زینب قائمپناه؛ دانشجوی کارشناسی ارشد روانشناسی عمومی دانشگاه تربیت مدرس:
راهحلهایی برای مسؤولیتپذیری کودکان
رفتار پدر و مادر باید متناسب با سن فرزند باشد. مثلا به کودک سه ساله که مهد کودک میرود، باید بگوییم لباست را بپوش، دندانهایت را مسواک بزن و ... ولی برای بچه ده ساله چنین نیست و اگر چنین تذکری داده شود، رفتار پدر و مادر نامناسب با سن بچه است.
برای مثال، اگر از فرزندمان مسؤولیت بیرون گذاشتن کیسه زباله، جمع کردن میز و... را میخواهیم، تصویری که از این کارها به او ارائه میدهیم اهمیت ویژهای دارد. اگر این کارها به عنوان کارهایی بی ارزش، خستهکننده، بیخود، و مزاحم به او معرفی شود، طبیعی است که انجام آنها را نپذیرد. او با خود میاندیشد که والدینش دارند از او سوءاستفاده میکنند؛
زیرا هیچ کس نمی خواهد این کارها را انجام دهد؛ پس حتماً او را دوست ندارند یا فکر میکنند آدم بیارزشی است. به عکس، اگر آن کارها را خیلی ارزشمند بدانیم و به فرزند خود بگوییم که انجام آنها احترام به محیط خانه و احترام به خودت است و تو به این طریق در زندگی جمعی شرکت میکنی، او هم متقابلا برای این کار ارزش قائل میشود، اعتماد به نفس پیدا میکند و نهایتا تصویری که از خود دارد، مثبت است. بنابراین باید ارزش والایی برای کاری که درخواست کردهایم قائل باشیم. نگاه تحسینکننده و تقدیر کردن نیز بسیار مهم است.
این نگاه میگوید «تو توانایی انجام وظایفت را به شکلی خوب داری». گفتن اینکه « تو در حد خودت بیشترین تلاش را کردی، حتی اگر از نظر ما ایراد داشته باشد» بهتر از جملات منفی و تحقیرکننده است.
والدین باید مسؤولیتهایی را به فرزندان خود پیشنهاد کنند که با مرحله رشد و بلوغ فکری و عاطفی و همچنین با تواناییها و محدودیتهای آنها متناسب باشد. شما نمیتوانید به یک کودک 5 یا 6 ساله مسؤولیت رسیدگی به یک نوزاد را بسپارید. مسؤولیتی که از او میخواهید باید در توان او باشد و امکان انجام آن را داشته باشد و همچنین بفهمد اگر کاری را که از او خواسته شده انجام ندهد، نتیجهاش چه خواهد شد. باید دید فرزند به چه علت مسؤولیتش را انجام نمی دهد.
برای ارسال نظر کلیک کنید
▼