بعضی از پدر و مادرها خودشان استاد این مهارت هستند و در پاسخ به همه درخواست های بچه خیلی راحت سرشان را بالا می اندازند و می گویند: «نه!»
برای مثال «می تونم برم جشن تولد؟» «نه!» «برم خونه خاله این ها؟» «نه!»، «دوچرخه برام می خرین؟» «نه!»، «می ریم پارک؟» «نه!»، «اگه ده تا ۲۰ پشت سر هم بگیرم، واسم اون اسباب بازیه رو می خری؟» «نه!»، «می تونم اسمم رو عوض کنم و بذارم جاناتان مرغ دریایی؟!» «نه!»، «می شه نرم مدرسه؟» «نه!»، «ماکرونی می پزی؟» «نه!»، «می شه کله پاچه غذای لذیذ رو نپزیی؟!» «نه!» و ...
البته این فهرست به این سادگی ها تمام نمی شود و بسته به سن و سال بچه فقط سوال های آن متفاوت می شوند ولی جواب که همان یک نه ساده است. این جور پدر و مادرها نشان می دهند که در کودکی خیلی خوب مهارت نه گفتن را یاد گرفته اند و اصلا سقّشان را با «نه» برداشته اند. آنها بچه هایی را بزرگ می کنند که احتمالا به محض خارج شدن از سایه کنترل والدین به خیلی از چیزها بله می گویند.
برای ارسال نظر کلیک کنید
▼