برخورد با کودک قلدر، چطوری درسته؟
بسیار قلدر و زورگوست، همیشه اسباب بازی بچههای دیگر را به زور از آن ها میگیرد، اما هرگز اسباب بازی خود را به آن ها نمیدهد.
بسیار قلدر و زورگوست، همیشه اسباب بازی بچههای دیگر را به زور از آن ها میگیرد، اما هرگز اسباب بازی خود را به آن ها نمیدهد. محال است بتواند فقط نیم ساعت، با کودکی بی سروصدا بازی کند، همیشه در حال جیغ و داد است، بچهها را کتک میزند، هل میدهد یا موهایشان را میکشد. همه بچهها از او ترس دارند و حاضر نیستند با او همبازی شوند. تحمل این وضعیت برای من که نمیدانم نحوه صحیح برخورد با او چیست، بسیار نگرانکننده است.
همه کودکان در طول دوران رشد و تحول خود، تا حدی نسبت به دیگران رفتارهای تهاجمی دارند. کودکان توان درک «علت و معلول» را ندارند و نمیدانند چگونه باید قدرتنمایی یا قدرت خود را کنترل کنند. کودکان در سنین پایین حتی شیوههای بروز خشم و عصبانیت را نمیدانند و چون قدرت کلامی خوبی ندارند، معمولا از توانایی فیزیکی برای نشان دادن خشم خود استفاده میکنند؛ به همین دلیل ناگهان به سمت کودک دیگری حمله ور میشوند و به بهانه گرفتن اسباب بازی، او را هل میدهند یا کتکش میزنند.
از سوی دیگر، کودکان بهدلیل تفکر «خودمحورانه»، توان درک دیدگاه دیگران را ندارند و نمیتوانند از میزان «دردی» که بر دیگران تحمیل کردهاند باخبر شوند؛ به همین دلیل کودکی که چشم عروسکش را درآورده، ممکن است همین کار را با کودک دیگری تکرار کند! معمولا والدین یا اطرافیان، چنین کودکانی را به عنوان کودکان بسیار قلدر و زورگو میشناسند.
قلدری بهعنوان پدیدهای مخرب و آسیبزا، در میان کودکان بسیار شایع است. قلدری نوعی رفتار پرخاشگرانه است که با تهدید و زورگویی به قصد آزار و آسیب دیگران صورت میگیرد. لقب یا اسم گذاشتن روی دیگران، مسخره کردن، هلدادن، لگد یا کتک زدن، فحاشی کردن، شایعه پراکنی و… نمونههایی از قلدری بچههاست.
وقتی این رفتار حالت پایدار و تهدیدآمیز پیدا کند معمولا نهتنها والدین بلکه اطرافیان نیز از مهار رفتارهای نامطلوب کودک عاجز میمانند و برای کنترل شرایط، مجبور به اطاعت و فرمانبرداری میشوند که این وضعیت، باعث تقویت و در نهایت بحرانی شدن این رفتار کودک میشود.
همه کودکان در طول دوران رشد و تحول خود، تا حدی نسبت به دیگران رفتارهای تهاجمی دارند. کودکان توان درک «علت و معلول» را ندارند و نمیدانند چگونه باید قدرتنمایی یا قدرت خود را کنترل کنند. کودکان در سنین پایین حتی شیوههای بروز خشم و عصبانیت را نمیدانند و چون قدرت کلامی خوبی ندارند، معمولا از توانایی فیزیکی برای نشان دادن خشم خود استفاده میکنند؛ به همین دلیل ناگهان به سمت کودک دیگری حمله ور میشوند و به بهانه گرفتن اسباب بازی، او را هل میدهند یا کتکش میزنند.
از سوی دیگر، کودکان بهدلیل تفکر «خودمحورانه»، توان درک دیدگاه دیگران را ندارند و نمیتوانند از میزان «دردی» که بر دیگران تحمیل کردهاند باخبر شوند؛ به همین دلیل کودکی که چشم عروسکش را درآورده، ممکن است همین کار را با کودک دیگری تکرار کند! معمولا والدین یا اطرافیان، چنین کودکانی را به عنوان کودکان بسیار قلدر و زورگو میشناسند.
قلدری بهعنوان پدیدهای مخرب و آسیبزا، در میان کودکان بسیار شایع است. قلدری نوعی رفتار پرخاشگرانه است که با تهدید و زورگویی به قصد آزار و آسیب دیگران صورت میگیرد. لقب یا اسم گذاشتن روی دیگران، مسخره کردن، هلدادن، لگد یا کتک زدن، فحاشی کردن، شایعه پراکنی و… نمونههایی از قلدری بچههاست.
وقتی این رفتار حالت پایدار و تهدیدآمیز پیدا کند معمولا نهتنها والدین بلکه اطرافیان نیز از مهار رفتارهای نامطلوب کودک عاجز میمانند و برای کنترل شرایط، مجبور به اطاعت و فرمانبرداری میشوند که این وضعیت، باعث تقویت و در نهایت بحرانی شدن این رفتار کودک میشود.
منبع:
فرزند پرتال