چگونه چرخه توقع بیجا در کودکان را متوقف کنیم؟
«میخوام همین الان برام بخری!» «چرا برای من این کار رو نمیکنی؟» «دوستم اینو داره، منم باید داشته باشم!» اگر این جملهها برایتان آشناست، احتمالاً با کودکی روبهرو هستید که به دریافت مداوم خواستههایش عادت کرده است.
نینیبان: «میخوام همین الان برام بخری!» «چرا برای من این کار رو نمیکنی؟» «دوستم اینو داره، منم باید داشته باشم!» اگر این جملهها برایتان آشناست، احتمالاً با کودکی روبهرو هستید که به دریافت مداوم خواستههایش عادت کرده است. توقع داشتن در کودکان تا حدی طبیعی است، اما وقتی کودک تصور میکند والدین باید همیشه خواستههای او را برآورده کنند، این رفتار میتواند به مرور به یک الگوی پایدار تبدیل شود. خبر خوب این است که با چند تغییر ساده در شیوه برخورد والدین میتوان این چرخه را متوقف کرد؛ بدون اینکه رابطه عاطفی با کودک آسیب ببیند.

توقع بیجا در کودکان از کجا میآید؟
کودکان بهتدریج یاد میگیرند که رفتارشان چه نتیجهای به دنبال دارد. اگر کودک هر بار با گریه، اصرار، قهر یا لجبازی در نهایت به خواستهاش برسد، ممکن است به این نتیجه برسد که پافشاری کردن بهترین راه رسیدن به خواستههاست.
البته همیشه تقصیر والدین نیست. مقایسه با دوستان، تبلیغات، شبکههای اجتماعی، فضای خانواده و حتی تلاش والدین برای جبران کمبود وقت میتواند در شکلگیری توقعات زیاد نقش داشته باشد.
گاهی هم والدین از ترس ناراحتشدن کودک، نه گفتن را دشوار میدانند. نتیجه این میشود که «نه» گفتن به یک خواسته، به یک کشمکش طولانی تبدیل میشود و والد در نهایت برای پایاندادن به دعوا کوتاه میآید.
بین نیاز و خواسته کودک تفاوت بگذارید
یکی از اولین قدمها برای اصلاح این رفتار، تشخیص تفاوت میان نیاز و خواسته است. کودک به امنیت، محبت، توجه، تغذیه مناسب، استراحت و فرصت بازی نیاز دارد؛ اما لزوماً به هر اسباببازی، لباس یا وسیلهای که میخواهد نیاز ندارد.
این تفاوت را میتوان با زبانی ساده برای کودک توضیح داد. مثلاً به جای اینکه بگویید «تو همیشه چیزهای بیخود میخواهی»، بگویید: «میفهمم این اسباببازی رو دوست داری، اما داشتنش الان ضروری نیست.»
این جمله هم احساس کودک را تأیید میکند و هم مرز مشخصی برای خواسته او میگذارد.
«نه» گفتن را یاد بگیرید
یکی از مهمترین مهارتهای والدین، توانایی نه گفتن بدون احساس گناه است. نه گفتن به معنای بیمحبتی نیست. کودک باید یاد بگیرد که همه خواستههایش قرار نیست برآورده شوند.
وقتی پاسخ شما منفی است، بهتر است وارد توضیحهای طولانی نشوید. یک دلیل کوتاه و روشن کافی است. اگر مثلاً امروز قرار نیست اسباببازی جدیدی بخرید، تصمیم خود را چند بار عوض نکنید.
مهمتر از خود «نه»، ثبات والدین است. اگر کودک بفهمد که بعد از ده دقیقه گریه یا اصرار، احتمال تغییر تصمیم شما وجود دارد، طبیعی است که دوباره همین روش را امتحان کند.
احساس کودک را انکار نکنید
یکی از اشتباهات رایج این است که والدین تصور میکنند برای جلوگیری از توقع، باید احساس کودک را هم نادیده بگیرند. در حالی که میتوان همزمان با خواسته کودک مخالفت کرد و احساسش را پذیرفت.
مثلاً بگویید: «میدونم خیلی دوست داشتی این وسیله رو داشته باشی و ناراحتی که الان نمیخریمش.» سپس تصمیم خود را حفظ کنید.
کودک با این روش یاد میگیرد که ناراحتشدن طبیعی است، اما ناراحتی الزاماً به معنای رسیدن به خواسته نیست.
به کودک فرصت انتخاب بدهید
کودکی که همیشه فقط دستور میشنود، ممکن است برای به دست آوردن کنترل بیشتر، بیشتر اصرار کند. دادن انتخابهای محدود میتواند به او کمک کند احساس استقلال داشته باشد.
مثلاً به جای اینکه بپرسید «امروز چی میخوای بخوری؟» میتوانید بگویید: «برای شام تخممرغ میخوای یا ساندویچ؟» در این حالت کودک حق انتخاب دارد، اما چارچوب تصمیم را والد تعیین کرده است.
این روش را میتوان برای لباس پوشیدن، زمان بازی، انتخاب میان چند فعالیت و بسیاری از موقعیتهای روزمره استفاده کرد.

پاداش را از «داشتن» به «تلاش» منتقل کنید
اگر کودک بیشتر پاداشهایش را با اسباببازی و خرید دریافت کند، ممکن است به مرور شادی و موفقیت را با دریافت کالا مرتبط بداند. بهتر است بخشی از پاداشها غیرمادی باشند.
یک بازی دونفره، انتخاب فیلم خانوادگی، رفتن به پارک یا زمانی اختصاصی با والدین میتواند برای کودک ارزشمند باشد.
همچنین به جای اینکه فقط نتیجه را تشویق کنید، تلاش کودک را ببینید. جملهای مثل «دیدم برای انجام این کار خیلی تلاش کردی» به کودک یاد میدهد ارزشمندی فقط به چیزی که به دست میآورد وابسته نیست.
درباره پول و صبر کردن صحبت کنید
کودک باید بهتدریج با مفهوم محدودیت آشنا شود. لازم نیست درباره مسائل مالی خانواده با جزئیات صحبت کنید، اما میتوانید توضیح دهید که خانواده برای خریدها برنامهریزی میکند و نمیتوان هر چیزی را در هر زمانی خرید.
یک روش کاربردی، ایجاد فهرست خواستههاست. اگر کودک چیزی میخواهد، آن را در فهرست بنویسید و قرار بگذارید در زمان مشخصی دوباره درباره آن تصمیم بگیرید. این کار به کودک مفهوم صبر و اولویتبندی را آموزش میدهد.
خودتان الگوی رفتاری کودک باشید
کودکان بیشتر از آنچه میشنوند، چیزی را یاد میگیرند که در رفتار والدین میبینند. اگر کودک شاهد خریدهای هیجانی، نارضایتی دائمی از داشتهها یا مقایسه مداوم خانواده با دیگران باشد، طبیعی است که همین الگو را یاد بگیرد.
لازم نیست والدین زندگی کاملاً سادهای داشته باشند؛ کافی است کودک ببیند که بزرگسالان هم برای خرید و خواستههایشان فکر میکنند، صبر دارند و همیشه تسلیم وسوسه خرید نمیشوند.
قرار نیست کودک هیچوقت چیزی نخواهد
هدف از متوقفکردن توقع بیجا این نیست که کودکی داشته باشیم که هیچ چیزی نخواهد یا همیشه بدون اعتراض رفتار کند. خواستن، اعتراضکردن و حتی ناراحتشدن بخشی طبیعی از دوران کودکی است.
هدف این است که کودک بهتدریج یاد بگیرد بین «میخواهم» و «لازم دارم» تفاوت بگذارد، پاسخ منفی را تحمل کند، برای خواستههایش صبر داشته باشد و بداند محبت والدین به برآوردهشدن تمام خواستههایش وابسته نیست.
گاهی بهترین هدیهای که والدین میتوانند به کودک بدهند، نه یک اسباببازی تازه، بلکه فرصتی برای یادگرفتن صبر، مسئولیتپذیری و قدردانی از چیزهایی است که دارد.
برای ارسال نظر کلیک کنید
▼