ضرورت آموزش مهارتهای مالی به کودکان
در طول سالیان دراز تحصیلاتم در مدرسه و سپس در دانشگاه که حدود بیست سال طول کشید هرگز چیزی در مورد پول، اهمیت آن، روش کسب و مدیریت آن، روش سرمایهگذاری، راههای کسب درآمد و ثروتمند شدن نشنیدم. در خانواده نیز هرگز کسی درباره این مسائل چیزی به من نگفت. فکر میکنم که در مورد قریب بهاتفاق افراد اوضاع همینطور باشد. حقیقت این است که من تا ۳۵ سالگی چیزی از مسایل مالی نمیدانستم. در محیطهایی که زندگی کرده بودم هیچ الگوی مالی مناسبی نداشتم. من پول را چیزی میدانستم که فقط باید خرجش کرد. برخوردی احساسی با آن داشتم و تا آخرین ریال پولی که به دستم میرسید را خرج میکردم. هیچ اهمیتی به پول نمیدادم و گویی از انباشته شدن آن احساس عذاب میکردم و به همین دلیل هر چه زودتر از دستش خلاص میشدم.
این درس بر اصل «به تعویق انداختن لذت» استوار است. این اصلی سرنوشتساز در زندگی انسانهاست و در این سنین باید در وجود کودک نهادینه شود. آدمی که توانایی به تعویق انداختن لذتها را نداشته باشد در سراسر زندگیاش با ناکامی و شکست مواجه خواهد بود.
حتما دیدهاید کودکانی را که بلافاصله باید به خواسته خود برسند. این کودکان معمولا باعث سرافکندگی والدین خود در میان جمع هستند. اما در حقیقت خود والدین علت این شرمندگی هستند زیرا به تعویق انداختن لذت را به کودکان خود نیاموخته و این عادت را در آنها تثبیت نکردهاند. کسانی که بلافاصله هر پولی را که به دستشان میرسد خرج میکنند، نمونههای شاخص افرادی هستند که این مهارت در آنها نهادینه نشده است.
پسانداز کردن و سرمایهگذاری چیزی جز به تعویق انداختن لذتهای آنی برای دستیابی به یک لذت ارزشمندتر نیست.
اما در زندگی واقعی و برای دستیابی به اهداف ارزشمند باید خواستهها و لذتهای فوری را به تعویق انداخت. بنابراین پیش از رفتن به بیرون این شرط را با او بگذارید که قرار نیست هر چه را خواست بخرید. حتی در مواردی که به توافق میرسید چیزی برای کودک خود بخرید وقفهای در آن ایجاد کنید تا بتوانید عادت به تعویق انداختن لذت را در او نهادینه کنید.
در این سنین کودک باید یاد بگیرد که پول محدود و ارزشمند است و باید برای انتخاب آنچه میخواهد بخرد و نسبت به جایی که میخواهد از آنجا خرید کند، فکر و بررسی کند. اگر مهارت قبلی بهخوبی فراگرفته شده باشد، کودک در این سن آمادگی آن را دارد که با پسانداز پول خود، آن را برای خرید چیزهایی که دوست دارد مدیریت کند. برای تقویت این مهارت سعی کنید او را در برخی تصمیمگیریهای مالی مشارکت دهید و در هنگام خرید به او توضیح دهید که مثلا چرا ماست را از این فروشگاه و پنیر را از آنیکی میخرید. به او توضیح دهید که چرا یک جنس مشابه در جاهای مختلف شهر قیمتهای متفاوتی پیدا میکند.
کودکان قدر چیزی که خودشان بخرند را بیشتر میدانند.
در این سنین نوجوانان در مرحله شناخت استعدادها، تصمیم برای انتخاب شغل و به دست آوردن آمادگی برای ورود به تحصیلات دانشگاهی یا کسب مهارتهای حرفهای هستند. بنابراین لازم است که بهطور پارهوقت بهطور عملی برخی فعالیتهای کاری را تجربه کنند. مثلا میتوانند در یک رستوران، کارواش، تولیدی و غیره کار کنند. حضور در محیط کار واقعی از چند لحاظ برای رشد نوجوانان مفید است. اول اینکه آنها را با واقعیتهای کار، اجتماع و روابط انسانی آشنا میکند. از طرف دیگر برای تصمیمگیری در مورد انتخاب شغل برای آنها الهامبخش است. همچنین تجربه کسب درآمد در قبال کار، ضمن چشیدن لذت کسب درآمد اعتمادبهنفس آنها را تقویت میکند.
در این سنین نوجوانان در مرحله شناخت استعدادها، تصمیم برای انتخاب شغل و به دست آوردن آمادگی برای ورود به تحصیلات دانشگاهی یا کسب مهارتهای حرفهای هستند.
در این سن نوجوان باید با مفاهیم «استقلال و آزادی مالی» و اهمیت دستیابی به آنها آشنا شده و آن را بهعنوان هدف اصلی مالی خود قرار دهد. استقلال مالی یعنی اینکه آنقدر پول داشته باشیم که بتواند هزینههایمان را تامین کند که باعث میشود که از نظر مالی نیازمند کسی نباشیم. این استقلال در تمام شئون زندگی ما تاثیر میگذارد. وابستگی مالی به دیگری میتواند عزتنفس ما را تضعیف کند و بر تصویر ذهنی که از خود داریم تاثیر منفی بگذارد که ناخواسته به دیگران نیز منتقل خواهد شد. استقلال مالی به ما این توانایی را میدهد که زندگی دلخواه خودمان را بکنیم. به علایق خودمان بپردازیم و استعدادهایمان را شکوفا کنیم.
در این سن نوجوان باید با مفاهیم «استقلال و آزادی مالی» و اهمیت دستیابی به آنها آشنا شده و آن را بهعنوان هدف اصلی مالی خود قرار دهد.
غایت کسب درآمد چیست؟ طبیعتا کسب پول برای پول، هدف مناسبی نیست بلکه پول ابزاری برای غنا بخشیدن به زندگی است. هرکسی سبک زندگی خاص خود را دارد. برخی به کم راضی هستند و برخی جاهطلبی بیشتری دارند. اما احتمالا هیچکس بدش نمیآید بدون هیچ دغدغه مالی زندگی کند. این همان چیزی است که «آزادی مالی» نامیدیم. فرض کنید کسی منبع درآمد خوبی دارد. وضع مالیاش خوب است و از لحاظ مالی نیازی به کسی ندارد. در این صورت او استقلال مالی دارد. اما لازمه درآمد او این است که شخصا در محل کار حاضر شود و در صورت عدم حضور آن روز درآمدی نخواهد داشت. لازم است که او هفتهای چهل ساعت در محل کارش باشد. آیا به نظر شما شخصی که شرایطش را توصیف کردیم دارای «آزادی مالی» است؟
پس صرف پول داشتن، ثروتمند بودن و استقلال مالی داشتن به شما آزادی مالی نمیدهد. آزادی مالی به امکان آزاد کردن وقتتان مربوط است. آزادی مالی را «اوج ثروتمندی» نامیدیم چرا که گرانبهاترین کالا یعنی عمر و وقتمان را با آن در اختیار میگیریم. آزادی مالی به ما این امکان را میدهد که اوقات بیشتری را با خانوادهمان باشیم. میتوانیم کارهایی را که دوست داریم انجام دهیم. کسی که آزادی مالی دارد علاوه بر ثروت، فرصت استفاده از ثروتش را هم دارد درصورتیکه برای کسی که فقط استقلال مالی دارد لزوما چنین نیست.
بگذارید بزرگ شوند!
توصیه ما برای تشویق کودکان به کسب آزادی مالی به مفهوم گریز از کار و تلاش نیست. اکثر افرادی که ثروتهای کلان و استقلال و آزادی مالی دارند معمولا تا آخر عمر و یا تا وقتی که توانش را دارند به کارشان ادامه میدهند. آنها هیچ اجباری به این کار ندارند. آنها به کارشان ادامه میدهند چون کارشان را دوست دارند و از آن لذت میبرند. و همین عشق و علاقه به کاری که انجام میدهند یکی از بزرگترین رازهای موفقیت آنان است.
پس بهتر است درعینحال که فرزندان خود را برای مواجهه با بدترین شرایط آماده و توانمند میکنیم، آنان را برای دستیابی به بزرگترین رویاهای مالی برانگیزیم. در این صورت آنان کارآفرینان، دانشمندان، متخصصان، سرمایهداران و خدمتگزاران فردا خواهند بود. آنها را تشویق کنیم که با کشف و شکوفایی استعدادهای منحصر به فرد خود از راه اشتیاق، پشتکار، مداومت و خلاقیت در جهت بزرگترین رویاهای خود گام بردارند و با ارائه خدمت به جامعه، زندگی خود و دیگران را راحتتر، غنیتر و زیباتر سازند.
برای ارسال نظر کلیک کنید
▼