آزار کودک چیزی فراتر از شکستن دست و پای او یا سوزاندن بخشی از بدن اوست. اگرچه آزارای جسمانی را میتوان در بدن کودک مشاهده کرد اما آزار کودک میتواند فراتر از آزار جسمانی باشد و شامل آزار روانی، عاطفی و بیتوجهی نیز بشود. شناخت نشانههای آزار در کودک تحت خشونت هرچه زودتر اتفاق بیفتد شانس بهبود و رهایی از چرخه بیپایان آزار او را بیشتر خواهد کرد.
با شناخت نشانههای خشونت شما میتوانید در وضعیت و شرایط کودک مداخله کنید و او را از این وضعیت نجات بدهید. البته نشانهها و عوارض خشونت بسیار گسترده هستند و پرداختن به همه آنها در یک یادداشت کوتاه دشوار است اما اگر شما کودکی را در معرض این نوع خشونتها میبینید نباید سکوت کنید. مداخله شما میتواند تغییر بزرگی در زندگی کودک ایجاد کند.
هر نوع خشونتی جراحتی برای کودک است. اگرچه آزارهای جسمی آشکار هستند اما آزارهای روانی زخمهای عمیقتر و ماندگارتری دارند. آزارهای روانی کودک باعث تخریب اعتماد به نفس کودک، توانایی برقراری ارتباط سالم و عملکرد درست او میشوند.
کودکی که تحت خشونت است در برقرار ارتباط با دیگران و اعتماد به افراد مختلف دچار مشکلات جدی است. این مساله نهتنها در کودکی یک مساله مهم است بلکه مشکلات او در بزرگسالی بزرگتر و جدیتر نیز خواهد بود.
بیتوجهی و نادیده گرفتن کودک یکی از اشکال رایج خشونت علیه کودکان است.بیتوجهی به معنای نادیدهگرفتن نیازهای اساسی کودک مثل غذای کافی و سالک، پوشاک، بهداشت و مراقبت است. تشخیص بیتوجهی به کودک همیشه ساده نیست. والدی که دچار مشکلات روحی، افسردگی و اضطراب است نیز میتواند به اندازه یک والد معتاد به الکل یا مواد مخدر به کودک خود بیتوجهی کند.
آزارهای جسمی هرنوع صدمه و آسیب فیزیکی به کودک را شامل میشود. آزارهای جسمانی اثر خود را روی بدن به شکل زخم، سوختگی و کوفتگی نمایان میکنند. برخی از والدین با هدف آسیب رساندن به کودک او را مورد خشونت جسمی قرار میدهند. اما همیشه هم اینطور نیست. گاهی والدین برای تنبیه و به عنوان یک شیوه آموزشی از آزار جسمی استفاده میکنند.
خشونت علیه کودکان همیشه آشکار و قابل تشخیص نیست اما با شناخت نشانههای هشدار دهنده میتوانید به کمک کودکی خشونت دیده بشتابید. البته اینکه شما یک نشانه خطرناک را مشاهده کردهاید به معنای آن نیست که کودک حتما در معرض خشونت است و باید برای مقابله با آن اقدام کنید اما این نشانهها به شما هشدار میدهند که عمیقتر و جدیتر به رفتارهای والدین کودک توجه کنید کودک در معرض خشونت عاطفی به راحتی برآشفته میشود، مضطرب است و از همه چیز میترسد. او ممکن است بسیار خنثی رفتار کند یا رفتارهای پرخاشگرانه داشته باشد و معمولا تمایلی به برقراری ارتباط صمیمی با والدینش ندارد.
اما کودکانی که خشونتهای فیزیکی را تجربه میکنند معمولا جراحتهای آشکاری روی بدنشان وجود دارد. آنها دائما در هراساند که مبادا کار بدی انجام بدهند. از تماس جسمی با دیگران هراس دارند و حرکتهای ناگهانی و شدید دارند. لباسهای نامناسبی میپوشند که نشانه تلاش برای پوشاندن جای زخم است.
همچنین کودکی که در معرض بیتوجهی است سلامت و بهداشت ضعیفی دارد مثلا موهای آلوده و بدن کثیفی دارد. بیش از اندازه بیمار میشود و بیماریش توسط والدین جدی گرفته نمیشود. در خانه تنها رها میشود و والدش به او اجازه میدهد در فضای نامطمئن بازی کند. دیر به مدرسه میرود و بیش از اندازه غیبت میکند.
اگرچه خشونت علیه کودکان فقط توسط کسانی که ما آنها را انسانهای ناسالمی میدانیم اتفاق نمیافتد اما به طور کلی کودکی که در محیط خانوادگی پرخشونت زندگی میکند، والدین معتاد دارد، والدی با اختلال روانی درمان نشده دارد و یا به همراه افرادی زندگی میکند که فاقد مهارتهای لازم برای تربیت و مراقبت از کودک هستند بیشتر در معرض خشونت قرار دارد.
آیا احساس میکنید رفتارهای شما به عنوان یک والد مصداق خشونت علیه کودک است؟
برای ارسال نظر کلیک کنید
▼