تعریف دوره بعد از زایمان که فرد در معرض افسردگی است متفاوت است این دوره به ۴ هفته، ۶ هفته و یکسال بعد از زایمان تعریف شده است البته منظور زایمانی است که منجر به تولد نوزاد زنده شده است چون افسردگی بعد از تولد نوزاد مرده و یا حتی بعد از سقط هم داریم که در اینجا منظور ما نیستند.
حالتی است گذرا که علایم خفیف افسردگی را دارد مثل غمگین بودن، کسل بودن، تحریک پذیری زیاد، تمایل به گریه کردن و اضطراب، کمخوابی و کم شدن تمرکز، احساس گناه، احساس عدم کفایت، علایم فوق در ۴۰ تا ۸۰ درصد زنان در ۳ روز اول زایمان به درجاتی دیده میشود و به تدریج زیاد شده تاروز پنجم بدتر میشود و طی ۲ هفته بهبود مییابد.
عوامل خطر افسردگی پس از زایمان
1- علایم افسردگی قبل از زایمان در حاملگی
۲- اضطراب مراقبت از فرزند
3- اشکالات اجتماعی و روانی
۴- سابقه اختلالات قبل از قاعدگی و یا افسردگی حین مصرف قرض ضد بارداری
5- افسردگی قبل از حاملگی
۶- سابقه خانوادگی افسردگی
افرادی که پس از زایمان به نوع افسردگی یک قطبی مبتلا میشوند.
به دلیل مشابهت این علایم با علایم معمول پس از زایمان مثل احساس خستگی، بیاشتهایی، بدخوابی، کم شدن میل جنسی دیر متوجه بیماری شان میشوند.
بعلاوه خانمها اغلب تمایل ندارند در مورد علایمی که دارند صحبت کنند شاید چون فکر میکنند اجتماع انتظار دارد مادر جدید خوشحال و شاد باشد. شیوع این اختلال حدود ۱۵-۸ درصد است.
فاکتورهای خطر افسردگی پس از زایمان
1- هر نوع سابقه در فرد یا خانواده
۲- سابقه سوء استفاده فیزیکی یا جنسی
3- سن کم
۴- مهاجر بودن
5- حاملگی ناخواسته
۶- تمایل به سقط جنین
7- استرسهایی مثل به هم ریختگی موقعیت زناشویی در 12 ماهه اخیر
۸- عدم حمایت مالی و اجتماعی
9- نبودن در کنار همسر
۱۰- آزار توسط همسر
11- بیکاری خودش و یاهمسر
۱۲- اجبار به مرخصی استعلاجی قبل از زایمان
13- اجباربه مراجعات زیاد به دکتر مامایی در حاملگی
۱۴- ناهنجاری مادرزادی نوزاد
15- شیر نداشتن یا شیر نخوردن نوزاد
۱۶- استرسهای نگهداری نوزاد بویژه در نوزادانی که خیلی گریه میکنند.
17- نوع شخصیتی فرد مثلا کسانی که درونگرا هستند یا عصبیاند.
۱۸- نداشتن ارتباط خوب با مادر
19- همچنین سقط. در 4 هفته اول پس از سقط شانس افسردگی را بالا میرود.
۲۰- تولد نوزاد مرده و یا مرگ نوزاد در ماه اول تولد هم شانس افسردگی را بالا میبرد.
21- نحوه زایمان طبیعی یا سزارین عامل خطری برای افسردگی پس از زایمان نیست.
افسردگی پس از زایمان پدر
1- سابقه اضطراب و افسردگی در خود یا خانواده
۲- مشکلات با همسر
3-داشتن فرزندان دیگر
ارتباطی بین این افسردگی در مرد با افسردگی پس از زایمان همسر (خانمش) وجود ندارد و فرزند پدرانی که دچار این نوعی افسردگی میشوند در معرض اختلالات رشدی هستند.
مثل hyper active بودن بچه در 4 سالگی پاتوژتر پس از زایمان نا شناخته است تغییرات هورمونی (ژنتیک) حوادث مهم زندگی موثراند هورمون شامل استروژن، پروژسترون هورمن تیرویید، تستوسترون، هورمن کورتیکو تروپین و کورتیزول میباشد.
خانمی که سابقه افسردگی بعد از زایمان دارد ممکن است به صورت غیر معمول نسبت به افت هورمونی واکنش نشان دهد. یعنی فعالیت ژنهایهای مخصوص هیپوکامپ در مغز شان به افت استروژن بعد از تولد متفاوت و حساس است.
علایم بالینی تغییرات در خواب، انرژی، حوصله، وزن، میل جنسی که بعد از زایمان نرمان هم وجود دارد.
عدم تمایل به غذا و نیز بیخوابی وقتی بچه خواب است خستگی در حدی که ساعتها دلش بخواهد در رختخواب بماند. و علایمی دیگر مثل اضطراب، ترس، عصبانیت، تحریکپذیری، احساس ناتوانی در بزرگ کردن بچه، احساس خجالت و گناه از مادر شدن.
این اختلال میتواند در روابط عاطفی مادر و نوزاد خدشه وارد کند و حتی در سالهای بعد مثل دوران کودکی، فرزندان این افراد نیز مشکلات عاطفی خواهند داشت حتی بر رشد و نمو بچه هم اثر بد دارد.
در مطالعهای بیش از ده هزار کودک 3/5 ساله از مادر با سابقه افسردگی پس از زایمان را با گروه کنترل بررسی کردند و دیدند این افراد اختلال ارتباطی conductive disorder و اختلالات نافرمانی و خودسری oppositional defiant بیشتری داشتند.
فشار حاصل از ناسازگاری زناشویی هم فاکتور ایجاد افسردگی بعد از زایمان است و هم معلول آن میتواند باشد یعنی که به دنبال افسردگی بعد از زایمان روابط زناشویی بد شود و نیز توجه و مراقبت به بچه هم ممکن است کافی نباشد و سلامت بچه را به خطر بیندازد.
خودکشی و یا از بین بردن بچه، خودکشی از علل عمده مرگ بعد از زایمان در زنان است به طوری که حدود ۳-۱۱ در صد هزار میباشد که البته این نسبت مثل زنان دیگری است که در موقعیت بعد از زایمان نیستند.
کشتن بچه نادراست و معمولا در مواردی که فرد از قبل مورد سایکوتیک داشته و بیمارستان بستری بوده دیده شده است.
پس به طور کلی اگر خانمی را در دوران پس از زایمان دیدیم که اختلال خلق (blue) پس از زایمان داشته بدانیم که مرحله اولیه افسردگی است و اگر علایم بیش از یک هفته ادامه داشت یعنی وارد افسردگی شده و باید درمان شروع شود که بیماری پیشرفت نکند.
برای ارسال نظر کلیک کنید
▼