بچه های کوچک خیلی به مادرشان وابسته هستندوممکن است حتی این علاقه آنقدرشدید باشد که به پدرشان اجازه ندهندکه به آنها نزدیک شود.
تحمل بچه هادراین سنین کار مشکلی است.پدری که دوست دارد درتربیت وبزرگ کردن فرزندش سهیم باشد، نمی داند که چرا کودکش نسبت به او چنین عکس العملی را نشان می دهد. گاهی اوقات او خسته می شود و به همسرش می گوید ،((خودت از بچه مراقبت کن، چرا من باید این کار را بکنم؟)) ممکن است احساسات چنین پدری جریحه دار شود و از دست کودکش ناراحت شود.نقش مادران در این مرحله از زندگی کودکان بسیار حساس است.
مادری که دو فرزند دو و سه ساله دارد، شب ها بعد از خواباندن فرزند کوچک، می خواهد خودش هم استراحت کند که کودک سه ساله اش به او می گوید، دستشویی دارد. مادر خسته از شوهرش می خواهد که کودک را به دستشویی ببرد ولی کودک با مادرش مخالفت می کند و می گوید: ((نه من مامانمو می خوام)). مادر برای اینکه نصف شب کودکش الم شنگه به راه نیندازد، بیدار می شود و او را به دستشویی می برد. پدر و مادر ازاین کار فرزندشان ناراحت می شود ولی چاره ای ندارند.
بعضی از والدین در این شرایط با فرزندانشان حرف می زنند تا او را قانع کنند که مادرش خسته است و پدرش باید به او کمک کند. مثلا به کودک می گوید:(( ببین مامان خسته است و بابا برات آب میاره)). گاهی اوقات بچه ها با شنیدن این جمله آرام می گیرند ولی گاهی اوقات نیز شروع می کنند به گریه کردن و سر و صدا راه انداختن؛ در بسیاری از موارد، مادرها ترجیح می دهند که خودشان بیدار شوند و برای فرزندانشان آب ببرند تا آن ها داد و بیداد به راه نیندازند و دیگر اعضای خانواده را بیدار نکنند.
برای ارسال نظر کلیک کنید
▼