با ابراز ناخشنودی از رفتار کودک ، شما به همسرتان نیز چنین القا میکنید که از نحوه ی انجام وظایف مادری او ناراضی هستید ، و در نتیجه رفتار خود او را هم به زیر سوال می برید . بسیاری از مادران بیشترین اعتماد به نفس را از نحوه ی نگرش همسرانشان نسبت به توانایی های مادرانه خویش کسب می کنند.
از کمک دوستان خوبی که حامی شما هستند برخوردار شوید و کاری کنید که آنها همیشه در دسترس شما باشند.
تنهای نیازهای مداوم کودکان ناآرام نیست که رمق مادر را می گیرد ، بلکه رسیدگی به دیگر اعضای خانواده نیز تا حد زیادی قوای او را تحلیل می برد. هرگز از همسرتان انتظار نداشته باشید که نقش آشپز ، پیشخدمت ، پرستار ، زن خانه دار و .... را در یک زمان ایفا کند.
به او بگویید : (( تو داری مهمترین کار دنیا را که انجام وظیفه مادری در حق کودک ناآراممان است ، انجام می دهی . من دیگر انتظار ندارم که در این مرحله از زندگی کودکمان کار دیگری بکنید ، ترتیب انجام بقیه کارها را خواهم داد. ))
شخصی را برای انجام کار خانه استخدام کنید یا خودتان این کارها را به عهده بگیرید ، به طوری که انرژی شما صرف انجام کارهایی جز وظایف مادری ، که توان او را غیر از کودک و شما صرف چیز دیگری می کند ، نشود.
خودتان به کارهای کودکتان رسیدگی کنید :
نقش مادری - پدری در مواظبت از کودکان ناآرام به خوبی مشخص نشده است. رسیدگی مشترک به این قبیل کودکان از سوی مادر و پدر نه تنها امری مطلوب بلکه قطعا لازم و ضروری است.
در مواقع سختی ، خوتان مسئولیت قبول کنید. معمولا کودکان نا آرام خسته کننده ترین رفتارهای خود را برای ساعات آخر روز یعنی بین ساعت 4 تا 6 بعد از ظهر نگه می دارند ، و در این زمان نیز انرژی مادر در پایین ترین حد خود است.
در زمانی که سختی رو می کند ، به جای فرار باید ماند و مقاومت کرد. همسر شما ممکن است احساس کند که شما از اینکه نمیتوانید کودک ناآرامتان را ساکت کنید احساس عجز می کنید .
همین ممکن است شما را وادار تا خود را به کلی از وظیفه رسیدگی به امور کودکتان معاف کنید و بگذارید تا این مرحله سپری شده و سپس در زمانی دیگر به عنوان یک پدر خود را وارد زندگی کودک نمایید. اگر چنین وضعیتی پیش آید بازنده اش تمامی افراد خانواده شما خواهند بود ؛ همسرتان ، کودکتان و خود شما.
برای ارسال نظر کلیک کنید
▼