۲۵۷۵۴۴

«وحشی»؛ حرکت بین توطئه آشکار و پنهان

«وحشی»؛ حرکت بین توطئه آشکار و پنهان

سریال «وحشی» به کارگردانی و نویسندگی هومن سیدی، محصول اختصاصی فیلم نت، برگرفته از داستانی واقعی، روایت‌گر زندگی فردی به نام داود اشرف یک کارگر معدن است که تنها با یک تصمیم، وارد زنجیره‌ای پیچیده از رخدادهای جنایی می‌شود.

فیلم‌نت: سریال «وحشی» به کارگردانی و نویسندگی هومن سیدی، محصول اختصاصی فیلم نت، برگرفته از داستانی واقعی، روایت‌گر زندگی فردی به نام داود اشرف یک کارگر معدن است که تنها با یک تصمیم، وارد زنجیره‌ای پیچیده از رخدادهای جنایی می‌شود.

وحشی-۲-1-1

وحشی و خطای تراژیک داود اشرف

«وحشی» از همان ابتدا خود را به‌ عنوان اثری متکی بر تصادف، نبود قطعیت و گسست‌های ناگهانی معرفی می‌کند؛ عناصری که یادآور سینمای پست‌مدرن و روایت‌های مبتنی بر شانس و پیشامد است. همین اتکا به تصادف است که غافل‌گیری مداوم مخاطب را در هر قسمت رقم می‌زند و مسیر داستان را از پیش‌بینی‌پذیری دور می‌کند.

تصمیم هایی که داود اشرف می‌گیرد، در نهایت به پیامدهایی منتهی می‌شود که نه خودِ شخصیت و نه مخاطب، انتظار آن را ندارند. هومن سیدی با هوشمندی و درک عمیق از درام، روایتی را سامان می‌دهد که در آن، هر قسمت نه‌ تنها پرسش‌های قسمت قبل را به‌ طور کامل پاسخ نمی‌دهد، بلکه پرسش‌های تازه‌تری را نیز در ذهن مخاطب می‌کارد. همین تعلیقِ دائمی و تولید مداوم ابهام است که بیننده را وادار می‌کند تا قسمت بعدی را با کنجکاوی بیشتری دنبال کند.

تصمیم های داود اشرف، یادآور مفهوم خطای تراژیک یا هامارتیا در ساختار تراژدی کلاسیک است؛ خطایی که نه از شرارت آگاهانه، بلکه از ضعف، ناآگاهی یا شرایط انسانی سرچشمه می‌گیرد و شخصیت را ناخواسته به مسیر نابودی سوق می‌دهد. اشرف با یک انتخاب، از زیست روزمره خود جدا می‌شود و وارد جهانی می‌شود که قواعد اخلاقی، حقوقی و انسانی آن مدام در حال فروپاشی است. از این منظر، «وحشی» تنها یک سریال جنایی نیست، بلکه بازنمایی فروغلتیدن یک انسان عادی به ورطه‌ای تراژیک است.

وحشی-2-225

فرم روایی «وحشی» گاه بر پایه طرح توطئه آشکار و گاه بر اساس توطئه پنهان شکل می‌گیرد. به تعبیر دیوید بوردول پژوهشگر تاریخ و نظریه سینما، این تکنیک یکی از ابزارهای مهم ایجاد تعلیق در روایت کلاسیک و مدرن است. در بخش‌هایی از سریال، اطلاعات مخاطب کاملا محدود به آگاهی کاراکتر اصلی است. هر آنچه داوود اشرف می‌بیند و می‌شنود، ما نیز تجربه می‌کنیم برای مثال، روایت، ما را به این باور می‌رساند که اشرف به آن دختر و پسر آسیبی نرسانده است و این حقیقت در چارچوب دانسته‌های روایی تثبیت می‌شود، اما در سوی دیگر، روایت ناگهان با پنهان‌سازی اطلاعات کلیدی، مخاطب را غافل‌گیر می‌کند.

اعتراف داود اشرف در خانه وکیل با بازی نگار جواهریان، نمونه‌ای روشن از این توطئه پنهان است. این اعتراف که به برگزاری مجدد دادگاه و تغییر مسیر پرونده می‌انجامد، از چشم مخاطب پنهان می‌ماند؛ چراکه روایت عامدانه آن را نشان نداده است. همین حذف آگاهانه اطلاعات، باعث می‌شود بیننده پس از وقوع پیامدها به بازاندیشی در آنچه دیده و نادیده گرفته است، وادار شود.

سیدی با آگاهی از ظرفیت این شیوه روایی، آن را به‌ مثابه موتیفی ثابت در اثر خود حفظ می‌کند تا سریال هرگز مخاطب را رها نکند. پرسش‌هایی از قبیل: چرا داود اشرف دوباره دستگیر شد؟ چرا دادگاه فرجام‌خواهی شکل گرفت؟ چه شواهد تازه‌ای علیه او پیدا شد؟ نه‌ تنها کنجکاوی دراماتیک ایجاد می‌کنند، بلکه رابطه‌ای فعال میان اثر و مخاطب می‌سازند. شاید یکی از دلایل اصلی محبوبیت سریال‌های هومن سیدی نیز در همین توانایی او برای حفظ این رابطه پویا نهفته باشد؛ رابطه‌ای که بیننده را همواره در وضعیت انتظار و تعلیق نگه می‌دارد.

قاب‌هایی در خدمت اضطراب و انزوا

از منظر کارگردانی، «وحشی» اثری به‌ شدت کنترل‌شده و حساب‌شده است. هومن سیدی با درک دقیق از زیبایی‌شناسی تصویر، قاب‌هایی خلق می‌کند که واجد کیفیتی سینمایی هستند. استفاده از پالت رنگی محدود، قاب‌بندی‌های قرینه و قرار دادن سوژه در مرکز تصویر به‌ ویژه در نماهای لانگ‌شات، حس استیصال، انزوا و تحت‌ نظر بودن شخصیت را تشدید و در مقابل، نماهای کلوزآپ، اوج ترس، وحشت و خشم را به شکلی ملموس به مخاطب منتقل می‌کند.

این تنوع بصری، نه‌ تنها به جذابیت دیداری سریال می‌افزاید، بلکه نشان‌دهنده دکوپاژی است که با وسواس طراحی شده است و کاملا در خدمت فرم روایی قرار دارد. دکوپاژ «وحشی» هم‌راستا با منطق داستانی آن است به‌ گونه‌ای که می‌توان این سریال را از حیث انسجام فرمی، قابل قیاس با بسیاری از تولیدات روز هالیوود و اروپا دانست.

وحشی-۲-11-1-1024x675

دوربین در «وحشی» به‌ شدت با ثبات است و همواره در جای درست خود قرار می‌گیرد. حرکت دوربین هرگز سرگردان یا نمایشی نیست، بلکه از آغاز تا پایان، ما را به درون جهان داستان هدایت می‌کند. حرکت‌های تعقیبی دوربین به‌ ویژه از پشت سر شخصیت، مخاطب را به همراه داود اشرف وارد فضای قصه می‌کند، گویی بیننده ناگزیر است پا به پای او مسیر پرخطر روایت را طی کند.

این رویکرد، یادآور شیوه آندری تارکوفسکی در فیلم «استاکر» (Stalker) است؛ جایی که دوربین با حفظ جنبه تعقیبی خود، تماشاگر را به مشاهده و تامل در پیرامون وامی‌دارد.

بسیاری از این نماها در قالب لانگ‌تیک یا برداشت‌های بلند و بدون کات ثبت شده‌اند. حفظ زمان واقعی در این نماها به تقویت جنبه رئالیستی سریال کمک می‌کند و حس زیستن در لحظه را به مخاطب منتقل می‌کند. «وحشی» از این طریق، نه‌ تنها داستان یک پرونده جنایی، بلکه تجربه‌ای زیسته از اضطراب، انتظار و فروپاشی تدریجی یک انسان را بازنمایی می‌کند.

«وحشی» را می‌توان فراتر از یک سریال جناییِ متعارف دانست، اثری که با تکیه بر روایت پست‌مدرن، تعلیق مستمر و کارگردانی دقیق، تصویری تراژیک از انسان معاصر را ارائه می‌دهد. هومن سیدی با تلفیق هوشمندانه فرم و محتوا، مخاطب را در موقعیتی قرار می‌دهد که هم شاهد تصمیمات شخصیت است و هم قربانی پیامدهای ناگفته آن‌ها.

«وحشی» یادآور این حقیقت تلخ است که گاه یک تصمیم، هر چند کوچک و انسانی، می‌تواند سرنوشت فرد را به مسیری بازگشت‌ ناپذیر سوق دهد؛ مسیری که در آن، مرز میان انسانیت و ویرانی به‌ تدریج محو می‌شود.

لینک هدیه

کماکل، فراتر از الکل

تولید کننده انواع ضدعفونی کننده‌های اسانس دار

مشاهده اطلاعات بیشتر

محتوای حمایت شده

تبلیغات متنی

  • اخبار داغ
  • جدیدترین
  • پربیننده ترین
  • مطالب مرتبط

وبگردی

برای ارسال نظر کلیک کنید

لطفا از نوشتن با حروف لاتین (فینگلیش) خودداری نمایید.

از ارسال دیدگاه های نامرتبط با متن خبر، تکرار نظر دیگران، توهین به سایر کاربران و ارسال متن های طولانی خودداری نمایید.

لطفا نظرات بدون بی احترامی، افترا و توهین به مسئولان، اقلیت ها، قومیت ها و ... باشد و به طور کلی مغایرتی با اصول اخلاقی و قوانین کشور نداشته باشد.

در غیر این صورت، «نی نی بان» مطلب مورد نظر را رد یا بنا به تشخیص خود با ممیزی منتشر خواهد کرد.