مدت زمان: 6 دقیقه و 48 ثانیه
حجم فایل صوتی: ۳/۱۲ مگابایت
متن ابتدای قصه: موچول مورچهای بود که روزی برای گردش به بیرون از خونشون رفته بود که چشمش به خانهای پیچپیچی افتاد و از اون خانه بالا رفت. یهویی خانه پیچپیچی تکانی خورد و موچول از بالای اون افتاد و ترسید و به خانهاش فرار کرد و بلند صدا میکرد.
حالا که مشکلات زندگی کمتر به پدر و مادرها اجازه میدهد برای فرزندانشان قصه بخوانند، نینیبان قصههای صوتی را از منابع معتبر جمعآوری میکند و در اختیار مخاطبان خود قرار میدهد تا هم کار پدر و مادرها را سادهتر کرده باشد و هم بچهها بتوانند از گوش دادن به قصه لذت ببرند. این قصه از وب سایت ایران صدا گردآوری شده است.
و یا Save target as را انتخاب کنید.

برای ارسال نظر کلیک کنید
▼