چرا دعواهای تکراری زندگی مشترک هیچوقت تمام نمیشوند؟
بسیاری از زوجها متوجه میشوند که بر سر پول، کارهای خانه، خانواده همسر یا حتی نحوه استفاده از تلفن همراه بارها بحث کردهاند، اما هر بار نتیجه تقریباً یکسان بوده است.
دعوا و اختلاف نظر در زندگی مشترک کاملاً طبیعی است؛ اما وقتی یک موضوع بارها و بارها به بحث و ناراحتی ختم میشود، معمولاً مشکل فقط همان موضوع ظاهری نیست. بسیاری از زوجها متوجه میشوند که بر سر پول، کارهای خانه، خانواده همسر یا حتی نحوه استفاده از تلفن همراه بارها بحث کردهاند، اما هر بار نتیجه تقریباً یکسان بوده است.
اما چرا بعضی دعواها هیچوقت تمام نمیشوند؟
مشکل اصلی شاید چیزی نباشد که درباره آن دعوا میکنید
یکی از دلایل مهم تکرار اختلافات این است که موضوع ظاهری دعوا، با نیاز عاطفی عمیقتری ارتباط دارد. برای مثال، ممکن است زن و شوهر مرتباً درباره دیر آمدن یکی از آنها به خانه بحث کنند؛ اما مسئله اصلی برای یکی از طرفین، احساس «دیده نشدن» یا «مهم نبودن» باشد.
در چنین شرایطی، حتی اگر درباره ساعت برگشت به خانه به توافق برسند، احتمال دارد مدتی بعد همان احساس در موضوع دیگری خودش را نشان دهد.
چرا یک بحث ساده به دعوای بزرگ تبدیل میشود؟
گاهی اختلاف از یک موضوع کوچک شروع میشود، اما خیلی سریع به اتفاقات گذشته کشیده میشود.
یک جمله مانند «چرا باز هم دیر آمدی؟» ممکن است با پاسخ «تو همیشه از من ایراد میگیری» ادامه پیدا کند و بعد پای دعواهای هفتهها یا حتی سالهای گذشته به میان بیاید.
این اتفاق باعث میشود زوجها به جای حل مسئله فعلی، شروع به دفاع از خود یا حمله به یکدیگر کنند. در نتیجه، گفتوگو از مسیر حل مشکل خارج میشود و به رقابتی برای اثبات «حق با من است» تبدیل میشود.
نقش حرفهایی که هنگام عصبانیت میزنیم
در زمان عصبانیت، انسان معمولاً واکنشهای سریعتری نشان میدهد و ممکن است حرفهایی بزند که در شرایط عادی هرگز به زبان نمیآورد. سرزنش، تحقیر، مقایسه کردن همسر با دیگران و استفاده از عباراتی مانند «تو همیشه...» یا «تو هیچوقت...» میتواند اختلاف را شدیدتر کند.
این جملات به جای پرداختن به یک رفتار مشخص، شخصیت طرف مقابل را هدف قرار میدهند. وقتی فرد احساس کند مورد حمله قرار گرفته است، معمولاً به جای شنیدن حرف همسر، تلاش میکند از خودش دفاع کند.
به همین دلیل، دعوای زوجها ممکن است وارد یک چرخه تکراری شود: انتقاد، دفاع، حمله متقابل و در نهایت قهر یا فاصله گرفتن.
قهر کردن مشکل را حل میکند؟
گاهی زوجها برای جلوگیری از شدیدتر شدن دعوا ترجیح میدهند سکوت کنند. کمی فاصله گرفتن برای آرام شدن میتواند مفید باشد، اما قهر طولانی و بدون گفتوگو معمولاً مشکل اصلی را حل نمیکند.
اگر بعد از آرام شدن، زوجها دوباره درباره علت اختلاف صحبت نکنند، مسئله حلنشده باقی میماند و ممکن است در اولین فرصت دوباره ظاهر شود.
تفاوت مهمی میان «زمان دادن برای آرام شدن» و «نادیده گرفتن همسر برای تنبیه کردن او» وجود دارد.

چطور چرخه دعواهای تکراری را بشکنیم؟
اولین قدم این است که زوجها متوجه شوند هدف گفتوگو نباید شکست دادن طرف مقابل باشد. هدف باید پیدا کردن راهحلی باشد که هر دو نفر بتوانند با آن زندگی کنند.
به جای گفتن «تو اصلاً به من اهمیت نمیدهی»، بهتر است درباره احساس خود صحبت کنید؛ برای مثال: «وقتی بدون اطلاع دیر به خانه میآیی، احساس میکنم برایت مهم نیستم و نگران میشوم.»
همچنین بهتر است در هر بحث فقط درباره همان موضوع صحبت شود و فهرست کردن تمام اشتباهات گذشته کنار گذاشته شود.
اگر عصبانیت شدید است، میتوان گفت: «الان خیلی عصبانی هستم؛ بهتر است کمی آرام شویم و بعد دربارهاش صحبت کنیم.» مهم این است که این وقفه با بازگشت به گفتوگو همراه باشد.
چه زمانی باید کمک تخصصی گرفت؟
اگر یک اختلاف بارها تکرار میشود، گفتوگوها همیشه به توهین و تحقیر ختم میشوند یا زوجها دیگر نمیتوانند بدون دعوا درباره مسائل مهم صحبت کنند، مراجعه به زوجدرمانگر یا روانشناس میتواند کمککننده باشد.
اختلاف نظر لزوماً نشانه شکست یک رابطه نیست. آنچه اهمیت دارد، نحوه مدیریت اختلاف است. بسیاری از زوجها نه به این دلیل که یکدیگر را دوست ندارند، بلکه به این دلیل که روش گفتوگو و حل تعارض را یاد نگرفتهاند، در چرخه دعواهای تکراری گرفتار میشوند.
گاهی برای پایان دادن به یک دعوای قدیمی، لازم نیست موضوع را دوباره از اول بررسی کنید؛ کافی است شیوه برخورد با آن را تغییر دهید.

برای ارسال نظر کلیک کنید
▼