«بچه مردم» با تکیه بر قصهای ساده، اما تاثیرگذار، ملودرامی حالخوبکن است که میان تلخی هویت گمشده، عشق، شوخی و امید، تماشاگر را تا پایان با خود همراه میکند.
تماشاگران فیلمهای سینمایی به ویژه آنهایی که علاقهای جدی به هنر هفتم دارند و گاه سینهفیل به حساب میآیند، از اصطلاح فیلم حال خوب کن برای توصیف برخی از آثار مورد علاقه خود بهره میگیرند؛ آثاری که در سینمای ایران نیز نمونههایی به ویژه در ژانر ملودرام دارد و «بچه مردم»، ساخته محمود کریمی که در فیلم نت اکران آنلاین شده است، یکی از تازهترین آنها به حساب میآید.
فیلمهایی از این جنس، عمده تمرکز خود را روی قصه و قصهگویی گذاشتهاند و با تکیه بر قهرمان خود پیش میروند که « بچه مردم » نیز از همین جنس به حساب میآید. ابوالفضل به عنوان قهرمان فیلم پسربچهای است که پس از گم شدن در فروشگاه فردوسی، در مرکز نگهداری از بچههای بیسرپرست بزرگ شده و به دنبال رد و نشانی از مادر خود است؛ یک ۲ خطی جذاب که براساس کلیشههاست و به خوبی در کالبد ملودرام جا افتاده است و قابلیت همذاتپنداری تماشاگر با ابوالفضل را دارد.
جستوجوی هویت در دل یک ملودرام گرم
جستوجو برای کسب هویت گمشده، تم اصلی فیلمنامه فیلم به حساب میآید که سه پرده فیلمنامه را شکل داده و با ریتمی مناسب شروع شده است و به پایان میرسد. فائزه یارمحمدی و محمود کریمی به عنوان نویسندگان فیلمنامه که نیمنگاهی هم به داستان کوتاه «بچه مردم »، نوشته جلال آل احمد داشتهاند، در ۱۰دقیقه نخست و با تکیه بر روایت اول شخص، تکلیف خود با تماشاگر را روشن میکنند.
ابوالفضل و دوستانش شخصیتهای اصلی یک سوم نخست فیلم به حساب میآیند که هر یک داستانکی دارند. برای مثال میتوان به مصطفی و ایرج اشاره کرد که تا نیمه میانی هم همراه ابوالفضل پیش میروند. نکته کلیدی فیلمنامه «بچه مردم» لحن روایت قصهای است که به ذات تلخ بوده است، اما سر و شکل بازیگوشانه و ملیحی دارد به ویژه در جمع نوجوانانه آنها که لحن اشارهشده، پررنگتر شده است و از تلخیهای آن میکاهد.
وقوع انقلاب ۱۳۵۷، حادثه محرک پرده نخست به حساب میآید که به نقطه عطفی کلیدی منتهی میشود؛ جایی که این جمع از پوشش موسسه بچههای بیسرپرست خارج میشوند و باید زندگی تازهای را آغاز کنند. یافتن نشانی از پدر و مادر، موتور حرکت این بخش بوده است و گرههای زیادی را باز میکند؛ بدون آن که گره اصلی متعلق به قهرمان باز شود.
یکی از تهدیدهایی که ملودرامهایی از این جنس را به خطر میاندازد، غلتیدن در ورطه سانتیمالیزم و اغراق است که «بچه مردم» به خوبی از این تله بزرگ فرار کرده است. مجموعه اتفاقهایی که برای ابوالفضل در مسیر زندگی رخ میدهد، به خودی خود تلخ و حتی گزنده است، اما نویسندگان فیلمنامه با هوشمندی آن را داخل نگاه بازیگوشانه خود حل کردهاند. برای مثال میتوان به حضور او و دوستش مصطفی در جمع خانوادهای چپگرا و سیاستزده اشاره کرد که بخش مهمی از تلخی موجود در آن به واسطه شخصیت مکملی به نام همایی، گرفته میشود. گفتنی است که برای تماشای این فیلم میتوانید به پلتفرم فیلم نت مراجعه کنید.
عشق؛ نیروی محرک پنهان قصه بچه مردم
عشق تم اصلی فیلم محسوب میشود که به خوبی در عرض قصه گسترش پیدا کرده است و تاثیر مهمی نیز روی ابوالفضل به عنوان قهرمان میگذارد؛ از عشقی که به اکرم دختربچه داخل موسسه بچههای بیسرپرست داشته است تا پری و لیلا. حتی عشقی که برای ایرج حکم فرشته نجات را داشته است و به آرامش میرساند.
گنجاندن پیام لابهلای سطور قصه، چالش بزرگی در مدیوم سینما به حساب میآید؛ چراکه اندک لغزشی میتواند آن را به ضد خود تبدیل کند. سازندگان «بچه مردم» از این نظر موفق عمل کردهاند و با تکیه بر مفهومی به نام تقدیر، قصه خود را شکل میدهند و به آخر میرسانند. تلاش برای رسیدن و نرسیدنی تقدیری، همان پیام فیلم است که گل درشت جلوه نکرده و به باور تماشاگران خود مینشیند. در پرداخت شخصیتها نیز با ترکیبی از شخصیت، تیپ-شخصیت و تیپ مواجهایم که نسبتا خوب از کاردرآمدهاند به ویژه ابوالفضل که توان لازم برای کشیدن بار دراماتیک داستان را داشته و تماشاگران را به همذاتپنداری وادار میکند. از بین مکملها نیز همایی، مهین و تاجی به خوبی در بافت قصه جا افتاده اند و روی قهرمان نیز تاثیر میگذارند. در عین حال، موقعیتهای کمیک زیادی در فیلم به چشم میخورد که اغلب خوب از آب درآمده و لحن شوخ و شنگتری به آن میبخشند.
محمود کریمی در نخستین ساخته بلند سینمایی خود به خوبی از تجربه کار در «خندوانه» بهره گرفته و «بچه مردم» را به فیلمی فراتر از یک فیلم اولی صرف تبدیل کرده است؛ نخستین نکتهای که به چشم میآید، ریتم و ضرباهنگ مناسب فیلم صرفنظر از بیست دقیقه پایانی است که با توجه به مدت زمان ۲ ساعتهاش، تماشاگر را خسته نمیکند؛ ریتمی که از دل فیلمنامه بیرون آمده است و با یک دکوپاژ حساب شده به یکی از نقاط قوت فیلم تبدیل شده است.
بازیگر تازهای که بار فیلم را به دوش میکشد
در وهله بعد به فیلمبرداری خوش رنگ و لعاب میلاد پرتوی میرسیم که به خوبی از عهده ترسیم فضای تهران دهه پنجاه برآمده است و مکمل طراحی صحنه و لباس متقاعدکننده فیلم است.
«بچه مردم» فیلم پرشخصیتی است که همین امر چالشی بزرگ برای کریمی محسوب میشود. او برای شخصیتهای مکمل خود از بازیگرانی همچون گوهر خیراندیش، حسن معجونی، سیاوش چراغیپور و سیامک صفری بهره گرفته است و برای نقش اصلی نیز بازیگر تازهکاری به نام مهبد جهاننوش را برای شخصیت ابوالفضل انتخاب کرده که به خوبی با نقش جفت و جور شده است، به گونهای که هر چه فیلم جلوتر میرود، لباسِ نقش بیشتر به تن بازیگرش نشسته و نگاه تماشاگر را کاملا معطوف خود میکند.
برای ارسال نظر کلیک کنید
▼