اگر پاسخ این سوال نیز بله باشد باید گفت در این صورت فرد مسن هیچگونه جایگاهی در میان دیگر افراد نخواهد داشت چرا که توان برآوردن نیاز خویش و دیگران را نداشته و وجودش جز رنج و زحمت حاصلی ندارد.
منفعت طلبی
لازم به ذکر است، در قسمت بالا دیدگاهی که نسبت به وجود سالخوردگان بیان گردید از یک تفکر مادی گرایانه و منفعت طلبانه ناشی می گردد چرا که در این دیدگاه ها فرد صرفا به دنبال نتایج مادی در زندگی خویش بوده و جز منافع خویش به امر دیگری نمی اندیشد با کنار گذاشتن این دیدگاه و مواجه شدن با واقع، متوجه امری فرای این نظرگاه می شویم و آن این است که حضور سالخوردگان و وجودشان برکات و نعمتهایی با خود به همراه دارد . کتاب شریف نهج البلاغه به نکته ارزشمندی در این باب اشاره داشته است.
نهج البلاغه و تجربه پیران
امام علی علیه السلام، درود خدا بر او، فرمود: اندیشه پیر در نزد من از تلاش جوان خوشایندتر است. (و نقل شده که تجربه پیران از آمادگى رزمى جوانان برتر است) (نهج البلاغة / ترجمه دشتى / حکمت ۸۶)
آنچه یک پیر و سالخورده را از دیگران متمایز ساخته و در میان همگان برجسته می سازد فکر، اندیشه و تجربه اوست، امری که در موفقیت و کامیابی حرف اول را می زند. امیرالمومنین علیه السلام در وصیت خود به فرزندش محمد حنفیه فرمود: هر که نظرات مردم را مورد دقت قرار دهد نکات خطاء را مىشناسد، و هر که در کارى عجولانه داخل شود بدون اینکه به عواقب کارها نظر افکند به سختى حوادث دچار گردد. تدبیر قبل از عمل تو را از پشیمانى ایمن مىگرداند. و عاقل کسى است که تجربهها او را اندرز دهد، و دانش برتر در تجربهها است. و در دگرگونى وقایع گوهر مردان شناخته مىشود. (جهاد النفس وسائل الشیعة / ترجمه صحت / ۱۵۱ )
همانگونه آن حضرت اشاره داشته اند عاقل کسی است که تجربه ها او را اندرز دهند و در این میان چه کسانی بیشتر از سالخوردگان تجربه دیده و عاقل تر. و سخن در ارزش تجربه همین بس که « بخدا اگر براى یک آدم از شماها دو جان بود تا با یکى نبرد میکرد و تجربه مىآموخت و با دیگرى زنده مىماند (و نتیجهگیرى میکرد) و آنچه را آزمایش کرده بود بکار مىبست (چه خوب بود) ولى هر کس را یک جان بیشتر نیست و چون به در رفت جاى توبه و پشیمانى و جبران خطائى که مرتکب شده است نمىماند. (الروضة من الکافی یا گلستان آل محمد/ترجمه کمرهاى/ ج/۲ ۱۱۶ ) گویا سعدى از اینجا گرفته و گفته است:
تا به یکى تجربه آموختن با دیگرى تجربه بردن بکار
رفتار به شیوه پیران
پیامبر اکرم صلّى اللَّه علیه و آله و سلم فرمود: بهترین جوانان شما کسانى هستند که به شیوه پیران رفتار نمایند و برترین پیران شما کسانى هستند که به شیوه جوانان رفتار کنند. (إرشاد القلوب / ترجمه سلگى / ج۱ / ۱۲۰ )
در این روایت از پیامبر اکرم صلوات الله علیه نیز می توان به برکت وجود پیران و نقش به سزای آنان در اجتماع اشاره داشت در شرح و بسط این روایت می توان به این مسائل اشاره داشت که مراد از شیوه پیران، استفاده از تجربه، رأی و اندیشه در عمل است، به گونه ای که در اتخاذ تصمیمات گرفتار غرور و احساسات نشده و منطقی ترین تصمیم را اتخاذ کرد. و اینگونه به نظر می رسد که مراد از شیوه جوانان شور و نشاط، امید و پویایی آنان در زندگی است چرا که یک جوان مرگ را از خود دور می پندارد و بدین وسیله درصدد رسیدن به خواسته های خویش است و چه نیکوست که سالخوردگان ما نیز با دیدن علایم پیری دست از زندگی نشسته همچنان امیدوارانه به دور از هر گونه یأس و ناامیدی و افسردگی به زندگی پویای خویش ادامه دهند.
بزرگان گفتهاند: پیرى، پیک مرگ و آغاز فنا و فرستاده مرگ و قطعکننده آرزوها و نخستین مرحله آخرت و رهنماى انتقال و اندرزگویى خوش زبان است و براى نادان بیم دهنده، و براى خردمند مژده دهنده و علامت وقار و لباسى فاخر براى بزرگان و مرکبى راهوار براى مرگ است و دوران جوانى، چون خفته مىماند، (که در رویا به سر مىبرد و از واقعیتها بىخبر است)
پیرى یا پیک مرگ
پیرى، پیک مرگ و آغاز فنا و فرستاده مرگ و قطعکننده آرزوها و نخستین مرحله آخرت و رهنماى انتقال و اندرزگویى خوش زبان است و براى نادان بیم دهنده، و براى خردمند مژده دهنده و علامت وقار و لباسى فاخر براى بزرگان و مرکبى راهوار براى مرگ است و دوران جوانى، چون خفته مىماند، (که در رویا به سر مىبرد و از واقعیتها بىخبر است). از عابدى پرسیدند: باقیمانده عمر را براى چه چیزى دوست مىدارى؟ گفت: براى گریه کردن بر گناهان گذشتهام. (إرشاد القلوب / ترجمه سلگى / ج1/ 119 ) بله پیری برای نادان پیک مرگ و بیم دهنده است چرا که به واسطه جهل و نادانی اش ایام جوانی را به باد داده و اینک پایان آرزو را نزدیک می بینند و اینگونه است که از مرگ می هراسد و در مقابل فردی که عمری را در جهت رضای پروردگار خویش گام برداشته مرگ پیری سفیر کامیابی و لحظه شمار وصال او به محبوب یگانه اش است. عجلان از حضرت صادق علیه السّلام روایت کرده که فرمود: سه گروه را خداوند بدون حساب به بهشت برد: امام عادل، تاجر راستگو، پیرى که عمر خود را در طاعت خدا بسر برده است. (ثواب الأعمال / ترجمه غفارى / 299 )
پیری و سالخوردگی ظهور و جلوه ناتوانی و فرسودگی نیست بلکه تجلیگاه و خواستگاه اندیشه ها و تجربیاتی است که می تواند هدایتگر و نجاتبخش باشد. خدا جوانى و پیرى را با هم رحمت کند، زیرا جوانى که رفته جالب بود و پیرى هم که جاى آن آمد خوب است. (دیوان أمیر المومنین علیه السلام / 331 )
افسوس که أیّام جوانى بگذشت أحوال دلم چنانکه دانى بگذشت
از مشرق مرگ صبح پیرى بدمید اوقات سرور و کامرانى بگذشت
برای ارسال نظر کلیک کنید
▼