ابداع زبان در جهت انتقال اندیشه ها و تشکیل جوامع بزرگ بشری به علت آسان تر شدن راه تبادل اطلاعات بدعت جدیدی در بازی به وجود آورد و سرانجام کشف کتابت، دست ما را در کنکاش برای آشنایی با بازی ها گشاده تر کرد . از بازی تعریف های زیادی شده است . بازی و ورزش دو کلمه قابل تبدیل به یکدیگر است و تفاوت چندانی با هم ندارند . اسپنسر و طرفداران نظریه انرژی مازادی عقیده دارند ، بدن مقداری انرژی دارد که آن را به صورت فعالیت های هدف دار یعنی کار و یا فعالیت های بدون هدف یعنی بازی مصرف می کند . فرهنگ عمید ، بازی را به عنوان اسم چنین تعریف کرده است : سرگرمی به چیزی، ورزش، تفریح، چیزی در دست گرفتن و خود را بیهوده با آن سرگرم کردن و فریفتن .
ادبیات کلاسیک ایران نیز گویای چگونگی و تربیت فرزندان و پر کردن اوقات فراغت آنهاست ایدئولوژی و اعتقادات رایج در جامعه یکی ازعوامل شکل دهنده بازی در کودکان است . فلسفه ی بازی های کودکان ، آمادگی جسمی و روحی آنها برای مواجهه با مشکلات است و به همین جهت هرچه گسترده تر و پیچیده تر و اجتماعی تر باشد ، به آنها نیرو و آمادگی بیشتر می دهد و آنها را از وجود روانی هرچه مصونیت یافته تر برخوردار می سازد.
او طراحی می کند، اشکالات را به صحنه می آورد، مصائب را خلق می کند ، نیروها را ارزیابی می کند ، اشتباهات و نقش آنها را می شناسد ، نقش زیرکی ها و هوشیاری ها و موقع شناسی را درک می کند و استعداد ها را می شناسد و از جمیع جهات ، خود و همسالان را برای ورود به صحنه های حقیقی مشکلات ،مصائب، تلخی ها، جنگ ها و رقابت ها آماده می سازد .
به طور کلی اسلام کودک را در هفت سال اول "سرور" در هفت سال دوم "بنده" و در هفت سال سوم "وزیر" می شناسد . یعنی در هفت سال اول آزاد از برنامه های مخصوص تعلیم و تربیت است و در هفت سال دوم بنده و مطیع برنامه های مخصوص تعلیم و تربیت است و در هفت سال سوم برای والدین و مربیان خود وزیر و همکار و مشاور است .
معمولاً با شروع شش- هفت سالگی کودک وارد مرحله ی جدیدی از زندگی خود می شود کودک در این ایام همزمان با بازی های دسته جمعی و فعالیت های گروهی به یادگیری مطالب جدی مشغول می شود و سعی می کند تا کنجکاوی خود را در مورد پدیده های طبیعی ارضا کند . تمایل او به بازی های گروهی بیشتر می شود و سعی در برقراری ارتباط با دیگران می کند ولی دوستی های به وجود آمده ثبات چندانی ندارند . از این رو که حافظه ی کودک در این سن به سرعت رشد می کند لذا بازی های او منظم تر شده و از لحاظ زمانی طولانی تر می شود .
با ورود به مدرسه، کودکان فرصت کمتری برای بازی پیدا می کنند و از طرف دیگر در محیط خانه هم مانند دوره ی قبل، از آزادی برخوردار نیستند . والدین و سایر اعضای خانواده در ارتباط با امور خانه از کودکان انتظارات و توقعات بیشتری دارند . بنابراین در این دوره کودکان ، هم در محیط خانه و هم در محیط مدرسه با محدودیت زمانی از حیث بازی روبرو می باشند و فرصت کمتری برای بازی دارند در حالی که به آن سخت نیازمند می باشند.
کودکانی که معاشرتی و اجتماعی می باشند و با گروه همسالان خود رابطه ی دوستانه دارند بیشتر به بازی های اجتماعی می پردازند در حالی که کودکانی که غیر معاشرتی هستند و از روابط دوستانه ی محدودی برخوردارند بیشتر به بازی های انفرادی می پردازند و بیشتر وقت خود را با اشیاء می گذرانند و یا خودشان را با تماشای تلویزیون و گوش دادن رادیو و یا مطالعه سرگرم می کنند .
انواع بازی های دوره دبستان:
۱ ) بازی های ساختنی : بازی های ساختنی از بازی های بسیار لذت آور برای کودکان در این دوره است . کودکان از وسایل و ابزار ساده چیزهای متنوعی درست می کنند که موجبات تفریح و شادی آنها را فراهم می آورد . کودکان با وسایلی نظیر چکش ، چاقو ، قیچی ، آجر ، جعبه ، مهره ، چوب ، کاغذ و هر وسیله ی دیگری که سر راه آنها قرار گیرد چیزهایی درست می کنند که برای خود آنها بسیار جالب و هیجان انگیز است . در بازی ها ساختنی پسران بیشتر از چوب و ابزار آلات استفاده می کنند در حالی که دختران انواع کارهای زرق و برق دار مانند دوختن ، نقاشی کردن و طراحی کردن را ترجیح می دهند . طراحی و نقاشی به کودک کمک می کند تا درونیات خود را آشکار نمایند همان طوری که کودک بزرگتر می شود نقاشی و طراحی او از شکل و دقت معینی برخوردار می شود . به تدریج که کودک بزرگتر می شود از نقاشی و طراحی او کاسته می شود و این به دلیل کم اهمیت دادن و یا حتی مورد تحقیر قراردادن بزرگسالان به این دو فعالیت خوب می باشد.
۲ ) بازی های اکتشافی: در این دوره همانند دوره ی قبل هر چیز جدید و تازه ای ، کنجکاوی کودکان را به خود جلب می کند با این تفاوت که کودکان در این دوره دیگر تنها با اسباب بازی ها و اشیاء پیرامون خود در محیط خانه ارضا نمی شوند و به چیزهای بیرون از خانه علاقه مند می شوند و تمایل دارند که به مناطق دورتر از محیط خانه بروند و مکان های جدیدی را کشف کنند . بازی های اکتشافی در این دوره بیشتر به صورت گروهی و دسته جمعی صورت می گیرد و کودکان کمتر به تنهایی رغبت نشان می دهند .
۳ ) جمع آوری اشیا : همان طوری که کودکان بزرگتر می شونداشیایی مانند کاغذهای آب نبات ، در بطری ، سنگ ، مهره ، صدف های دریایی و غیره را جمع آوری می کنند کودک در این دوره درنگهداری و جمع آوری چیزهای مورد علاقه ی خود به طبقه بندی می پردازد و به صورت نامنظمی آنها را نگه می دارد .
۴ ) بازی های ورزشی : در این دوره بازی های ساده و تمرینی دوره ی قبل رنگ و بوی خود را از دست می دهند . بازی باتوپ های فوتبال ، بسکتبال ، والیبال و … به شیوه ای گروهی و دسته جمعی مورد علاقه ی زیاد کودکان در این دوره می باشد و آنها ساعت های متمادی می توانند به این بازی ها مشغول باشند . در حدود سن ۱۰ سالگی بازی های آنها بیشتر رنگ رقابت به خود می گیرد و مهارت و برتری در بازی بیش از هر چیز دیگر مهم جلوه می کند در حالی که تا قبل از آن برای کودکان در بازی بیشتر جنبه ی تفریح و شادی مطرح بوده است
بازی در رشد اخلاقی کودک از اهمیت به سزایی برخوردار است ، کودک در خانه و مدرسه یاد می گیرد که چه چیز خوب و چه چیز بد است ، ولی تثبیت معیارهای اخلاقی در این دو محل ، به اندازه ی بازی قوی نیست . کودک در می یابد که اگر بخواهد در بازی ، فردی قابل قبول به حساب شود ، باید درستکار ، طرفدار حقیقت ، مسلط به خود و عادل باشد . او همچنین می فهمد که همبازی هایش نسبت به خطاهای وی در بازی ، در مقایسه با والدینش در خانه و محیط خانه ، کمتر شکیبا هستند . کودکان در بازی ها ، آداب معاشرت و رفتار اخلاقی را تمرین می کنند ، رعایت ادب و نزاکت ، ابراز نیکخواهی و کمک به دوستان ، دلسوزی ، شریک کردن و نزاکت به خرج دادن و غیره را یاد می گیرند .
آموزگار در جریان بازی نه فقط طرز عمل را یاد می دهد ، بلکه به تشویق و ترغیب اخلاقی کودکان نیز می پردازد . مربی در گفتگوهای گروهی به هنگام کارهای آموزشی در صحبت ها و بازی ها می تواند فضایل اخلاقی هر یک از کودکان را به طور متمایز مشخص سازد و به پرورش جنبه های مورد نیاز بپردازد .
خلاصه بازی برای کودکان ، وسیله ای طبیعی است . البته با این هدف که بتواند خویشتن و ویژگیهای درون خود را بشناسد و به آن عمل کند . در بازی درمانی به کودک فرصت داده می شود تا احساسات خود را بشناسد و به آن عمل کند . در بازی درمانی به کودک فرصت داده می شود تا احساسات آزار دهنده و مشکلات درونی خود را از طریق بازی بروز دهد و آنها را به نمایش بگذارد . درست مانند آنکه افراد بزرگسال با سخن گفتن ، مشکلات خود را بیان می کنند بازی وسیله ای برای ابراز احساس و عاطفه ی کودکان است . آنها از طریق بازی ، فرصتی می یابند تا احساسات درونی خود را که ناشی از تنش ها ، ناکامی ها ، ناامنی ها ، پرخاشگری ها ، ترس ها ، آشفتگی ها و سردرگمی ها است به نمایش بگذارند.
بسیاری از دردها و نابسامانی های رفتاری کودکان از راه بازی تسکین می یابد و کودک از طریق بازی فرصتی به دست می آورد تا خشم خود را مثلاً از راه زمین کوبیدن عروسکش اعلام کند. به طور کلی ، بازی و حرکت از عوامل اطمینان دهی محسوب می شوند و کودکان از طریق آن با محیط مانوس می شوند و احساس امنیت می کنند .
برای ارسال نظر کلیک کنید
▼