بسیاری از بزرگسالان با احساسات مایکل همدردی می کنند. این ترس آنقدر شدید می شود که به یک فوبی حقیقی تبدیل می شود. ترس از صحبت در میان جمع، یکی از متداولترین نگرانی ها در میان کودکان و بزرگسالان است. اغلب در مدارس ابتدایی شروع می شود، وقتی از بچه های کوچک خواسته می شود تا بلند بخوانند یا گزارش دهند و در نتیجه تجربه بدی از آن کسب می کنند. ما نوجوانانی را می شناسیم که خودشان را در پشت همکلاسی هایشان پنهان می کنند و یا پشت افراد قدبلند می نشینند تا از صدا زدن نامشان جلوگیری کنند. ما با دانشجوی دانشگاهی کار کرده ایم که تقریبا فارغ التحصیل نشد، چون به واحد آموزش گفت نمی تواند در جمع از پایان نامه اش دفاع کند. این ترس می تواند فشار و ناراحتی زیادی به وجود آورد و خیلی راحت به دوره های بعدی زندگی نیز کشانده می شود. بنابراین، بسیار مهم است به کودکتان کمک کنید تا حد امکان بر آن غلبه کنند.
مشاهده کنید. کودک را در شرایط مختلف مشاهده کنید. و در زمان مناسه بسا معلمائش صحبت کنید. مثل خیلی از هنرپیشه های کودک ممکن است احساس اضطراب و تشویش کند. اما هرگز آن را نشان نمی دهد. زمان های دیگر ترس می تواند کاملا ویران کننده باشد. اگر کودک شما در شرایط روزانه نمی خواهد پاسخ دهد یا خودش حرف برسد.
مهارت های صحبت کردن در جمع را آموزش دهید
به کودک کمک کنید تا با ایجاد اعتماد به نفس و افزایش حس رقابت در خودش، بر این ترس غلمه کند.
به کودک فرصت های صحبت کردن را بدهید. از سن خیلی کم، به کودک فرصت هایی بدهید تا در مقابل گروه ها صحبت کند. بدون اینکه او را مجبور کنید حرف بزند یا بخواهد در جمع سخن بگوید از او بخواهید سر میز شام یا در جمع خانوادگی صحبت کند. به او این حس را بدهید که افکار و عقایدش مهم هستند. اکثر بچه های کوچک ابراز وجود کردن را دوست دارند، بنابراین از این مزیت استفاده ببرید. وقتی فرصت های طبیعی خودشان را نشان دادند، به او اجازه دهید آواز بخواند یا برای خانواده لطیفه بگوید و به یاد داشته باشید که تجربیات، اطمینان به وجود می آورند.
کودک را برای صحبت در جمع آماده کنید. اگر این ترس از قبل در کودک وجود داشته مهارت های پایه را به او بیاموزید. او را تشویق کنید تا موضوعی انتخاب کند که برای او جالب است و اطلاعاتی هم درباره آن داشته باشد. به او بگویید چه چیزی صحبت و پا گزارش را برای شنونده جذاب می کند. دقت کنید او دقیق بداند که می خواهد چه چیزی بگوید به او کمک کنید تا مراحلی را برنامه ریزی کند تا بتواند این سخنرانی را آماده کند. این می تواند شامل جمع کردن اطلاعات با نوشتن آن روی ورق و سپس تمرین کردن آن برای چند بار باشد. شاید یک خلاصه با کارت های نشانه بتوانند شبکه ایمنی فراهم کنند.
او را برای گرفتاری ها آماده کنید. با او صحبت کنید که او چه کار می تواند بکند. اگر فراموش کرد چه چیزی داشت می گفت یا اگر مضطرب و مشوش شد و یا اگر حواسش پرت شد. راه حل ها می توانند نفس عمیق کشیدن و تکرار آخرین ایده ها باشد تا بتواند به این یادداشت و خلاصه ها رجوع کند و سپس به صحبت ادامه دهد. او باید بپذیرد که ممکن است برای لحظه ای جایگاه خود را از دست بدهد، می تواند از این شوخی استفاده کند. من همیشه می ترسیدم که در جمع صحبت کنم!"، این کار اعتمادشنودگان را جمع خواهد کرد، اما سپس باید ادامه دهد. تعدادی از موقعیت ها را نقش بازی کنید.
ترس زدایی و تمرین کنید
به کودک کمک کنید تا با تمرین کردن شرایط در یک محیط کاملا مناسب بر ترس خود غلبه کند. برای مراحل بی تفاوت سازی مقدمه این فصل را دوباره بخواند.
۱. فهرستی تهیه کنید. فهرستی از شرایطی که کودک را می ترساند تهیه کنید. آنها را از بالاترین تا کمترین میزان ترس درجه بندی کنید. سپس از انتهای لیست شروع کنید، از وضعیتی که کمترین میزان ترس را ایجاد می کند، از جلسات پشت سر هم تمرین کنید برای مثال اگر کودک شما از بلند خواندن می ترسد مجموعه تجربیاتی در حول این مهارت (مثل خواندن برای برادر کوچکش، سپس برای شما، سپس برای دو عضو خانواده) و در آخر برای کل خانواده برنامه ریزی کنید.
2. جلسات تمرین را برگزار کنید. قبل از شروع، از کودک بخواهید تمرین های تمدد اعصاب را انجام دهد و به شما بگوید چه وقت سطح نگرانی و اضطراب او نزدیک به صفر است. وقتی او در هر شرایطی تمرین انجام داد، از او بخواهید ناراحتی خود را درجه بندی کند. وقتی این ناراحتی بالاست، تمرین را رها کنید و تمدد اعصاب پیشنهاد دهید. از کودک بخواهید خودش را در حالی تصور کند که با موفقیت شرکت می کند. برای مثال، از او بخواهید خود را در حال صحبت در یک جلسه تمدد اعصاب تصور کند و به تدریج با شرایط فشرده تر حرکت کند. اگر ترس اصلی او یک گزارش کلاسی است، از او بخواهید تصور کند ابتدا فقط برای معلمش گزارش دهد. سپس معلم و یکی از دانش آموزان، سپس دو دانش آموزش و غیره. به او یادآوری کنید از واژه کلیدی «آرامش» استفاده کند. در حالی که این صحنه را برای حدود بیست ثانیه تصور می کند. اضطراب را در جه بندی کنید و وقتی این درجه در سطح پایین باقی مانده به مرحله بعد حرکت کنید.
۳- از شرایط وانمودی استفاده کنید. وقتی کودک توانست هراس انگیز ترین صحنه را با کمترین اضطراب تصور کننده شروع به شبیه سازی شرایط حقیقی کنید. ده سوال از تکالیفش به او بدهید تا مطالعه کند. سپس وانمود کنید. شما معلم هستید و نام او را صدا می زنید. از کودک بخواهید بلند شود و به سوال جواب بدهد. جواب او را روی نوار ضبط کنید و بگذارید تا آن را چند بار قبل از اینکه به سوال دیگر برود. گوش دهد. نوار ویدیویی به شرایط تظاهری یا ساختگی، می تواند جنبه دیگری داشته باشد. وقتی این شرایط روی مقیاس اضطراب، به درجه پایین رسید وارد سخنرانی، گزارشات کتابی با هر چیز دیگری که او را آزار می دهد شوید تا اینکه دیگر نگرانی شدید را تجربه نکند. به کودک یادآوری کنید قبل از هر شرایطی کلمه نشان خود را تکرار کند تا آرام باشد. هر چیزی را روی نوار ضبط کنید و بارها آن را پخش نمایید.
4. مثبت و صبور باشید. کودک را تشویق کنید تا روی راه حل ها متمرکز شود و به اظهارات منفی واکنش نشان ندهد. برای مثال: «من هرگز نمی توانم این کار را بکنم.» آنها را نادیده بگیرید یا بگویید: «من می دانم که این دشوار است»، سپس توصیه های مثبت و عملی برای خود ایجاد کند. از او انتقاد نکنید با احساسات او را در قالب کلمات اصطلاحات یا حرکات سرو دست بی اهمیت جلوه ندهید. او را تحت فشار قرار ندهید، بلکه به او کمک کنید تا به اعتماد و اطمینان برسد.
به اشتباهات دیگران اشاره کنید. بعضی از تجربیات خودتان را در اختیار او قرار دهید و از کودک بخواهید به افراد دیگر (معلمان، خویشاوندان، شخصیت های تلویزیونی و کودکان دیگر توجه کند. وقتی آنها صحبت می کنند به اشتباهاتی که انجام می دهند، توجه داشته باشد. سخنرانی های نمایشی انجام دهید و از قصد اشتباهاتی کنید که کودک بتواند آنها را بیابد.
سخنرانی را با اشتباهاتی در آن تمرین کنید. اگر کودک می ترسد صدایش بگیرد یا دستانش بلرزد، از او بخواهید قبل از سخنرانی اصلی، در یک کلاس خیالی یا در میان یک گروه خیالی صحبت کند و تمام این اتفاقات را در آنجا تصور کند. سپس از او بخواهید تصور کند آرامش دارد و خواندن با سخنرانی را پایان دهد. اظهارات مثبتی بسازید که او می تواند در صورت نیاز از آنها استفاده کند: «هر کسی اشتباه می کند.» یا «مردم هنوز من را دوست دارند، حتی اگر من اشتباه کنم و یا دستانم بلرزند.». به او بیاموزید در مورد اشتباهات از کلک قدیمی «من فقط می خواهم ببینیم شما توجه می کنید. استفاده کند. از او بخواهید جملات مثبت خود را بلند و سپس آرام توی دلش تکرار و تمرین کند. بنابراین، آنها را خوبه یاد خواهد گرفت و هر زمان که در طول جلسات تمرین به آن نیاز پیدا کند، می تواند فکر کند.
در شرایط حقیقی تمرین کنید
اکنون زمان است که با زندگی حقیقی مواجه شود، برای معلم توضیح دهید که سعی شما کمک به کودکتان است که بر ترسش از سخنرانی غلبه کند و انتظار دارید او نیز در برنامه ریزی یک روش درست به او کمک کنید، از او بپرسید آیا می تواند از مراحل کوچک (مثل جواب دادن به یک سوال یا بلند خواندن از یک متن کوتاه از قبل تهیه شده شروع کند، سپس صحبت کردن تا زمانی که او احساس راحتی کند، با معلم صحبت کنید و طرح و برنامه ای تنظیم نمایید. ممکن است از کودک بخواهید اسباب بازی انتخاب کند و در یک «ببین و بگو» با او حرف بزند. اگر کلاس در حال مطالعه موضوع خاصی است، (مثل یک کشور خارجی) او می تواند سوغاتی جالبی از آن مکان گیرد و یک جمله درباره آن تمرین کند و بگوید. یا می تواند گزارش کتاب خود را روی نوار ضبط کند و قبل از اینکه هفته بعد أن را زنده اجرا کند، برای کلاس پخش کند.
برای ارسال نظر کلیک کنید
▼