یودایمونیا چیست و چرا داشتن آن در زندگی همه ما ضروری است؟

ما در زندگی ممکن است چیزهایی کم داشته باشیم و یکی از آن چیزها شاید یودایمونیا است. اما این یودایمونیا چیست؟
به گزارش نی نی بان ، شاد بودن، یکی از قدیمیترین و عمیقترین خواستههای انسانها در زندگی بوده است و این موضوع گاهی بهقدری مهم میشود که خیلیها میگویند اصلا هدف از زندگی در این دنیا، شاد بودن است. تابهامروز تحقیقات بسیاری در مورد شادی انجام شده ولی تعریف واحد و ثابتی درباره آن وجود ندارد تا بتواند تمام جنبههای این پدیده را توضیح دهد. برخی، شادی را معادل سفرکردن و خوشگذراندن میدانند و برخی دیگر، رسیدن به دستاوردهای شغلی و مالی؛ برخی در پی لذات زودگذر هستند و برخی دیگر اهداف بلندمدت دارند. عده زیادی هم میخواهند به ما یاد دهند که چگونه یک زندگی سراسر از شادی و بدون غم را تجربه کنیم. واقعیت این است که شادی، به هر شکلی که بهدست بیاید، نمیتواند بهتنهایی پایه و اساس یک زندگی مطلوب و ایدهآل باشد.
انسانها از دوران کهن در جستوجوی راز خوبزیستن بودهاند و یکی از کارهای فلاسفه باستان در نقش راهبران جامعه، این بود که این راز را کشف کرده و در اختیار مردم قرار دهند تا انسانهایی بهتر و درنتیجه، جوامعی بهتر داشته باشند. آنها طی قرنها متوجه شده بودند که ما انسانها بدون اینکه دلیل زیستن خود را بدانیم یا مسیر مشخص و هدفی داشته باشیم، نمیتوانیم راضی و شاد باشیم. شاد بودن بدون رشد کردن، حس رضایت درونی و هدفمندی، معنایی ندارد. آنها بهجای شادی، «یودایمونیا» را به مردم معرفی کردند؛ دریچهای جدید به زندگی بهتر که در آن علاوهبر رشد فردی، آرامش درونی و شکوفایی هم وجود دارد.
یودایمونیا از کجا میآید؟
یودایمونیا را معمولا معادل شادی و سعادت خواندهاند، اما معنای واقعی آن بسیار فراتر و غنیتر از شادی است، چون برای رسیدن به آن باید سخت تلاش کنیم تا انسانهای بهتری شویم، فارغ از اینکه چه کاری میکنیم، چه مشکلاتی داریم و یا در کجا زندگی میکنیم. یودایمونیا به ما میگوید که بسیاری از باارزشترین چیزها در زندگی ممکن است لزوما با شادی همراه نباشند، اما ارزش دنبال کردن را دارند تا در پایان زندگی به چیزی والاتر از شادی دست یافته و بتوانیم تغییری در دنیا ایجاد کنیم.
اگر ما در زندگی فقط بهدنبال خوشی و لذت بوده و از ناخوشیها گریزان باشیم، بهمرور اسیر خواستههای خویش شده و برای رسیدن به یک رضایت مقطعی، از هر هدف بلندمدتی دست میکشیم و انضباط شخصی را فدای کسب لذت میکنیم. اما اگر بهدنبال یودایمونیا باشیم، مسیر خودشناسی و رشد فردی را انتخاب کرده و ناملایمات را برای هدفی والاتر تاب میآوریم. درنتیجه، این کار انضباط و استواری ما را افزایش میدهد و ما را در مواجهه با سختیها مقاومتر میسازد تا بتوانیم به شادی پایدار دست پیدا کنیم.
«دانشنامه بریتانیکا»، یودایمونیا را اینطور تعریف میکند: «وضعیت شکوفایی -یا بهزیستی انسان». بنابراین، کلمه «شادی» مترادف خوبی برای آن نمیتواند باشد. این وضعیت در فلسفه یونان، برخلاف شادی، یک حالت ذهنی یا احساس لذت و رضایت نیست. از نظر ارسطو، یودایمونیا بالاترین حد خوبی در انسان است و تنها فضیلتی در جهان است که صرفا بهخاطر خودش اهمیت دارد و وسیلهای برای رسیدن به هدف دیگری نیست و خودش هدف خودش محسوب میشود.
تفاوت یودایمونیا با شادی
ریشه کلمه شادی در زبان انگلیسی بهمعنای شانس و اقبال است و شاد یعنی خوشاقبال. شاید شانس در تعیین شغل، مسیر زندگی یا حتی مشکلاتی که شما دارید، نقش داشته باشد و شما را شاد یا ناشاد کند، اما یودایمونیا تنها به یک شکل میتواند بهدست آید؛ اینکه «بهترین انسانی شوید که میتوانید باشید».
شانس در این موضوع نقشی ندارد. شادی یک موضوع کاملا ذهنی است؛ یعنی از فردی به فرد دیگر تغییر میکند؛ یکی ممکن است از کسب دانش لذت ببرد و شاد شود، ولی دیگری با وقف زندگی خود در راه دین این حس را بهدست آورد. اما یودایمونیا، عینیتر است، چون استانداردهایی برای خوبزیستن انسان و زندگی براساس فضیلتهایی است که ارسطو به آنها اشاره کرده و به تعریفشان میپردازد.
بهعلاوه، شادی یک حس است که انسان میتواند در هر لحظهای آن را خلق کرده یا ازدست بدهد درحالیکه یودایمونیا شکلی از بودن است؛ ساختن آن به تلاشی طولانیمدت نیاز دارد و درمقابل، زمان بیشتری پایدار میماند. شادی را میتوان از دلخوشیهای کوچک مثل یک غذای خوب یا حتی کارهای غیراخلاقی بهدست آورد، اما یودایمونیا یعنی اینکه انسان بهتری باشید که با لذتبردن حاصل نمیشود. بنابراین، میتوان گفت شادی یک حس گذراست و با میزان لذت دریافتی سنجیده میشود؛ از روشهای غیراخلاقی هم میشود به آن رسید و شانس و اقبال هم در آن تاثیر دارد. اما یودایمونیا یک وضعیت وجودی است، تداوم دارد، با بهترینبودن سنجیده میشود و تنها در زندگی اخلاقی بهدست میآید.
شادی، خوشاقبالی یا سعادتی است که از داشتن چیزهای مادی مثل پول، فرزندان خوب، موقعیت عالی، جایگاه بالا، دوستان بانفوذ، ظاهر مطلوب و سلامتی جسمی بهدست میآید و بههمیندلیل، گاهی با یودایمونیا اشتباه گرفته میشود. این مادیات هم برای رسیدن به یودایمونیا لازم است، ولی کافی نیست. یودایمونیا علاوهبر شادی، شامل فضیلت، اخلاق و داشتن معنا در زندگی میشود. هدف غایی فلسفه هم این است که انسانهای بهتری شویم و از تمام توانمندیهای منحصربهفرد خودمان بهعنوان انسان استفاده کرده و همه آنها را محقق سازیم.
یعنی اگر فرزند دارید، در تربیت و بزرگکردن او بهترین باشید؛ اگر پزشک هستید در درمان بیماران خود بهترین باشید؛ اگر فیلسوف هستید در کسب دانش و خرد و آموزش آن به دیگران بهترین باشید. هر انسانی در زندگی نقشهای متعددی دارد و با بهترینشدن در آنها میتواند به یودایمونیا برسد. بهعلاوه هرکسی بهجز نقش فردی خویش در زندگی، یک هدف مشترک نیز با بقیه انسانها دارد و باید در آن وظیفه هم بهترین شود و آن هدف، انسان بودن است.
روشهایی برای خلق یودایمونیا
1- زندگی آگاهانه: نسبتبه خودتان و دنیا، نگرشی ذهنآگاه داشته باشید و بهجای اینکه غرق در کارهای تمامنشدنی زندگی شده و از خودتان، رویاها و علایقتان غافل شوید، در لحظه حضور داشته، به کارهایی که میکنید واقف باشید و با توجه به چیزهایی که واقعا برایتان مهم است، تصمیماتی آگاهانه بگیرید.
2- پذیرش خود: وقتی خود را تمام و کمال بپذیرید و سعی در پنهانکردن نقاط ضعف خود نداشته باشید و بهجای تظاهر به آنچه نیستید، بر روی آنچه واقعا هستید تمرکز کنید، متوجه میشوید که برای رسیدن به شادی پایدار واقعا به چه چیزی نیاز دارید.
3- هدفمند بودن: با ذهنآگاهی و پذیرش، هدف بلندمدتی را انتخاب کنید و زندگی فردی و حرفهای خود را حول محور آن قرار داده و براساس آن تصمیم گرفته و عمل کنید. این هدف باید در راستای خود واقعیتان و ایجاد رضایت درونی در شما باشد.
4- تقویت مهارتها: شادی علاوهبر اهداف معنوی، به اهداف مادی هم وابسته است. بدون کار و درآمد و پسانداز، نمیتوانید شاد، سلامت و راضی باشید. بنابراین، مهارتها و استعدادهای خود بهکار بگیرید و به موقعیتهای بهتری برسید.
5- ارتباطات مثبت: برقراری روابط با آدمهایی که شما را تشویق و به رشد شما کمک میکنند؛ با شما همدلی کرده و به شما گوش میدهند؛ و آنها که از شما حمایت عاطفی میکنند، تاثیر مهمی بر شادی شما دارد. زیرا درک، تشویق و حمایت بههمراه راهنمایی و انتقاد سازنده، باعث رشد و درنتیجه خلق شادیهای پایدار میشود.
پیشبهسوی شادی پایدار
یودایمونیا فقط شادی نیست، نوعی رضایت درونی همراه با زندگی اخلاقی، شکوفایی، رشد فردی و معنوی در زندگی است. خوبزیستن در این مفهوم، یک زندگی شاد و همراه با کامیابی نیست، پذیرش محدودیت، ترس، شکست، درد و رنج نیز محسوب میشود. برخی بهاشتباه فکر میکنند یودایمونیا بهمعنی داشتن زندگی خوبی که همراه با لذتبردن از ثروت و خوشیهای زندگی، بدون درنظرگرفتن نتیجه آن برای دیگران است. از نظر ارسطو، این رفتار انسانی نیست و کسی که بهجای اخلاقیزیستن، تنها بهدنبال لذتبردن است از دایره تعریف یودایمونیا خارج میشود.
منبع: مجله موفقیت