یکی از شخصیتهای اسطورهای در تاریخ ادبیات ایران که شهرتی جهانی دارد سیمرغ است که نام آن در منطق الطیر عطار نیشابوری نیز آمده است. عطار در این منظومه که در قالب مثنوی سروده شده است، قصهای جذاب با محوریت پرندههایی روایت میکند که برای رسیدن به سیمرغ افسانهای سفری طولانی در هفت وادی را آغاز میکنند.
این داستان بلند و جذاب، قابلیت تصویری بسیار دارد و بیش از هر هنر نمایشی به جهان تئاتر نزدیک است به همین دلیل هنرمندان این عرصه دست به آزمون و خطاهایی برای روایت آن روی صحنه نمایش زدهاند که یکی از تازهترین آنها «سیمرغ نامه» به نویسندگی و کارگردانی مریم شریفزاده است؛ نمایشی که فیلمتئاتر آن به تازگی در فهرست فیلمتئاترهای پلتفرم فیلمنت قرار گرفته است و میتواند گزینهای مناسب برای تماشای دوستداران تئاتر باشد.
«سیمرغنامه»:موسیقی با چاشنی حرکت و فرم
قالب موزیکال برای روایت قصههایی که از دل ادبیات کهن و به ویژه جهان شعر بیرون آمدهاند، قالبی مناسب و محبوب است که نمونههای زیادی از آن را در تئاترهای بینالمللی دیدهایم. شریفزاده هم که خالق «سیمرغ نامه» به حساب میآید، همین موضوع را لحاظ کرده و از آن به عنوان مهمترین برگ برنده خود در مواجه با مخاطب بهره گرفته است با این تفاوت که مخاطبان هدف نمایش، طیف سنی نوجوان است و به همین دلیل اغلب بازیگرانش هم کودک و نوجوان هستند.
در پرده نخست، مخاطب با شخصیتهای مختلف در قالب پرندگان آشنا می شود و نقطه عطفی نیز با هدف رسیدن به سیمرغ افسانهای شکل میگیرد. در این بین، شریفزاده شوخیهای ظریفی لابهلای پرده اول قرار داده که نوعی فاصلهگذاری به نظر میرسد. موسیقی هم که رکن اصلی در نمایشهای موزیکال است، کاملا خود را به رخ می کشد و به فضاسازی کار کمک زیادی میکند. در عین حال، حرکت و فرم نیز به موازات موسیقی پیش می رود و شروع مناسبی را رقم میزند.
هفت شهر عشق عطار و سفری طولانی
روایت قصه با استفاده از هفت وادی، فضای خوبی را در اختیار شریفزاده برای پردهبندی نمایش قرار داده است تا شکلی از سفر قهرمان شکل بگیرد. به این ترتیب، پرندگان هر بار با چالشی مواجه شده و تعدادی از آنها در مسیر سفر پا پس میکشند.
کارگردان با توجه به مخاطبان کم سن و سال خود از دیالوگهای سنگین و ثقیل تا حدود زیادی فاصله گرفته و موسیقی را جایگزین آن کرده که موفق هم بوده است. بهرهگیری از موسیقی ارکسترال که در خدمت نمایش است و در ساختار آن از سازهای متنوعی از ویولن، ویولا و ویولنسل تا فلوت، کلارینت و پیانو استفاده شده است، تصمیم درستی است. در عین حال آهنگساز نمایش، هفت وادی منطق الطیر را به هفت دستگاه موسیقی سنتی پیوند زده است و هر چه نمایش به پرده پایانی نزدیکتر میشود، موسیقی پررنگتر شده و در پرده پایانی با تکیه بر بازیگران نوجوان خود و رقصی سماعگونه به اوج میرسد.
«سیمرغنامه» و چالش بازیگران نوجوان
یکی از ویژگیهایی که نمایش فوق را از اندک نمونههای مشابه متمایز ساخته، بهرهگیری از بازیگران کم سن و سال برای روایت قصهای سرشار از ظرایف است؛ بازیگرانی که به گفته خود کارگردان، هشت ماه تحت تعلیم بودهاند تا برای اجرا آماده شوند. حاصل کار هم بد از آب درنیامده است و بخش مهمی از آنها از عهده انجام آن برآمدهاند به ویژه در فرم، حرکت و هماهنگی با موسیقی که با تکیه بر آن ضعف در ادای دیالوگ را تا حدود زیادی جبران کردهاند و از این منظر میتوان به شریفزاده به عنوان کارگردان نمره قبولی داد.
محمد جلیلوند
برای ارسال نظر کلیک کنید
▼