1622
کد: 207697
05 شهريور 1398 - 23:08
برای همه ی والدین پیش آمده است که فرزندشان بی قرار و بهانه جو می شود، مدام نق می زند و حتی شاید بدون دلیل گریه کند.

فرزندی که پا به دنیا می گذارد، شادی خانواده را به همراه دارد. مهمانی که پا به این دنیا گذاشته است. اما این مهمان همانند لوح سفیدی است که می آموزد، تجربه می کند. اولین قدم هایش را برمی دارد و انتظار کمک دارد. والدین اولین پشتیبان فرزند خود هستند. اما این فرزند اشتباهاتی نیز دارد. ممکن رفتاری خلاف میل شما داشته باشد. ممکن است از او اشتباهی سر بزند.
اما برخی از والدین هستند که رفتار اشتباه را با رفتاری اشتباه تر پاسخ می دهند. او را از خود می رانند و یا حتی بدتر دست به تنبیه بدنی می زنند. والدینی که فرزند خود را به صورت بدنی تنبیه می کنند، برخی اوقات آگاه نیستند که چه ضربه ای به روح آسیب پذیر و لوح سفید فرزند خود وارد می کنند.
گاهی این ضربه آنقدر مهلک و شدید است که سال ها بعد تاثیراتی را نشان می دهد که جبران ناپذیر هستند. در این مقاله سعی می کنیم شما را با چند مورد از این آسیب ها آشنا کنیم. با ما همراه باشید.
برای همه ی والدین پیش آمده است که فرزندشان بی قرار و بهانه جو می شود، مدام نق می زند و حتی شاید بدون دلیل گریه کند. در این روز ها است که والدین خوب و والدین بد مشخص می شوند. والدین خوب پدر و مادری هستند که سعی می کنند ریشه ی رفتار فرزند خود را پیدا کنند و آن را از ریشه درمان کنند. اما والدین بد همان پدر و مادر بی حوصله ای هستند که بعد از یک روز کاری انتظار دارند فرزندشان حرف گوش کند یک گوشه نشسته و مزاحم آن ها نشود. اما با اولین نق زدن کودکشان فورا شروع به پرخاشگری می کنند. در این مواقع کودک احساس ترس می کند زیرا انتظار نداشته با چنین واکنشی رو به رو شود، در نتیجه شروع به گریه کردن می کند. این گریه ناشی از ترس است نه بهانه گیری. اما والدین بد در این جا فرزند خود را کتک می زنند و با داد و فریاد سعی می کنند او را از خود دور کنند. روندی که به همین جا ختم نمی شود. حاصل این قبیل رفتار ها فرزندانی با ویژگی های زیر خواهد بود:

عصبی
کودکانی که تنبیه بدنی را تجربه کرده اند عصبی خواهند بود. برخی از والدین شکایت می کنند فرزندشان مدام بی قرار است زود عصبی می شود اسباب بازی هایش را خراب می کند و دوباره همان چرخه تنبیه بدنی تکرار می شود. و کودک به جایی می رسد که با هیچ کس بازی نمی کند. زود عصبی می شود. توانایی برخورد منطقی را از دست می دهد. اما چاره ی کار چیست؟ چطور باید این کودک را درمان کرد؟ قدم اول درمان والدین است. پدر یا مادری که با کوچکترین تنشی فرزند خود را می زند علائم بیماری هایی مانند افسردگی را در خود دارند. اولین کار این است که این والدین اشکال را در خود درمان کنند. زیرا فرزندان آینه ی رفتار پدر و مادرهایشان هستند. فقر فرهنگی یا فقر مادی، ساعات کاری طولانی مدت و هزار مشکل دیگری که پدر و مادر تجربه می کنند باعث می شود توانایی تحلیل رفتار های خود را از دست بدهند.
اما به یاد داشته باشید که فرزند موهبتی الهی است و والدین در برابر فرزندی که به این دنیا آورده اند مسئول هستند. او در خانه ی شما مهمان است. دیر یا زود روزی خواهد رسید که از شما جدا می شود. خاطره ی خوبی برای این مهمان باشید زیرا روزی شما نیز به کودک خود نیاز پیدا می کنید.
زمانی که کودکتان گریه می کند و بی قرار است به جای این که سعی کنید او را با پرخاشگری ساکت کنید با او منطقی صحبت کنید. از او بپرسید مشکل کجا است و بدون این که عصبانی شوید به بهانه های کودکتان هر چقدر هم که ساده باشند گوش دهید. اگر صحبت های او را گوش کنید خواهی دید هم شما از جو عصبانی خود دور شده اید و هم کودک آرام تر شده و دیگر گریه نمی کند. این رفتار به ظاهر ساده ی گوش دادن تا حد زیادی تنش را دور می کند و تکرار این رفتار باعث می شود فرزندتان بی دلیل عصبی نشود.

پرخاشگر
نوجوان پرخاشگر امروز کودک عصبی دیروز است که بار ها تنبیه بدنی را تجربه کرده است. کودک عصبی که درمان نشده است و امروز که در بحران بین کودکی و نوجوانی است مدام پرخاش می کند. صحبت های منطقی را پذیرا نیست و با کوچکترین برخوردی همانند یک آتشفشان منفجر شده و مواد مذابش هم خودش و هم پدر و مادرش را می سوزاند.
راه حل برخورد با نوجوان و کودک پرخاشگر مدارا کردن است. بله باید با این بحران مدارا کنید زیرا این دوران سپری می شود. تا ابد فرزندتان روی پل بین کودکی و جوانی سرگردان نمی ماند.
به فرزند خود کمک کنید. در هنگامی که او عصبانی است سکوت کنید اجازه دهید خود را تخلیه کند. بعد از این که آرام شد و از حالت تدافعی و پرخاشگری خود بیرون آمد با او صحبت کنید و از او بخواهید دلیل کار خود را توضیح دهد از او بپرسید چه رفتار شما او را تا این حد پرخاشگر می کند و انتظار دارد شما چطور رفتار کنید. با ملایمت و نوازش این صحبت ها را ادامه دهید. صبور باشید و بار ها و بار ها این روند را طی کنید تا فرزندتان بیاموزد که لازم نیست در هنگام ناراحتی پرخاش کند و می شود به طور منطقی نیز این بحران را پشت سر گذاشت.

دروغ گویی
بار ها دیده شده والدین از این که فرزندشان دروغ می گوید شکایت کرده اند. اما به فکر ریشه یابی این رفتار نیستند. کودکانی که به خاطر رفتارهای بد خود تنبیه شده اند، بعد از مدتی به این نتیجه می رسند کار خوب پاداشی ندارد اما کار بد باعث می شود که به طور بدنی تنبیه شود.
دروغ گویی یکی از واکنش هایی است که خود پدر و مادر فرزند را به آن وادار می کنند. پدر یا مادری که به فرزندش می گوید راستش را بگو تنبیه نمی شوی اما در مقابل راست گویی فرزند خود را با واکنش بد و تنبیه های بدنی پاسخ می گویند این پیام را به فرزندشان می دهند که سخن راست برابر با تنبیه است. پس دروغگویی تنبیهی در بر نخواهد داشت.
اگر فرزند شما به دروغ روی آورده است سعی کنید اعتماد از دست رفته بین خودتان را ترمیم کنید. زمانی که کار اشتباهی مرتکب می شود سعی کنید خود را کنترل کنید اول از این که فرزندتان به شما راستش را گفته است تشکر کنید و سپس از او دلیل کارش را بپرسید. به او بگویید او را می بخشید اما اگر کارش تکرار شود پیامدهایی را در بر داشت که متوجه او خواهد بود. اما بار دوم که اشتباهی روی داد باید تنبیه ی را در نظر بگیرید اما نه از نوع بدنی بلکه تنبیهی ملایم مانند یک ساعت در اتاق ماندن و به کارش فکر کردن یا هر تنبیه دیگری که به جای روند آسیب روند اصلاحی دارند.

بدون اعتماد به نفس
کودکی که به خاطر هر رفتاری تنبیه شده است دچار کمبود اعتماد به نفس می شود. او از این که برای کار هایش تلاش کند می ترسد. برخی از این کودکان به خاطر تحقیری که شده اند دچار شب اداری و لجبازی شده و حتی توانایی نه گفتن خود را نیز از دست می دهند. این باعث می شود که اعتماد به نفس خود را از دست دهند.
کودکی که می داند به خاطر هر چیزی امکان دارد تنبیه شود از آزمون و خطا هراس دارد. فرزندی که می ترسد صحبت کند و در هنگام ترس و یا صحبت در جمع دچار لکنت می شود اعتماد به نفس خود را از دست داده است. والدین این فرزندان مسئول مستقیم این عدم اعتماد به نفس هستند.
توصیه می کنم روحیه فرزند خود را تقویت کنید به او اطمینان دهید که دوستش دارید و باعث افتخار شما است. سعی کنید به او بفهمانید که دوستش دارید و پشتیبانش هستید. به مرور زمان اعتماد به نفس از دست رفته را باز می یابد اما باید شما هم صبور باشید.
همان طور که مشاهده کردید یک رفتار مانند تنبیه بدنی چطور سراسر زندگی فرزندتان را تحت الشعاع قرار می دهد.
جمله ی معروفی هست که می گوید: بیست سال قبل از این که بچه دار شوید به فکر تربیت او باشید.
منظور این است که اول بر روی خود و نقاط ضعفتان کار کنید زیرا کودکان به روش های تربیتی پیچیده نیاز نداند بلکه مستقیم از شما می آموزند و همانند آینه بازتاب رفتار های شما خواهند بود. پس در هنگام رفتار با کودک دلبندتان بیشتر حساسیت به خرج دهید.

منبع: سیارک
مشاوره ویدیویی
ارسال نظر
*پر کردن قسمت هایی که ستاره دارد ضروری است.
نام:
ایمیل:
* نظر:
* کد امنیتی: