فشار خوراکیها بر خانوادههای تکفرزند با چندفرزند چه فرقی دارد؟
بچهها معنی تورم را نمیدانند. از قیمتی که هر روز بالا میرود سر درنمیآورند؛ فقط میخواهند و طبیعی هم هست ندانند برآورده شدن همین خواستههای ساده، چه فشاری روی دوش خانواده میگذارد.
بچهها معنی تورم را نمیدانند. از قیمتی که هر روز بالا میرود سر درنمیآورند؛ فقط میخواهند و طبیعی هم هست ندانند برآورده شدن همین خواستههای ساده، چه فشاری روی دوش خانواده میگذارد.

اینجاست که قصه خانوادههای تکفرزند با خانوادههای پرجمعیت از هم جدا میشود؛ وقتی خواستهها در تعداد ضرب میشود، تورم کمر خانواده را بیشتر خم میکند.
گزارشها میگویند قیمتها جهش شدیدی داشته و سهم خوراکی در هزینه خانوار، بهویژه برای دهکهای پایین، به مرزهای خطرناک رسیده است.
برای خانواده تکفرزند، این فشار شبیه حلقهای تنگ دور کمر است؛ میشود تفریح را کمتر کرد، غذای بیرون را حذف کرد، برندها را کنار گذاشت و با کمی حسابوکتاب، هنوز تعادلی حداقلی را نگه داشت. میشود از سهم بزرگترها زد تا سفره یکباره نریزد.
اما در خانواده پرجمعیت، ماجرا فرق دارد. آنجا هر تصمیم کوچک، ضربدر تعداد میشود. یک بطری روغن، یک بسته شیر یا یک کیلو میوه، وقتی گران میشود، اثرش فقط روی یک خرید نمیافتد؛ روی کل ماه میافتد.
در خانه تکفرزند، شاید هنوز بتوان میوه و لبنیات بچه را حفظ کرد. اما در خانهای با سه یا چهار بچه، این راهحل همیشه جواب نمیدهد. از یک جایی به بعد، کمبود مستقیم به سفره کودکان میرسد. اینجاست که تورم خوراکی فقط فشار معیشتی نیست؛ تهدیدی برای کیفیت تغذیه، رشد و سلامت آینده بچههاست.
خانوادههای پرجمعیت در چنین شرایطی ناچارند به سمت خوراکیهای ارزانتر و کمکیفیتتر بروند؛ یعنی کالری بیشتر و مواد مغذی کمتر. ظاهر ماجرا این است که شکم سیر میشود، اما بدن آنچه را برای رشد لازم دارد، از دست میدهد.
فشار گرانی خوراکی برای این خانوادهها فقط فشار پول نیست؛ فشار انتخاب است. هر روز باید چیزی را حذف کنند، چیزی را کمتر بخرند و چیزی را فقط برای بچهها نگه دارند.
در آمار، شاید همه خانوادهها در یک خط قرار بگیرند، اما در واقعیت، گرانی خوراکیها برای خانواده تکفرزند یک مشکل است و برای خانواده پرجمعیت، سبکی ناخواسته از زندگی؛ سبکی که نه فقط سفره امروز، که سلامت فردای بچهها را هم کوچکتر میکند.
برای ارسال نظر کلیک کنید
▼