۲۵۷۸۴۲

روایت جنگی که دنیای کودکی در ایران را تغییر داد

روایت جنگی که دنیای کودکی در ایران را تغییر داد

برای کودکان قطع ارتباط با مدرسه، دوستان، اسباب‌بازی‌ها و حتی حیوان خانگی همگی می‌توانند تجربه‌ای تکان‌دهنده و یک شوک هویتی بزرگ باشند. جامعه‌شناسان این پدیده را «شوک نسلی» می‌نامند.

نی‌نی‌بان: برای کودکان قطع ارتباط با مدرسه، دوستان، اسباب‌بازی‌ها و حتی حیوان خانگی همگی می‌توانند تجربه‌ای تکان‌دهنده و یک شوک هویتی بزرگ باشند. جامعه‌شناسان این پدیده را «شوک نسلی» می‌نامند. یادداشت تازه «پیام ما» در رابطه با پدیده شوک نسلی را می‌خوانید:

پیامدهای-شوک-نسلی

پس از گذشت ۴۰ روز از آغاز درگیری‌ها، توافقی برای آتش‌بس دوهفته‌ای حاصل شد و این فرصت، حداقل برای مدتی، آرامش را به زندگی کودکان و نوجوانان بازگرداند. در این مدت، متأسفانه آمار قربانیان کودکان از ۲۳۷ نفر فراتر رفته بود. دانش‌آموزان ایرانی، دور از فضاهای آشنای مدرسه، به پلتفرم «شاد» منتقل شدند و حیاط پرجنب‌وجوش مدارس، جای خود را به این فضای مجازی داد. گزارش پیش‌رو، نگاهی دارد به وضعیت کودکان و نوجوانان در شهرهای درگیر، با تمرکز بر تعطیلی مدارس و چالش‌های پیش روی خانواده‌ها در مواجهه با حجم گسترده اخبار نادرست و تصاویر دلخراش.

بامداد ۹ اسفند ۱۴۰۴ بود که آسمان ایران ناگهان با نور بمب‌ها روشن شد. موج اول حملات گسترده هوایی آمریکا و اسرائیل که در روزهای بعد به شهرهای مختلف کشور سرایت کرد. درست در همان روز اول، موشکی مدرسه دخترانه«شجره طیبه» در شهرستان میناب در هرمزگان را هدف قرار داد. ۱۶۸ دختر ۷ تا ۱۲ ساله در کلاس درس به خاک و خون کشیده شدند. فجیع‌ترین رویداد تلفات کودک در کل این جنگ.

اما آسیب فقط به کشته‌ها و زخمی‌ها محدود نمی‌شود. بر اساس اطلاعیه وزارت آموزش‌وپرورش در ۱۲ فروردین ۷۶۲ فضای آموزشی، ۵۱ فضای اداری، ۳۲ سالن ورزشی و ۱۵ کانون فرهنگی در حملات دشمن دچار آسیب شده‌اند و ۷ اردوگاه دانش‌آموزی نیز مورد حمله قرار گرفته است.

«محمدرضا لشکری»، جامعه‌شناس، با اشاره به ابعاد مغفول این بحران می‌گوید: «بحران برای کودکان فقط به معنای ازدست‌دادن خانه نیست. ازدست‌دادن مدرسه، دوستان، اسباب‌بازی‌ها و حتی حیوان خانگی، همه بخشی از یک شوک هویتی عظیم است. جامعه‌شناسان به این پدیده «شوک نسلی» می‌گویند. نسلی که در بحران بزرگ می‌شود، الگوهای ذهنی‌اش برای همیشه با بحران گره می‌خورد. متأسفانه ابعاد این فاجعه اجتماعی در ایران هنوز به‌درستی شناخته نشده است.»

جنگ که تمام شد، مدرسه کجاست؟

شهرهایی مانند تهران، اصفهان، شیراز و تبریز بیش از سایر نقاط در معرض حملات بوده‌اند. شاید تلخ‌ترین روایت از اصفهان به گوش می‌رسد. کودکی دوساله که در یک حمله هوایی تمام پنج عضو خانواده‌اش را ازدست‌داده است.

ویدئوی گریه خبرنگاران خارجی بر بالین این کودک در شبکه‌های اجتماعی دست‌به‌دست شد. همچنین گزارش‌ها حاکی است که دست‌کم ۳۱ مهاجر افغان ساکن ایران، از جمله دو کودک، در این حملات کشته شده‌اند.

اما شاید عمیق‌ترین زخم این روزهای کودکان ایران، زخم روانی و تعلیق تحصیلی باشد. ایران از همان روز اول جنگ، عملاً «کشوری بدون مدرسه» شد. وزارت آموزش‌وپرورش اعلام کرد که به دلیل شرایط اضطراری و به دستور شورای‌عالی امنیت ملی، تمام مدارس کشور تا اطلاع ثانوی تعطیل و آموزش منحصراً به‌صورت غیرحضوری و از طریق پلتفرم «شاد» پیگیری می‌شود. مقامات وزارت آموزش‌وپرورش تأکید کرده‌اند که کلاس‌های حضوری تا پایان سال تحصیلی جاری برقرار نخواهد شد.

آنچه در عمل رقم خورده، اما روایتی متفاوت از یک تحول دیجیتالی آرمانی است. علیرضا عبدالله‌نژاد، کارشناس فناوری اطلاعات، آمار حیرت‌انگیزی را اعلام کرده است: «روزانه بیش از ۱۳ میلیون نفر به شاد مراجعه می‌کنند و در هر ساعت حدود ۲.۵ میلیون کاربر هم‌زمان در این سامانه حضور دارند.» این ازدحام جمعیت، سامانه را عملاً با کندی شدید مواجه کرده است.»

عبدالله‌نژاد می‌گوید: «حدود سه میلیون نفر در هر مقطع زمانی و تحصیلی وارد شاد می‌شوند. دانش‌آموزان و معلمان باید صبوری داشته باشند.»

در مناطق عشایری و روستایی اما صبر هم جواب نمی‌دهد. گزارش‌ها نشان می‌دهد که بیش از ۷۵ هزار دانش‌آموز عشایری به دلیل نبود زیرساخت‌های لازم، اساساً به شبکه شاد دسترسی ندارند.

سمرقندی، جامعه‌شناس در این باره توضیح می‌دهد: «وقتی جامعه‌ای کودکانش از مدرسه جا می‌مانند، عملاً چرخ‌دنده توسعه از کار می‌افتد. در شرایط جنگی، آموزش تنها کارکرد انتقال علم را ندارد. مهم‌تر از آن، کارکرد

“آرامش‌بخشی” و “حفظ روال عادی” است. تعطیلی مدارس، چه حضوری و چه حتی با اختلال در مجازی، دومین ضربه مهلک به روان جمعی کودکان بعد از خود حملات است. ما در حال تربیت نسلی هستیم که مدرسه را با استرس و بمب و کندی اینترنت گره زده است.»

پروتکل‌های فراموش‌شده در خانه‌های لرزان

سؤال مهم این است: آیا خانواده‌های ایرانی در این روزهای سخت، توانسته‌اند پروتکل‌های مراقبت از سلامت روان کودکان را رعایت کنند؟ سازمان بهداشت جهانی می‌گوید ۲۲ درصد افراد در مناطق درگیر جنگ دچار اختلالات روانی حاد مانند افسردگی، اضطراب و استرس پس از سانحه می‌شوند. یونیسف نیز هشدار داده که حدود ۴۰ درصد کودکان و نوجوانان ساکن در مناطق درگیر جنگ ایران به حمایت‌های روانی – اجتماعی فوری نیاز دارند.

«آزاده عطاری» روان‌شناس بالینی و متخصص کودک‌ونوجوان، در گفت‌وگو با «نورنیوز«با اشاره به رفتارهای هشداردهنده در کودکان ایرانی می‌گوید: «متأسفانه بسیاری از خانواده‌ها درگیر بقای فیزیکی خود هستند و فرصت کافی برای توجه به نشانه‌های روانی کودکان ندارند. ما شاهد علائمی مثل پسرفت رشد (شب‌ادراری در کودکانی که این مشکل را نداشتند) لکنت‌زبان ناگهانی، چسبیدن شدید به والدین و پرخاشگری‌های بی‌سابقه هستیم. برخی کودکان در گوشه‌ای خیره می‌شوند و انگار اصلاً در این جهان نیستند…»

عطاری اما تأکید می‌کند که راهکارهای مشخصی برای این شرایط وجود دارد. او می‌گوید: «صرفاً دورکردن کودکان از فضای جنگ کافی نیست. ما باید واقعیت را صادقانه اما مختصر و همراه با امید بیان کنیم. برای کودکان زیر هفت سال، می‌توان جنگ را شبیه دعوای دو گروه دانست و مدام تأکید کرد: «من در کنار تو هستم و جای ما امن است» برای نوجوانان بالای هفت سال هم باید بدون ورود به جزئیات خشونت‌بار، بر نقش “یاری‌رسان‌ها (پزشکان، آتش‌نشانان، نیروهای امدادی) تأکید کنیم. متأسفانه در این روزها به دلیل خستگی و استرس خود والدین، بسیاری از این پروتکل‌های ساده اما حیاتی فراموش می‌شود. در سوی دیگر ماجرا، والدینی هستند که خودشان بی‌خانمان شده‌اند. در مورد شهروندانی که خانه‌هایشان تخریب شده و در هتل یا خانواده اقوام با جمعیت بالا اسکان داده شده‌اند و کودکان در اتاق‌های شلوغ و بدون حریم خصوصی زندگی می‌کنند، نگران‌کننده‌تر است.»

نوجوانان در طوفان اخبار جعلی

شاید آسیب‌پذیرترین گروه در این بحران، نوجوانان ۱۲ تا ۱۸ساله باشند. آنها دیگر کودک نیستند و به شبکه‌های اجتماعی هر چند محدود در شرایط قطعی اینترنت دسترسی آزاد دارند، اما هنوز به بلوغ فکری کامل برای تحلیل اطلاعات نرسیده‌اند. هم‌زمان با جنگ، سونامی عظیمی از اخبار جعلی، دیپ‌فیک‌ها و تصاویر خشن در شبکه‌های اجتماعی به راه افتاده است. یک گزارش تحقیقی نشان می‌دهد که حساب‌های جعلی ویدئوهای قدیمی جنگ یا جنگ در کشورهای دیگر را به‌عنوان تصاویر جدید منتشر می‌کنند.

یک روان‌شناس نوجوان در گفتگو با نشریه تخصصی روان‌شناسی آمریکایی «کلِی سنتر» هشدار می‌دهد که نوجوانان به دلیل ترس از قضاوت و تمایل به ابراز استقلال، کمتر از والدین کمک می‌خواهند. او توصیه می‌کند والدین به‌جای بازجویی، با پرسش‌های باز مانند «چه چیزی شنیدی و چه حسی داری؟» گفت‌وگو را شروع کنند. طنز تلخ ماجرا را اما یکی از نوجوانان ایرانی فاش کرد: «ما همیشه می‌خواستیم امتحانات را لغو کنند، اما نه این‌طور.»

عطاری در پایان تأکید می‌کند: «برای نوجوانان، بدترین کار بستن کامل راه ارتباطی یا انکار واقعیت است. آنها می‌فهمند که جنگی در جریان است، چون صدای بمب و آژیر را می‌شنوند و دوستانشان در شبکه‌های اجتماعی محتوای خشن منتشر می‌کنند. اگر ما با آنها گفت‌وگوی باز و توأم با اعتماد نداشته باشیم، آنها به سراغ منابع نامعتبر و توطئه‌های جعلی می‌روند. بهترین راه، محدودکردن زمان حضور در برابر رسانه‌ها و جایگزینی آن با فعالیت‌های گروهی و گفت‌وگوهای خانوادگی منظم است.»

باوجود اعلام آتش‌بس دوهفته‌ای، پایان جنگ هنوز در هاله‌ای از ابهام است. کودک دوساله اصفهانی یتیم‌نشسته در اتاق هتل، دختر مینابی کیف مدرسه‌اش زیر آوار ماند، نوجوان تهرانی که ساعتی از شبانه‌روز را بدون دغدغه اخبار جعلی نمی‌گذراند. همه‌وهمه منتظر یک وعده بزرگ هستند: «تمام‌شدن این کابوس.»

محتوای حمایت شده

تبلیغات متنی

  • اخبار داغ
  • جدیدترین
  • پربیننده ترین
  • مطالب مرتبط

وبگردی

برای ارسال نظر کلیک کنید

لطفا از نوشتن با حروف لاتین (فینگلیش) خودداری نمایید.

از ارسال دیدگاه های نامرتبط با متن خبر، تکرار نظر دیگران، توهین به سایر کاربران و ارسال متن های طولانی خودداری نمایید.

لطفا نظرات بدون بی احترامی، افترا و توهین به مسئولان، اقلیت ها، قومیت ها و ... باشد و به طور کلی مغایرتی با اصول اخلاقی و قوانین کشور نداشته باشد.

در غیر این صورت، «نی نی بان» مطلب مورد نظر را رد یا بنا به تشخیص خود با ممیزی منتشر خواهد کرد.