از زمانی که فرزند دوم ما متولد شده ناهنجاری هایی هم به معضل قبلی اضافه شده که مثلا دقیقا ادا و اصولی را که فرزند دوم انجام می دهد را تکرار می کند که توجه دیگران را جلب کند. تذکرات را هم خیلی زود فراموش می کند. مثلا در یک مورد که می گوییم نکن! چند دقیقه بعد مجددا تکرار می کند. خیلی اظهار علاقه به حیوانات و بازی های هیجانی می کند اما در ضمن برخورد و در فضای واقعی ترس او ظاهر می شود.
ضمن اینکه در مراسم گوناگون و مهمانی ها از قبل از عزیمت دائما تذکر می دهد که من با خانمها می روم. با مردها نمی آیم و واقعا هم هشتاد درصد مواقع با همسرم می رود و کمتر با من همراه می شود. لطفا در این خصوص راهنمایی بفرمایید. یک مورد دیگر اینکه لطفا خصوصیات و نیاز و مقدار نیازهای کودکان در این سن را مطرح بفرمایید.
پاسخ:
- در این سن بهتر است اتاق بچه را جدا کنید و اگر در مقابل این کار مقاومت کرد و حتی گریه یا جیغ زدن رخ داد توجه نکنید.
- برخی کارهای ساده منزل را بر عهده او بگذارید تا انجام دهد حتی اگر کار را خراب کرد او را دعوا نکنید.
-رویداد مهم در این مرحله شامل به دست آوردن کنترل بیشتر بر انتخاب غذا، اسباببازی و لباس است. کودکانی که این مرحله را با موفقیت پشت سربگذارند، احساس امنیت و اطمینان میکنند. در غیر این صورت، حس بیکفایتی و شک به خود در آنها باقی میماند.
پس از تولد فرزند دوم، تغییرات قابل توجهی در رابطه والدین با فرزند اول رخ میدهد. تعجب ندارد که مادر به دنبال تولد فرزند دوم، وقت کمتری برای فرزند اول صرف می کند و تعجبی نخواهد داشت که تقریبا تمام کودکان خردسال به تولد فرزند جدید در خانواده واکنش منفی نشان بدهند. می توانید در زمان هایی فرزند دوم را به به فرد امینی بسپرید تا از او مراقب کند و در این زمان ساعتی را به تنهایی با فرزند اول خود سپری کنید. باید طوری برنامه ریزی کنید که گاهی اوقات فقط به فرزند بزرگ خود توجه کنید و بس، حتی اگر این توجه محض به فرزند بزرگتر 10 تا 15 دقیقه در روز باشد هم میتواند راه سازگارشدن کودک را هموار کند. فرستادن او به مهد کودک می تواند کمک کننده باشد (روزی 2 ساعت برای شروع).
به یاد داشته باشید که در هیچ دوره ای ترس کودک را تمسخر نکنید، بی ارزش نپندارید و از جملاتی مانند نترس، این که ترس نداره و شجاع باش استفاده نکنید. صرفا احساس او را درک کنید و به او امنیت بدهید.
برای ارسال نظر کلیک کنید
▼