اما همیشه نگران آینده هستم مخصوصا وقتی بیرون میرم و پسرای بیرون میبینم نگرانیم چند برابر میشه.اونقدر که فکر میکنم نمیتونم از پسش بربیام.من خودم تا قبل از اینکه ازدواج کنم اعتماد به نفس خیلی پایینی داشتم.الان بارفتار خوب همسرم خیلی بهتر شدم اما هنوز در ارتباط با خیلی از افراد چه فامیل چه همکاران با اینکه میدونم حرف و رفتار درست چیه بازم کوتاه میام .در ضمن برای برای اینکه بتونم وقت بیشتری برای فرزندم بذارم از اول این ماه از کارم استعفا دادم.میترسم نتونم اعتماد به نفس درستو برای پسرم جابندازم و بالاخره اینکه دیدن هرچیزی یا شنیدن هر چیزی منو به شدت نگران میکنه خواهش میکنم منو راهنمایی بکنید تا بتونم با لذت بیشتری این دوران را سپری کنم. و لطفا یه کتاب خیلی خوب در مورد تربیت کودکان (ترجیحا تربیت دینی)به من معرفی کنید.ممنون.
پاسخ: از این که مادر شدید و تجربهای رشد دهنده را میگذرانید تبریک میگویم .
آنچه از نوشته شما برمیآید نگرانی است. متأسفانه شما اضطراب بالایی دارید و همه آن از آینده ریشه گرفته است .
از لحظه ی اکنون مادری کردن لذت ببرید، سعی کنید از الان هر وقت میخواهید به آینده فکر کنید بگویید.
فرزندان با فطرت پاک متولد میشوند ، خدا را شکر که شما هم به اصول مذهبی علاقهمند وهم پایبندید، انشاءالله که مشکلی پیش نمیآید.
از الان به این تأکید نکنید که شکل عقاید فرزند شما دقیقاً باید شبیه شما باشد، البته اوچون دربافت مذهبی پرورش مییابد با عقاید مذهبی خو میگیرد، ولی ممکن است (مثلاً: مدل موی آنچنانی داشته باشد و عاشق امام حسین نیز باشد)
اگر بخواهید به فرزندتان فشار بیاورید، متأسفانه ایدههای مذهبی تان را که نمیپذیرد هیچ (و در سن نوجوانی) حتی مخالف سرسخت هم میشود .
تفاوتهای نسلی، گروه همسالان، و شرایط اجتماعی را نیز در تربیت فرزند در نظر داشته باشید.
دوست عزیز، اعتمادبهنفس فرزند شما متأثر از اعتماد به نفس شما و پدرش است و از طریق یادگیری مشاهدهای، از رفتارهای شما الگو برمیدارد پس اگر در کل شما با اعتماد به نفس هستید او نیز همین طور خواهد شد. (تبیان)
برای ارسال نظر کلیک کنید
▼