمده است بسیار خواندنی و آموزنده است.
در پایان این مبحث، ذکر نکاتی در تربیت اجتماعی کودکان ضروری به نظر می رسد که به آنها اشاره می کنیم:
1-اجازه داده شود کودکان سئوالات خود را مطرح کرده، با خوشرویی و با زبان کودکانه جواب آنان داده شود و هرگز با عصبانیت و ناراحتی، سرکوب نگردند.
2-پدران و مادران به فرزندان اجازه دهند در مسائلی که مربوط به خودشان است و یا ساده می باشد و دارای رأی و عقیده هستند از فکر و عمل خود کمک جویند.
3-در رفت و آمدها اجازه ی حضور یابند و در حدود معلومات خود بتوانند اظهار نظر نموده و در برابر دیگران سخن بگویند.
4-پدر و مادر همه ی مشکلات فرزندان را حل ننمایند بلکه اجازه دهند در مواردی خودشان با مشکلات روبرو شده با ابتکار خود موانع را از سر راه بردارند.
5-اصول همزیستی و سازگاری و همکاری با برادرانت و خواهران و دوستان را برای آنها تبیین و تمرین نمایند تا روحیه همزیستی با دیگران در آنها تقویت نمود.
6-روحیه کار و فعالیت را در آنها به وجود آورند تا حس مسئولیت پذیری در آنان قوت گیرد .

مشاوره ویدیویی
ارسال نظر
*پر کردن قسمت هایی که ستاره دارد ضروری است.
نام:
ایمیل:
* نظر:
* کد امنیتی: