بله، اینجاست که توجه ویژه مسئولان به گفتار و کردارشان در برابر رسانهها بیشتر اهمیت پیدا میکند. مخصوصا برای جامعه ما که از تحت کنترلبودن نحوه تولید این محصولات نیز اطمینان کاملی نداریم. درحالیکه خطر اعلامشده جهت محصولاتی است که به صورت استاندارد و تحتکنترل تولید میشوند! آن هم با توجه به وجود تولیدکنندگان متعدد غیرمجاز زیرپلهای و فرصتطلب که تنها مسئله مهم و قابلتوجه برای آنها در هنگام تولید، تنظیم رنگ و طعم یا ماندگاری محصول، آن هم با استفاده از مواد نگه دارنده بسیار مضر در مقادیر بالا یا رنگ و اسانسهای عجیبوغریبی است که مصرفشان در صنعت هم با اماواگرهایی همراه است! از سوی دیگر دههاهزار فروشگاه عرضه محصولات پروتئینی و رستوران ریزودرشت غیرقابلکنترل موسوم به فستفود هم در سطح کشور وجود دارند که نمیدانیم سوسیس و کالباسهای عرضهشده در آنها از چه سنخی هستند و منبع تهیه این اقلام در آنها چگونهاند. البته براساس توضیحات وزیر محترم بهداشت که تعداد بازرسان مربوطه از ٤٠ سال قبل تاکنون تغییری نداشته، انتظار دیگری هم جز این نمیرود. مضاف بر اینکه هرچند وقت یکبار برخی کارخانجات شناختهشده و بزرگ هم بهعنوان مقصد اصلی گوشتهای خاصی از قبیل بوفالوی هندی یا گوساله یخزده تاریخگذشته برزیلی معرفی میشوند که به احتمال قریببهیقین تنها مشتی هستند نمونه خروار! دراینبین، ماههای متمادی نیز شاهد بگومگوی رسانهای بینتیجهای مابین دو سازمان هممحور و سلامتمدار بر سر مجازبودن یا نبودن استفاده از خمیر مرغ در سوسیس و کالباس هستیم؛ همچنانکه تولیدکنندگان محترم در حال استفاده از آن در محصولاتشان هستند و ما هم مشغول خرید و مصرفشان! بله، اگر هم با وجود عدم ثبت رسمی تولیدات حجیم و بعضا ناشناخته زیرپلهای فوقالذکر قبول کنیم که سرانه مصرف سوسیس و کالباس در ایران نسبت به برخی کشورهای توسعهیافته بهمراتب کمتر است، اما بیتوجهی جهتدار قاطبه تولیدکنندگان در رعایت استانداردها و پخش وسیع و بدون ممانعت محصولاتشان در سطح کشور در کنار وجود مشتریان پروپاقرص و مصرف بیرویه و پرتناوب سوسیس و کالباس در بعضی از خانوادههای ایرانی، تأثیر منفی آنها را در ایجاد بیماریهای خطرناک چندبرابر میکند. بنابراین به نظر میرسد که باید خیلی سریع و قاطع، روش برخورد کشورهای توسعهیافته در جهت حذف فراوردههای گوشتی از برنامه غذایی روزانه افراد جامعه را با ایجاد محدودیتهایی مانند آنچه که فیالمثل در مورد تولید و عرضه سیگار وجود دارد، از قبیل وضع مالیاتهای سنگین و تعریفشده جهت صرف در امور پیشگیرانه یا اجبار در اطلاعرسانی فراگیر در رابطه با مضرات کالا سرمشق قرار داده و با تدوین قوانین کاربردی و پیشگیرانه در این عرصه، بهنوعی خواهان استرداد هزینههای سنگین تحمیلی درمان بر دوش اقتصاد دولتها و کل افراد جامعه از عوامل تولید و حتی مصرف آنها باشیم؛ مبلغی بالغ بر ١٠ هزار میلیارد تومان در سال که جهت درمان بیماران سرطانی هزینه میشود و متأسفانه در بسیاری از موارد هم به درمان بیمار منجر نمیشود. بنابراین سادهگرفتن برخورد با این معضل مانند آنچه که در عمل دیده میشود و اهمیتندادن به مبحث پیشگیری در ذهن مقامات بالای بهداشت و درمان کشور، تنها به عمق فاجعه میافزاید و مقابله با معضلات ملی در این مقیاس مانند نوشابههای گازدار، دخانیات، اعتیاد، کمآبی و امثالهم نیازمند مشارکت همه مردم با الگوبرداری از حرکتی هماهنگ و همسو مانند پدیده رأیگیری اخیر است.
برای ارسال نظر کلیک کنید
▼