اگر کودکتان از تاریکی میترسد، این واکنشها را نشان ندهید
واکنش والدین در این موقعیت اهمیت زیادی دارد. هدف این نیست که کودک را مجبور کنیم «نترسد»، بلکه باید به او کمک کنیم احساس امنیت کند و کمکم یاد بگیرد با این ترس کنار بیاید.
نینیبان: ترس از تاریکی یکی از تجربههای رایج دوران کودکی است؛ مخصوصاً وقتی کودک تخیل فعالتری پیدا میکند و میتواند برای صداها، سایهها و چیزهایی که نمیبیند، داستانهای مختلف بسازد. ممکن است کودکی که در طول روز بهراحتی در اتاقش بازی میکند، شب هنگام خاموش شدن چراغها ناگهان مضطرب شود، والدینش را صدا بزند یا حاضر نباشد تنها بخوابد.
واکنش والدین در این موقعیت اهمیت زیادی دارد. هدف این نیست که کودک را مجبور کنیم «نترسد»، بلکه باید به او کمک کنیم احساس امنیت کند و کمکم یاد بگیرد با این ترس کنار بیاید. بعضی واکنشهای به ظاهر ساده والدین، ممکن است ترس کودک را بیشتر کنند.

ترس کودک را مسخره نکنید
جملههایی مثل «این که چیزی نیست!» یا «بچه که از تاریکی نمیترسه» شاید از نظر بزرگسالان منطقی به نظر برسند، اما برای کودک کمکی نمیکنند. چیزی که برای والد کوچک و بیاهمیت است، ممکن است برای کودک کاملاً واقعی و ترسناک باشد.
بهتر است ابتدا احساس او را به رسمیت بشناسید. مثلاً میتوانید بگویید: «میفهمم تاریکی ترسناکت کرده، من اینجا هستم.» این واکنش به معنای تأیید وجود یک خطر واقعی نیست؛ فقط به کودک نشان میدهد احساسش شنیده شده است.
برای آرام کردن کودک، ترس او را تأیید نکنید
از طرف دیگر، نباید برای آرام کردن کودک وانمود کنید که واقعاً موجودی در اتاق وجود دارد و شما باید آن را پیدا کنید. مثلاً جستوجوی طولانی زیر تخت یا داخل کمد ممکن است ناخواسته این پیام را منتقل کند که احتمالاً چیزی برای ترسیدن وجود دارد.
میتوانید یک بار محیط را با آرامش بررسی کنید و بعد توجه کودک را به واقعیتهای قابل مشاهده برگردانید: اتاق همان اتاق است، وسایل همان وسایل هستند و خاموش شدن چراغ چیزی را به آنها اضافه نکرده است.
کودک را ناگهان مجبور به تنها خوابیدن نکنید
اگر کودک مدتی است از تاریکی میترسد، خاموش کردن چراغ و گفتن «حالا بخواب، چیزی نیست» احتمالاً مشکل را حل نمیکند. ترس معمولاً با اجبار از بین نمیرود.
میتوان یک روند تدریجی ایجاد کرد؛ مثلاً مدت کوتاهی کنار کودک ماند، یک روتین آرام قبل از خواب داشت و به مرور میزان حضور والد را کمتر کرد. هدف این است که کودک احساس کند توانایی خوابیدن در فضای خودش را دارد، نه اینکه ناگهان با چیزی که از آن میترسد تنها بماند.

از ترساندن کودک برای اینکه زودتر بخوابد استفاده نکنید
گفتن جملاتی مثل «اگر نخوابی، هیولا میاد» یا استفاده از داستانهای ترسناک برای کنترل رفتار کودک میتواند ترس از تاریکی را تشدید کند. حتی اگر این حرفها در قالب شوخی گفته شوند، کودک ممکن است در ذهن خودش آنها را کاملاً جدی بگیرد.
ترس نباید به ابزار تربیتی تبدیل شود. بهتر است قوانین خواب ساده، روشن و بدون تهدید باشند.
اتاق را بیش از حد روشن نکنید
وقتی کودک از تاریکی میترسد، روشن کردن چراغ اصلی اتاق ممکن است در کوتاهمدت او را آرام کند، اما اگر هر شب برای خواب به نور زیاد وابسته شود، ممکن است خاموشی کامل برایش سختتر شود.
یک چراغ خواب ملایم میتواند برای بعضی کودکان گزینه مناسبی باشد. همچنین بهتر است نور مستقیماً به صورت کودک نتابد و فضای اتاق همچنان برای خواب آرام و کمتحریک باقی بماند.
قبل از خواب درباره چیزهای ترسناک صحبت نکنید
محتوایی که کودک پیش از خواب میبیند یا میشنود میتواند روی حالوهوای او اثر بگذارد. فیلمها، بازیها، داستانهای ترسناک یا حتی گفتوگوهای اضطرابآور ممکن است تخیل کودک را درست زمانی که قرار است بخوابد، فعالتر کنند.
به جای آن، یک روتین آرام و قابل پیشبینی داشته باشید؛ مثلاً حمام، مسواک، لباس خواب، قصه کوتاه و بعد خواب. تکرار یک روند ثابت میتواند به کودک علامت دهد که زمان خواب فرا رسیده است.
به کودک فرصت بدهید خودش احساس امنیت را پیدا کند
یک عروسک مورد علاقه، پتوی مخصوص یا وسیلهای که کودک با آن احساس آرامش میکند، میتواند بخشی از روتین خواب باشد؛ البته وسیلهای که در تخت کودک از نظر ایمنی مشکلی ایجاد نکند.
همچنین میتوانید به جای اینکه دائماً به کودک اطمینان بدهید «نترس»، مهارتهای سادهای به او یاد بدهید؛ مثلاً چند نفس آرام بکشد، چراغ خواب را روشن کند یا والد را صدا بزند. این کار به کودک احساس کنترل بیشتری میدهد.
اگر ترس از تاریکی زندگی کودک را مختل کرد
ترسهای دوران کودکی معمولاً بخشی از روند رشد هستند و در بسیاری از موارد با حمایت و گذشت زمان کاهش پیدا میکنند. اما اگر ترس از تاریکی بسیار شدید باشد، مرتب خواب کودک را مختل کند، باعث اضطراب قابل توجه شود یا روی مدرسه و فعالیتهای روزمره او اثر بگذارد، بهتر است موضوع با پزشک کودک یا متخصص سلامت روان کودک مطرح شود.
مهمترین نکته این است که کودک برای غلبه بر ترسش به سرزنش و مسخره شدن نیاز ندارد؛ به احساس امنیت، صبر و فرصتی برای یاد گرفتن نیاز دارد. گاهی یک جمله ساده مثل «میدونم برات سخته، من کنارت هستم» میتواند شروع خوبی برای این مسیر باشد.
برای ارسال نظر کلیک کنید
▼