باز شدن دهانه رحم چگونه اتفاق می افتد
مایع جنین در محفظهاى که جنین وجود دارد مىباشد، و در حقیقت وجود همین مایع است که هنگام وارد شدن ضربه، تصادم، فشار و امثال آن جنین محفوظ مىماند. ممکن است وقتى اتفاق افتد که در اثر حادثه و ضربهاى پردهٔ مایع جنین پاره شود؛ و چنانچه اتفاق ناگوارى پیش نیاید پاره شدن محفظه در زمان و هنگام وضع حمل صورت خواهد گرفت. بهوسیلهٔ شدت و نیروى دردها پرده پاره شده و جنین خارج مىگردد. اگر نیروى زن براى باز شدن راههاى تولد مصرف شده است، اکنون طبیعت براى حمایت از زائو باز هم کمک مىکند تا نوزاد از رحم مادر خارج شود و عمل تولد انجام گیرد.
طرد جنین
درد همچنان ادامه دارد و فاصلهٔ بین آنها بهتدریج کوتاه مىگردد. حالا دردهاى شدیدتر و فشار دهنده شروع مىشود، یعنى ماهیچههاى شکم هم کمک مىکنند. بیشتر قسمت شکم از ماهیچه تشکیل شده است. ماهیچههائى که در غیر وارد آبستنى نیز وظیفه و کار معنى دارند، مثلاً در وقت تخلیهٔ روده و مثانه همراهى مىنمایند. اکنون آنها به موازات شروع درد، فعال شده و به حرکت مىآیند. این امر بدون اراده اتفاق مىافتد، و زن حامله احساس مىکند که یک نیروى فوقالعاده در اینجا هم از جانب او به جریان کمک مىکند و خود را نیرومند و مقاوم حس مىکند. سر جنین در این موقع در ناحیهٔ لگن حس مىشود، و زن احساس مىکند که چیزى مىخواهد از او خارج شود. در این هنگام گاهى فشار زیاد موجب دفع مدفوع وادرار مىگردد.
او مصمم مىشود که وضع حمل را خاتمه دهد، تمام نیروى خود را جمع مىکند و تا اندازهاى که ممکن است با زور زدن به جریان کمک مىکند. بسیارى از خانمها در این زمان احساس مىکنند که در حال سبک شدن هستند. و نیز حس مىکنند که خود آنها قادر به کمک هستند و فقط نباید منتظر درد باشند. این تلقین به آنها نیرو و جرأت تازهاى مىدهد. در فاصلههاى کوتاه ما بین دو درد، زن بدون شک خسته است، ولى باید هر چه قابله به او دستور مىدهد انجام دهد: به پهلوى قرار گرفته پاهاى خود را به وضع مناسبى قرار دهد و غیره. چنانچه به دستور قابله توجه نکند، کار خود مشکل مىشود و در اجراء زایمان تأخیر مىشود. بهعلاوه کار را بر بهترین قابله مشکل و سخت مىکند و اِعمال کمکهاى لازم و اثر کار درست را از بین مىبرد. دردهاى پى در پى سر نوزاد را تا انتهاء واگینا، نزدیکى راه خروجى هدایت کرده است، و آن اکنون روى بخش نرم و ماهیچهاى لگن و روى دام (بخش گوشتى مابین معقد و اندام تناسلى خارجى) قرار گرفته است ماما به ترتیبى از ناحیهٔ دام حمایت مىکند که در موقع خروجى ناگهانى سر نوزاد، پاره نشود.
حالا باز هم با فشار و زور زدن براى آخرین بار، سر نوزاد متولد مىشود، و با یک دفعه زور زدن دیگر بدن نوزاد نیز متولد مىگردد. معماى پسر یا دختر هم حل شد. مادر براى اولین بار صداى فریاد طفل خود را که آنقدر براى خاطر او رنج کشیده و در زحمت بوده مىشنود. طفل کاملاً سالم است. به تغییر فاحش محیط زندگى خود با فریاد اعتراض مىکند. چرا که درون گرم مادر را ترک کرده و به تأثیرات دنیاى جدید از قبیل درجه حرارت و نور عادت ندارد. در اثر فریاد کشیدن، تنفس ریوى بهوقوع مىپیوندد. تا کنون طفل اکسیژن لازم را از خون مادر خود گرفته است. اما حالا دیگر خود او است که بید این عنصر مهم حیات را براى زندگى خود یا تنفس در هواى آزاد تأمین کند با اولین فریاد طفل، در مادر آرامش روحى ظاهر مىگردد. مادر کار سختى را به پایان رسانده، اما خوشبختانه نتیجهٔ خوب خود را گرفته و اکنون بچه نزد او است. این تغییرات اساسى و ناگهانى روحى، بهصورت خنده و گریه و حتى گاهى هر دو با هم در مادر ظاهر شده و حالتى افسانهاى در او پدید آمده که حکایت از انقلاب روى و شاید از خوشحالى فوقالعادهاى مىکند که پس از نه ماه انتظار بالأخره به آن چیزى که مىخواسته رسیده است. آرى تولد طفل خود را به چشم مىبیند. او متولد شده اما هنوز با جسم مادر ارتباط او قطع نشده؛ این ارتباط ناف است که از شکم نوزاد به حفت و جدار رحم هدایت مىشود. بخش داخل رحم از مخاط پوشیده شده و محلقات جنین در آن ریشه دوانده است. جنین مانند درختى در زمین، از طریق بندناف، جمیع مواد لازم براى نمو نهال وجود خود را از زمین گرفته است.چند دقیقه پس از تولد نوزاد، قابله بندناف را چند سانتىمتر بالاتر از بدن نوزاد مىبُرد و ارتباط جسمانى بین طفل و مادر را قطع مىکند. کودک از حالا موجود مستقلى است. پس از قطع بندناف اگر نوزاد به خوبى تنفس مىکند او را در پارچهاى پیچیده و در کنارى باید گذارد و دیگر به مادر باید توجه کرد. هنوز وضع حمل پایان نیافته است.
طرد جفت جنین
اکنون آخرین مرحلهٔ زایمان است. زمان طرد جفت (اندامى که به جدار رحم چسبیده است و از بندناف خارج مىشود) مىباشد. قسمت عمدهٔ جفت از عروق تشکیل یافته، و ساختمان آن نرم و اسفنجى است. یکبار دیگر زن فشارى احساس مىکند و ماهیچههاى شکم نیز به فعالیت در مىآیند. سپس جفت خارج مىشوند. اکثراً بدون کمک خارجى صورت مىگیرد و وضع حمل پایان مىیابد.
خونریزى در پایان وضع حمل
در نتیجهٔ جدا شدن و رانده شدن جفت، خونریزى بهوجود مىآید. بدون تردید در داخل رحم زخمِ بازى وجود دارد که مانند سایر زخمهاى از آن خون جارى است. بعضى از خانمها از خونریزى ترس و وحشت دارند، و چنانچه خونریزى زیاد باشد تصور شفا یافتن نمىکنند، ولى باید بدانند که پس از تخلیهٔ کامل رحم، سطح بزرگ زخم به سرعت کوچک مىشود؛ ماهیچههاى رحم نیز خیلى زود جمع مىشوند و به حالت خود برمىگردند؛ جائى که جفت از آن کنده شده هم به فوریت سطح آن کوچک شده و رگهاى نیمه باز بسته مىشوند. اگر وقتى اتفاق افتد که مرحلهٔ رانده شدن جفت به خوبى سپرى نگردد یعنى به قول معروف جفت نباید و خونریزى ادامه داشته باشد باز هم جائى با ترس و وحشت نیست، زیرا قابله با وسائلى که در اختیار دارد قادر است به سادگى معالجه نماید. از طرفى علم طب اخیراً داروهاى زیادى علیه خونریزى کشف نموده که با تزریق آنها فوراً خونریزى بند مىآید. ضمناً یادآورى مىشود که اصولاً خانمها در مقابل خونریزى مقاوم هستند و در این خصوص از مردان بیشتر استقامت دارند. خون تلف شده در یک زایمان خیلى بیشتر از یک رگل طبیعى نیست، و بدن این خون را پس از چند روزى مىسازد و جایگزین می کند.
برای ارسال نظر کلیک کنید
▼