ماجرای عشق و عاشقی ایرج قادری با زن اولش تهمینه/ از مرگ پسر بزرگش تا زن صیغه ایش
نی نی بان: ماجرای عشق و زندگی ایرج قادری، بازیگر مشهور سینما، از ازدواج اول با تهمینه تا فرزندانش و زندگی با همسر موقت او را در این گزارش بخوانید؛ از سانحه تلخ مرگ پسر اول تا داستانهای ناگفته دیگر.
فهرست مطالب
ازدواج ایرج قادری با تهمینه و روایت زندگی مشترک آنها
ایرج قادری، بازیگر و کارگردان معروف سینما، در سال ۱۳۳۱ با تهمینه اطمینان مقدم ازدواج کرد و این رابطه تا پایان عمر او پایدار باقی ماند.

فرزندان ایرج قادری
این ازدواج حاصل دو پسر به نامهای تورج و ژوبین بود. تورج، فرزند نخست آنها، در سال ۱۳۷۲ در ایالت اورگان آمریکا به دلیل تصادف رانندگی جان خود را از دست داد. فرزند دوم، ژوبین، حاصل ازدواج موقت ایرج قادری با فاطمه محمودی شنگل آبادی بود.


ماجرای ازدواج از زبان همسرش
تهمینه اطمینان مقدم درباره آغاز زندگی مشترک خود و ایرج قادری روایت میکند: «ایرج متولد فروردین ۱۳۱۳ و من متولد شهریور ۱۳۱۴ هستم. وقتی ایرج ۱۹ ساله و من ۱۷ ساله بودم، با هم ازدواج کردیم. بعد از دو سال و در سن ۲۰ سالگی، صاحب پسر اولمان شدیم. این پسر در رشته پزشکی در آمریکا تحصیل میکرد، اما در یک حادثه رانندگی از دنیا رفت و این ضایعه ما را بسیار داغدار کرد.»
آشنایی اولیه ایرج و تهمینه
تهمینه ادامه میدهد: «آشنایی ما در سال ۱۳۳۰ در باغشاه شکل گرفت. ایرج آن زمان دانشجوی داروسازی بود و در داروخانه برادرش کار میکرد. خانواده من به دلیل برنامهها و مراسمی که برای شعرخوانی داشتند در آن منطقه رفت و آمد میکردند. همین رفت و آمدها باعث شد که بارها یکدیگر را ببینیم. روزی در یکی از جلسات شعرخوانی که مادرم برگزار کرده بود، ایرج برای آوردن دارو وارد مجلس شد و همان لحظه توجه همه به او جلب شد.»
شروع یک رابطه ساده و پاک
تهمینه اظهار میکند: «در آن دوران، ارتباط ما به نگاههای کوتاه یا درخواست دارو از او در داروخانه محدود بود. حتی زمانی که برای نخستین بار در یک رستوران به همراه یکدیگر ناهار خوردیم، استرس زیادی داشتیم. اما بعد از مدتی ایرج پیشنهاد ازدواج کرد و من بلافاصله قبول کردم. با وجود مخالفت خانوادهها، تصمیم به ازدواج گرفتیم و با کمک یک روحانی محلی، عقد کردیم. این آغاز زندگی ما در خانهای کوچک با یک اتاق و یک آشپزخانه بود.»
زندگی پر پیچ و خم و از دست دادن پسرشان
تهمینه همچنین خاطرنشان میکند: «در سالهای نخست زندگی، اختلافات زیادی داشتیم که باعث شد مدتی از هم دور شویم و حتی یک بار از هم جدا شویم، ولی پس از مدتی دوباره آشتی کردیم. تراژدی بزرگ زندگی ما زمانی رقم خورد که پسر بزرگمان که در سن ۱۹ سالگی در حال تحصیل در دانشگاه بود، بر اثر حادثه رانندگی جان باخت. از آن پس دیگر هرگز از یکدیگر جدا نشدیم و با وجود همه دشواریها همچنان در کنار یکدیگر باقی ماندیم.»
تأثیر مرگ پسر بر زندگی مشترک
مرگ پسرشان عمیقاً بر آنها تأثیر گذاشت. تهمینه میگوید: «پسر بزرگمان نمادی از پاکی و صداقت بود. او در هر چیزی، از درس گرفته تا ورزش، کامل بود. پس از درگذشت او، به این باور رسیدم که خداوند او را به خاطر ذات پاکش زودتر نزد خود برد تا روحش آلوده نشود. از آن زمان، زندگیمان به آرامشی همراه با سکوت تبدیل شد، بدون هیچ بحث یا جر و بحثی.»