● سابقه رشد و علائم آزمایشگاهی:
▪ بعد از تولد کودک طبیعی است دور سر طبیعی بوده و بدون عارضه و نشانهی دیگری است.
▪ اختلال رشد از ۶تا ۱۲ ماهگی آغاز می شود (تأخیر رشد).
▪ اختلال رشد تدریجی است و مهارتکودک ظاهراً عادی است.
▪ علائم متابولیکی، خونی و شیمیایی طبیعی است.
▪ ساختمان مخ با MRI و سیتیاسکن تقریباً سالم است و ممکن است مختصر صغر مخ (اختلال میلینی شدن وجود داشته باشد).
● علائم بالینی:
کاهش رشد و عمل شدید، فقدان گفتار یا به کارگیری چند کلمهی مختصر، رابطهی گفتاری و ارتباطی لفظی ناچیز، اختلال حرکات و تعادل، راه رفتن و لرزش پاها، خندههای بیجا، تحریک آسان، اختلال ارتباطی، حرکات شل، رفتار پرحرکت، بیقرار، اختلال دقت وتوجه، اختلال رشد و عدم تناسب رشد دور سر به سبب جوش خوردن درزهای استخوانی که ایجاد کوچکی جمجمه در ۲ سالگی، تشنج در بعد از سه سالگی، امواج کند، وسیع در الکترو آنسفالوگرافی.
● ۲۰ تا ۳۰ درصد همراه:
کاهش رنگدانههای پوست و چشم، لوچی، زبان غیر عادی اختلال مکیدن و بلعیدن، واکنشهای تاندونی تند اختلال تغذیه در دوران کودکی، خمیدگی آرنج به هنگام راه رفتن، چانهی برآمده، حساسیت زیاد به گرما، اختلال خواب، زبان برآمدهی غریب و خنده آور، دوستدار آب بازی، جویدن افراطی و پشت سر صاف ملاحظه می شود.
● اساس ژنتیکی:
۷۰ درصد موارد حذف کوچکی در کروموزوم شماره ۱۵ دیده میشود (توسط آزمون جهش). از نظر مولکولی طول آن چهار میلیون جفت باز است که شامل ژنهای زیادی است. کروموزوم ۱۵ دارای حذف از مبنای مادراست و نشان ژنتیکی یک نشانگان دیگر ملاحظه شده که درآن حذف در کروموزوم ۱۵ منتقل شدهی پدری ملاحظه میشود که به اسم نشانگان پرادر ویلی است. ژنهای موجود در پرادرویلی بانال کروموزوم ۱۵ مادری متفاوت است.
این نشانگان امکان دارد مربوط به حذف ناحیهی بزرگی درکروموزوم مادر باشد که حاوی UBE۳A یا دگرگونی و تعویض تناوب DNA (جهش) در ژن UBE۳A به ارث رسیده از مادر باشد. این نشانگان ممکن است توسط دوکپی طبیعی UBE۳A از پدر بدون کپی به ارث رسیده از مادر به وجود آمده باشد. یک سبب دیگر نشانگان انگلمن ممکن است مربوط به عیب نقش بستن imprinting باشد. هنگامی که کروموزوم ۱۵ از مادر به ارث میرسد دارای نمونهی پدری ژن عمل کننده و متیلاسیون DNA باشد.
● علائم بالینی:
تشنج در ۹۰ درصد موارد به ویژه در موارد سخت مرض دیده میشود. کمتر از ۲۵ درصد موارد تشنج قبل از ۱۲ماهگی (یکسالگی) بروز میکند. در بیشتر موارد قبل از ۳ سالگی ملاحظه میشود ولی بروز آن در دوران کودکی یا جوانی بعید نیست. تشنج ممکن است عمومی یا موضعی باشد. لرزش و سفتی اندام پایین در هر حال نیازمند درمان است. الکتروآنسفالوگرافی معمولاً غیر عادی است. درمان توسط کاربامازپین، کلونازپام، والپروآت، فنیتوئین و ACTH و فنوباربیتال و غیره انجام میشود. بهتر است یک دارو مصرف شود. امکان دارو که باوجود کنترل شدن تشنج توسط داروالکتروآنسفالوگرام طبیعی نشود.
● اختلال راه رفتن:
حرکات سفت یا هیپرکینزی در تنه واندامها در ابتدای کودکی دیده میشود. لرزش ممکن است در ۶ ماهگی باشد. معمولاً حرکات نوزاد غیر منظم است و لرزش و تکان وجود دارد و گاهی اختلال طوری است که راه رفتن و خوردن و گرفتن اشیاء دیده نمیشود. نشستن و راه رفتن به تأخیر میافتد. نشستن تا ۱۲ ماهگی و راه رفتن تا ۳ سالگی به تأخیر میافتد. در ابتدا ممکن است راه رفتن کمی بد باشد یا نامناسب باشد یا تقریباً عادی باشد. راه رفتن ممکن است روی نوک پنجه یا به صورت جفت زدن و جستن باشد. زمین خوردن هنگام دویدن، تعادل و نظم راه رفتن در اشکال سخت بدتر است. اضطراب، اختلال تعادل وراه رفتن غیر عادی شایع است. فیزیوتراپی معمولاً برای این کودکان سودمند است. گاهی هم نیازمند به اعمال جراحی میشوند (برای اصلاح پاها).
فعالیت زیاد شاید شایعترین نشانه باشد.
نشانههای دیگر نیازمند تعبیر خوب این نشانهها است.
برای ارسال نظر کلیک کنید
▼