این حرفها یا واکنشها ابراز محبت و عشق بچهها را با کسانی که با آنها در ارتباط اند نشان میدهد. به عنوان مثال گرایش بیش از حد پسربچهها به مادرشان یا دختربچهها به پدرشان و نیز کنجکاوی آنها نسبت به والدین جنس مخالفشان. مثلا علاقه به نوازش سینه مادر یا بوسیدن لبهای پدرشان دارند. البته خیلی از پدرومادرها مشکلشان هنگام شب است که بچه میآید به اتاق خواب و مثلا میگوید که مامان من میخوام بیام تو تخت تو کنارت بخوابم و بوست کنم و نازت کنم بابا هم بره!ابراز احساسات رقابتآمیز که بچهها نسبت به پدرومادر دارند به اندازه احساسات عاشقانهشان طبیعی است. جوری باید برخورد کنیم که بچه احساس حقارت کند. بعضی از بچهها میخواهند با زیرکی به خلوت شبانه والدین وارد شوند، مثلا قایمکی زیر لحاف آنها میروند. و حتی سعی میکنند رقیب را از تخت بیرون کنند. مثلا پسربچهای که پدر خود را به صورت رقیب میبیند و اصرار میکند پیش مادرش بخوابد و حتی میگوید: مامان اگه بابا نباشه من هر شب پیش تو میخوابم!
البته او راه را برای گردن نهادن بی چون و چرا به خواستههای کودک میبندد و توضیح میدهد: اینکه ما فکر کنیم چون بچه خواستهای دارد که آن را صادقانه مطرح کرده است باید به آن بپردازیم اشتباه است. نباید به این موضوع تن داد بلکه باید این شرایط و خواستههای نامعقول بچه را مدیریت کنیم. چون بچهها در حال رشد هستند و ممکن است این عادتهای بد در آینده زندگی عاطفی آنها مشکل ساز باشند.خیلی از والدین بر سر دو راهی میمانند که زندگی خصوصیشان را از بچهها حفظ کنند یا اجازه دهند که وارد شوند. بهترین کار این است که با یک سبک ملایم بچه را از خود جدا کنند. این سبک ملایم شامل چهار مرحله است: ۱. همدلی، ۲. گفتوگو، ۳. درک و فهم مشکل و ۴. بالابردن توانایی از طرف هر دو برای حل مشکل است.
حال شرح این راهحلها:
مهراندخت پورشایگان، روانشناس کودک و نوجوان، درباره شرح این مراحل گفت: همدلی و گفتوگو شامل صحبت کردن و ابراز همدلی کردن با کودک و تشریح شرایط است: مثلا اینکه به او بفهمانیم که میدانیم که چقدر ما را دوست دارد و میخواهد نزدیک ما باشد اما اجازه آن را ندارد و این کار درست است.. باید به کودک بگوییم که میدانیم بعضی وقتها احساس تنهایی میکنی و دوست داری پیش پدرت و مادرت باشی اما باید بدانی که پدر و مادرها همیشه باید پیش هم باشند. خود تو هم وقتی که بزرگ شدی و ازدواج کردی باید پیش همسرت باشی.در مرحله درک و فهم مشکل باید سعی کنند مشکل و ایراد کار را برای او تشریح کنند؛ مثلا بگویند من با تو به اتاقت میآیم و بوس و نوازشت میکنم اما نمیتوانم بمانم تا تو خوابت ببرد.در قدم بعدی، باید توانایی حل مشکل از طرف والدین و کودک انجام شود. والدین میتوانند راهحلهایی را برای این مشکل پیدا و به کودک پیشنهاد بدهند: من در اتاق خودم مطالعه میکنم و بیدارم تا وقتی که وقت خوابم برسد و تو هم در اتاق خودت باش. حتی میتوانید از کودک بخواهید که خودش پیشنهادهایی بدهد که به این وسیله توانایی حل مساله را در او تقویت کردهاید.
پورشایگان در مورد نمونههایی که والدین با کودک همدلی نمیکنند، میگوید: مثلا پدری که دخترش به او میگوید میخواهم با شما بیایم حمام! اما پدرش به جای همدلی و گفتوگو حالت مقابلهای میگیرید و میگوید که تو با مامان رفته ای و نباید با من بیایی دختر بگوید که من دوست دارم با تو بیام یا تو بهتر لیف میزنی بیشتر خوشم میاد این تجربه درباره جنس مخالف کسب میکند اما احساسش جنسی نیست.این روانشناس درباره اینکه نه نگفتن به این دسته از خواستههای کودک چه عوارضی دارد، توضیح میدهد: بعضی وقتها برای پدرومادر نه گفتن سخت است مخصوصا برای آنها که عاطفیتر هستند و مخصوصا که بچهها هم خیلی لطیف هستند و پدر و مادر هم از بودن در کنار آنها و بوسیدن و در آغوش کشیدن فرزندان خسته نمیشوند. اما بغل و بوس باید تعادل داشته باشد و استقلال و دوری از بچهها هم تعادل در کودک ایجاد میکند.
برای ارسال نظر کلیک کنید
▼