نی نی بان: سفینهای از ناکجا وسط مزرعه هندوانه میافتد. کشاورز و الاغش هراسان به خانه میگریزند و در را پشت سرشان محکم میبندند، اما رباتی که از سفینه بیرون میآید به جای تعقیب آنها، سراغ کوزه آب میرود و تشنگیاش را فرو مینشاند. همین یک حرکت کوچک کافی است تا بفهمیم با داستانی طرفیم که قرار نیست در آن، غریبهها لزوما دشمن باشند. «کشاورز و ربات» ساخته عبدالله علیمراد، انیمیشن کوتاه ۲۱ دقیقهای استاپموشن، محصول کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان، داستان همین برخورد است؛ فیلمی که حرف نمیزند و همه چیز را با حرکت و سکوت و نگاه میگوید.
علیمراد خودش درباره ایده اولیه این فیلم گفته است که از «تقابل سنت و مدرنیسم» شروع کرده و به همین دلیل یک ربات و یک کشاورز را روبهروی هم گذاشته است. به گفته او، هدف نمایش برخورد ۲ شخصیت و ۲ جهان متفاوت بوده است که اول با هم میجنگند و بعد یکدیگر را میپذیرند و پس از ترس و طرد، کمکم دوستی شکل میگیرد و اینگونه دنیای مدرن با دنیای کشاورز پیوند میخورد. همین توضیح کوتاه، کل ستون فقرات فیلم را تشکیل میدهد. مساله این نیست که کدام یک بهتر است، سنت یا مدرنیته بلکه مساله این است که وقتی این ۲ ناچار میشوند در یک مکان زندگی کنند، چه اتفاقی میافتد.
کشاورز در دنیایی زندگی میکند که ریتمش با فصلها و زمین تنظیم شده و کارش سخت و زمانبر است چون هر روز باید از زمین چیزی بگیرد که خودش کاشته است، اما ربات از دنیایی میآید که در آن کار با ماشین انجام میشود، نه با دست. ربات خسته نمیشود، گرسنه نمیشود و توانایی فیزیکی بیشتری دارد. همین تفاوت است که در مواجهه اول باعث ترس کشاورز میشود. کشاورز از چیزی میترسد که آن را نمیشناسد و نمیفهمد و ربات هم شاید از چیزی میترسد که برایش غریبه است، اما فیلم این ترس را به جنگ تبدیل نمیکند و یکی از زیباییهای کار همینجاست که علیمراد به جای اینکه ۲ طرف را به جان هم بیندازد، صبر میکند تا تقابلی طبیعی در ابتدا شکل گیرد، اما به مرور و با آشنایی بیشتر آرام آرام به هم عادت کنند.
انیمیشن «کشاورز و ربات» را در فیلم نت ببنید
نکته جالب اینجاست که ربات در این داستان شبیه یک برده یا ابزار نیست، چون خودش انتخاب میکند که بماند و کمک کند و کشاورز هم با زور او را نگه نمیدارد. رابطهشان بیشتر شبیه یک همکاری است تا یک سلطه. ربات در کارهای مزرعه به کشاورزکمک میکند، از شخم زدن تا برداشت، کم کم ربات «کشاورز را از زحمت شخم و برداشت راحت کرد» و حتی مترسک هم شد. این همان نکتهای است که فیلم میخواهد بگوید: «دیگری» میتواند یار انسان باشد، اگر فرصت آشنایی و فهم و شناخت داده شود.
«کشاورز و ربات» در سکوت کار کنیم
اما فیلم فقط درباره آشتی انسان با فناوری نیست، درباره تنها شدن هم حرفی برای گفتن دارد. کشاورز در مزرعهاش تنهاست و ربات هم از سفینهای آمده است که شاید جای دیگری نداشته، و این ۲ تا حدی همجنساند چون هر ۲ از جایی آمدهاند که شاید به آن تعلق ندارند. کشاورز به دنیای مدرن تعلق ندارد و ربات به دنیای کشاورزی، اما هر ۲ در یک نقطه مشترک ایستادهاند: جایی که باید تصمیم بگیرند به هم اعتماد کنند یا نه، و این تصمیم به نظر میرسد در فیلم بیشتر از ترس، از کنجکاوی میآید.
فیلم هیچ دیالوگی ندارد، یا اگر دارد خیلی کم است، و این سکوت عمدی است چون مسئله اصلی فیلم زبان نیست، رابطه است. ۲ موجودی که نمیتوانند با هم حرف بزنند، مجبورند با کار و حرکت و کنار هم بودن ارتباط برقرار کنند و این شکل از ارتباط، صادقانهتر از هر دیالوگی است. ربات بلد نیست حرف بزند و کشاورز هم بلد نیست با ربات حرف بزند، پس کنار هم کار میکنند و همین کار کردن، زبان مشترکشان میشود.
یکی از نکات مهمی که معلمان و مربیان کانون درباره این فیلم گفتهاند، همین است که آن را «نمادی از آشتی سنت و مدرنیته» میبینند؛ کشاورز نماینده تجربه و اصالت و پیوند با طبیعت است و ربات نماینده دانش نوین و فیلم نشان میدهد این ۲ میتوانند کنار هم سازنده باشند. این خوانش شاید کمی خوشبینانه باشد چون به نظر میرسد فیلم بیشتر از آشتی، درباره تحمل باشد؛ تحمل چیزی که آن را نمیفهمی و نمیشناسی، به امید اینکه شاید بعدا بتوانی درکش کنی.
در بخشی از فیلم، مخاطب میبیند که کشاورز اول با ربات دشمنی میکند و در آخر با او دوست میشود و این تغییر همان قوس اصلی داستان است. نه ربات عوض میشود، نه کشاورز از بنیاد تغییر میکند، فقط رابطهشان عوض میشود، و این یعنی هیچکدام برای نزدیک شدن به دیگری، خودش را نابود نمیکند.
برای ارسال نظر کلیک کنید
▼