مدت زمان: ۵ دقیقه و ۱۵ ثانیه
حجم فایل صوتی: 1/21 مگابایت
متن ابتدای قصه: خونه مینا کوچولو نزدیک یه جنگل بود، مینا بیشتر وقتا تو خونشون بازی میکرد، به کلاغها نگاه میکرد، یه روز که مینا کوپولو داشت به پدر و مادر کمک می کرد؛ دید یه پیرمرد که یه فانوس قشنگ دستشه درب خونه اونا ایستاده...
حالا که مشکلات زندگی کمتر به پدر و مادرها اجازه میدهد برای فرزندانشان قصه بخوانند، نینیبان قصههای صوتی را از منابع معتبر جمعآوری میکند و در اختیار مخاطبان خود قرار میدهد تا هم کار پدر و مادرها را سادهتر کرده باشد و هم بچهها بتوانند از گوش دادن به قصه لذت ببرند. این قصه از وب سایت تبیان گردآوری شده است.
و یا Save target as را انتخاب کنید.

برای ارسال نظر کلیک کنید
▼