مهربانی در زندگی مشترک به ضررتان تمام میشود؛ نشانههای همدلی سمی
مهربانی و همدلی از پایههای یک زندگی مشترک سالم هستند، اما حتی ویژگیهای مثبت هم اگر از حد تعادل خارج شوند، میتوانند به رابطه آسیب بزنند.
نینیبان: مهربانی و همدلی از پایههای یک زندگی مشترک سالم هستند، اما حتی ویژگیهای مثبت هم اگر از حد تعادل خارج شوند، میتوانند به رابطه آسیب بزنند. گاهی یکی از زوجین آنقدر احساسات طرف مقابل را درک میکند و برای آرام نگهداشتن رابطه کوتاه میآید که بهتدریج نیازها و خواستههای خودش را فراموش میکند. این همان چیزی است که میتوان از آن با عنوان «همدلی سمی» یاد کرد؛ شرایطی که در آن همدلی به جای ایجاد صمیمیت، زمینه را برای نادیدهگرفتهشدن، سوءاستفاده عاطفی یا فرسودگی یکی از طرفین فراهم میکند.

همدلی سمی در زندگی مشترک یعنی چه؟
همدلی به خودی خود چیز بدی نیست. مسئله از جایی شروع میشود که برای درک همسر، مدام رفتارهای آسیبزننده او را توجیه کنیم یا برای جلوگیری از ناراحتی و دعوا، از نیازهای خودمان بگذریم.
مثلاً ممکن است همسرتان با شما تند صحبت کند و شما به جای مطرحکردن ناراحتیتان بگویید: «حتماً خیلی تحت فشار بوده.» یک بار چنین واکنشی طبیعی است، اما اگر این الگو دائماً تکرار شود، ممکن است مرزهای رابطه بهتدریج از بین بروند.
وقتی همیشه شما کوتاه میآیید
یکی از نشانههای همدلی افراطی این است که در بیشتر اختلافها یک نفر همیشه عذرخواهی میکند، کوتاه میآید یا برای پایاندادن به بحث تسلیم میشود.
اگر مدام با خودتان میگویید «بیخیال، مهم نیست»، «نمیخواهم ناراحتش کنم» یا «فعلاً چیزی نگویم بهتر است»، بهتر است به این الگو توجه کنید.
زندگی مشترک قرار نیست به معنای برندهشدن یک نفر و بازندهشدن نفر دیگر باشد. سازش زمانی سالم است که هر دو نفر گاهی انعطاف نشان دهند، نه اینکه همیشه یک نفر هزینه آرامش رابطه را بپردازد.
توجیهکردن رفتارهای آزاردهنده
همدلی نباید باعث شود رفتار اشتباه همسرمان را نادیده بگیریم. اینکه بدانیم کسی به دلیل فشار کاری، مشکلات خانوادگی یا خستگی عصبانی شده، میتواند به درک بهتر او کمک کند؛ اما دلیل رفتار، لزوماً آن را قابل قبول نمیکند.
اگر توهین، تحقیر، بیاحترامی، کنترلگری یا بیتوجهی را بارها با جملههایی مثل «دست خودش نیست» توجیه میکنید، لازم است میان «درک کردن» و «پذیرفتن» تفاوت بگذارید.
وقتی احساس گناه میکنید که نیاز دارید
در یک رابطه سالم، داشتن نیاز و خواسته نباید احساس گناه ایجاد کند. با این حال، فردی که بیش از اندازه برای احساسات همسرش مسئولیت احساس میکند، ممکن است حتی برای درخواستهای کاملاً معمولی هم خودش را سرزنش کند.
مثلاً ممکن است از درخواست زمان بیشتری برای استراحت، توجه، کمک در کارهای خانه یا حتی زمانی برای خودش احساس عذاب وجدان داشته باشد.
اما مراقبت از خود، خودخواهی نیست. شما میتوانید همسر مهربانی باشید و در عین حال نیازهای خودتان را هم جدی بگیرید.
ترس از ناراحتکردن همسر
اگر تمام تصمیمهای زندگی مشترک بر اساس این سؤال گرفته میشود که «نکند همسرم ناراحت شود؟»، رابطه ممکن است از تعادل خارج شده باشد.
همدلی سالم یعنی احساسات طرف مقابل را در نظر بگیریم، نه اینکه همیشه آنها را بر نیازهای خودمان مقدم بدانیم. ناراحتشدن همسر در برابر یک درخواست منطقی یا یک مرز سالم، لزوماً به این معنا نیست که شما کار اشتباهی انجام دادهاید.

چطور همدل بمانیم اما قربانی نشویم؟
راهحل، کنار گذاشتن همدلی نیست؛ بلکه ایجاد مرز میان همدلی و فداکاری افراطی است. قبل از اینکه در هر اختلافی کوتاه بیایید، از خودتان بپرسید: «اگر همیشه همین رفتار ادامه پیدا کند، آیا با آن مشکلی ندارم؟»
احساسات همسرتان را بشنوید، اما احساسات خودتان را هم جدی بگیرید. اگر رفتاری ناراحتتان میکند، آن را محترمانه و روشن بیان کنید. همچنین به جای حدسزدن درباره خواستههای طرف مقابل، درباره آنها گفتوگو کنید.
رابطه سالم جایی نیست که یکی از زوجین همیشه آرام باشد چون دیگری همیشه سکوت کرده است. آرامش واقعی زمانی شکل میگیرد که هر دو نفر بتوانند بدون ترس از قهر، سرزنش یا طردشدن، درباره احساسات و نیازهایشان حرف بزنند.
مهربانی قرار نیست به قیمت حذف خودتان تمام شود
همدلی یکی از زیباترین ویژگیهای یک رابطه است، اما زمانی ارزشمند میماند که دوطرفه باشد. اگر برای حفظ زندگی مشترک دائماً خودتان را نادیده میگیرید، سکوت میکنید یا رفتارهای آسیبزننده را توجیه میکنید، شاید وقت آن رسیده باشد تعریفتان از مهربانی را دوباره بررسی کنید.
قرار نیست برای خوببودنِ یک رابطه، یکی از دو نفر همیشه قربانی باشد. در یک زندگی مشترک سالم، همدلی باید راهی برای نزدیکترشدن دو نفر باشد، نه دلیلی برای فراموشکردن خود.
برای ارسال نظر کلیک کنید
▼