فرق خستگی مادرانه با افسردگی بعد از زایمان چیست؟
اما همیشه نمیتوان همه این احساسات را به «خستگی مادرانه» نسبت داد. گاهی خستگی میتواند همراه با علائمی باشد که نیاز به توجه بیشتری دارند و ممکن است نشانه افسردگی بعد از زایمان باشند.
خستگی بعد از تولد نوزاد برای بسیاری از مادران بخشی از روزهای ابتدایی مادری است. خوابهای کوتاه و تکهتکه، بیدار شدنهای شبانه، مسئولیت مراقبت از نوزاد و تغییرات جسمی و هورمونی میتوانند باعث شوند مادر احساس کند دیگر انرژی سابق را ندارد.
اما همیشه نمیتوان همه این احساسات را به «خستگی مادرانه» نسبت داد. گاهی خستگی میتواند همراه با علائمی باشد که نیاز به توجه بیشتری دارند و ممکن است نشانه افسردگی بعد از زایمان باشند.

خستگی مادرانه چه شکلی است؟
مادر تازهزایمانکرده ممکن است بیشتر روزها خسته باشد، حوصله انجام بعضی کارها را نداشته باشد یا به دلیل کمبود خواب تمرکز کافی نداشته باشد. این شرایط بهخصوص وقتی نوزاد مرتب بیدار میشود، کاملاً قابل انتظار است.
ممکن است مادر یک روز احساس کند از پس همهچیز برنمیآید، اما بعد از چند ساعت استراحت، کمک گرفتن از اطرافیان یا داشتن یک روز آرامتر، حالش بهتر شود.
بنابراین، صرفاً خسته بودن یا حتی گریه کردن به معنی افسردگی بعد از زایمان نیست.
افسردگی بعد از زایمان چه تفاوتی دارد؟
افسردگی بعد از زایمان فقط خستگی نیست. این وضعیت میتواند با احساس غم و ناامیدی مداوم، از دست دادن علاقه و لذت نسبت به چیزهایی که قبلاً فرد را خوشحال میکردند، احساس بیارزشی یا گناه، اضطراب شدید، تحریکپذیری و مشکل در تمرکز همراه باشد.
یکی از نشانههای مهم این است که مادر حتی وقتی فرصت استراحت دارد، باز هم احساس میکند حالش خوب نیست یا نمیتواند از چیزهایی که قبلاً برایش لذتبخش بودند لذت ببرد.
مشکل خواب هم میتواند سرنخ مهمی باشد. بیدار شدن به خاطر نوزاد طبیعی است؛ اما اگر مادر زمانی که نوزاد خواب است هم نتواند بخوابد یا با وجود فرصت کافی برای استراحت همچنان احساس خستگی شدید داشته باشد، بهتر است این موضوع جدی گرفته شود.
«بیبی بلوز» با افسردگی بعد از زایمان فرق دارد
یک نکته مهم دیگر، تفاوت افسردگی بعد از زایمان با چیزی است که به آن Baby Blues یا بیبی بلوز گفته میشود.
در روزها و هفته اول پس از تولد، احساساتی مثل گریه کردن، اضطراب، حساس شدن و تغییرات خلقی بسیار شایع هستند و معمولاً طی حدود دو هفته برطرف میشوند. اگر این علائم بیشتر از دو هفته ادامه پیدا کنند، شدیدتر شوند یا بعداً شروع شوند، باید احتمال افسردگی بعد از زایمان را بررسی کرد.
افسردگی بعد از زایمان هم الزاماً بلافاصله بعد از تولد شروع نمیشود و میتواند در ماههای بعدی نیز ظاهر شود.
چه نشانههایی را نباید نادیده گرفت؟
اگر مادر برای مدت قابل توجهی احساس غم، ناامیدی یا بیارزشی دارد، علاقهاش به زندگی و فعالیتهای معمول از بین رفته، دائماً مضطرب یا تحریکپذیر است، از دیگران فاصله میگیرد یا احساس میکند نمیتواند از عهده مراقبت از خود یا نوزاد بربیاید، بهتر است با پزشک، ماما یا متخصص سلامت روان صحبت کند.
همچنین سخت شدن ارتباط عاطفی با نوزاد میتواند یکی از نشانههای افسردگی بعد از زایمان باشد؛ البته داشتن چنین احساسی به خودی خود به معنی «مادر بد بودن» نیست. افسردگی یک وضعیت قابل درمان است و درخواست کمک نشانه ضعف نیست.
چه زمانی باید فوری کمک گرفت؟
اگر مادر افکار آسیب زدن به خودش یا نوزاد دارد، افکار خودکشی یا خودآزاری پیدا کرده یا دچار توهم و باورهای غیرواقعی شده است، موضوع نیاز به کمک فوری پزشکی دارد و نباید منتظر بهتر شدن خودبهخودی علائم ماند.
در نهایت، قرار نیست یک مادر تازهزا همیشه سرحال، صبور و پرانرژی باشد. خستگی، گریه و حتی روزهایی که احساس میکند از همهچیز خسته شده، میتواند بخشی از این دوره باشد. اما اگر این احساسات ماندگار شدهاند، شدت گرفتهاند یا زندگی روزمره و ارتباط مادر با خودش و اطرافیان را تحت تأثیر قرار دادهاند، بهتر است آنها را فقط به حساب «خستگی مادرانه» نگذاریم.
تفاوت اصلی در یک کلمه خلاصه نمیشود؛ مدت، شدت و مجموعه علائم اهمیت دارند. اگر شک دارید که آنچه تجربه میکنید فراتر از خستگی معمول بعد از زایمان است، صحبت با یک متخصص میتواند اولین قدم برای بهتر شدن باشد.
برای ارسال نظر کلیک کنید
▼