3310
کد: 127473
20 آبان 1396 - 19:12
اشتغال زنان به خودی خود مشکل زا نیست، انچه باعث اصطکاک بانوان شاغل می شود، خود معلول عوامل چندی است.
سهم زنان در نیروی کار جهان از ۳۸ درصد در سال ۱۹۷۰، به ۴۱ درصد در سال ۱۹۹۶ افزایش یافته است، اگر چه شاید مسائل اقتصادی اولین انگیزه زنان برای ورود به بازار کار است اما بسیاری از زنان طبقه متوسط و یا حتی مرفه نیز برای بهبود وضعیت اقتصادی، کسب موفقیت های فردی و به دست آوردن موقعیت های اجتماعی مناسب و سایر امتیازات وابسته به آن، به کار خارج از منزل تمایل پیدا کرده اند. اما آیا اشتغال زنان ایرانی، سلامت روان آنها را تامین می کند؟

 چه بخواهیم و چه نخواهیم، این روزها زندگی کم و بیش مدرن و پیچیده شهری، تقش های جدیدی را در ذهن مردان و زنان حک کرده است. اشتغال زنان یکی از مهمترین موضوعاتی است که در مسیر عبور از برزخ میان جامعه سنتی و مدرن با آن مواجه شده ایم. روزگاری در همین ایران ما، اشتغال زنان تابو محسوب می شد و صحبت از آن در خانواده برای مردان و حتی زنان غیر قابل قبول بود، اما امروز آرام آرام با تغییر سبک های زندگی به واقعیتی گریزناپذیر تبدیل شده است. تنگناهای اقتصادی و شرایط سخت زندگی، باعث شده است نقش های جدیدی برای زنان خلق شود.

اشتغال زنان به خودی خود مشکل زا نیست، انچه باعث اصطکاک بانوان شاغل می شود، خود معلول عوامل چندی است که با اندکی تامل و روشن بینی قابل حل است.بی گمان زنان با شاغل شدن، گرفتار مشکلاتی مضاعف می شوند، چرا که علاوه بر مشکلات زندگی خانوادگی، باید با مشکلات شغلی نیز دست و پنجه نرم کنند.

معضلات محیط کاری از یک سو و پیوند خوردن آنها با مشکلات خانواده، فشار مضاعفی را بر روح و روان و جسم زنان شاغل وارد می کند. حقیقت این است یک زن شاغل عملا مسئولیت و فشار کاری بیشتری را نسبت به یک مرد شاغل تحمل می کند و عمده تفاوت کار در این جاست که زنان مبتنی بر یک عرف پذیرفته شده، حتی اگر در پست مدیریتی و تخصصی قرار داشته باشند، موظفند مسئولیت خانه، زندگی و فرزندان اعم از نگهداری از بچه ها و آموزش و تربیت آنها، خانه داری و آشپزی، انجام وظایف زنانه در قبال همسر و.. را خود برعهده بگیرند.

 این شرایطو انجام وظایف  سنگین باعث فشار و استرس روانی در زن می شود و زمانی شدت می گیرد که زن به جای تحسین و قدرشناسی ، با سرزنش های مکررهمسر و اطرافیان بابت عدم حضور مداوم در خانه، عدم انجام  وظایف خانه و... روبرو شود. اندک نیستند زنانی که به خاطر عدم درک و توقعات غیرواقع بینانه همسرشان مجبورند نه تنها  همه گونه سختی و ناملایمات را تحمل کنند بلکه نیروی مضاعفی صرف کنند تا بتوانند با انجام مسئولیت هایشان  رضایت همسرشان را جلب کنند.

گاهی اشتغال زن با طلاق ترجمه می شود
پدیده اشتغال زنان به عنوان یکی از مظاهر شهر نشینی مدرن، با وجود آن که در طول چند دهه اخیر در جامعه ما گسترش چشمگیری داشته است، اما هنوز سر منشاء بسیاری از درگیری ها و اختلافات خانوادگی است. اشتغال زنان، هنوز جایگاه واقعی خود را در جامعه به دست نیاورده است . به بیان دیگراشتغال زنان، به عامل آشکار یا پنهان بسیاری از افت های زندگی خانوادگی و شخصی تبدیل شده است ؛ آنچنان که هنوز شاهد جدایی هایی هستیم که به این بهانه اتفاق می افتند و یا هر روز با زنانی مواجع می شویم که از روی استیصال و درماندگی تنها به خاطر ممانعت از فروپاشی بنیان خانواده از کار و علایق اجتماعی خود، صرف نظر می کنند و در خانه می مانند و به اصطلاح خانه دار می شوند و این مهم آسیبی جدی بر جسم و روان زن وارد می کند  که آزردگی آن برای همیشه خاطر زن را ملول خواهد ساخت.

تبعیض های حقوقی و شغلی و جنسیتی
نگاهی به آمار ارائه شده در زمینه تغییر حقوق دریافتی زنان نشان می دهد که همواره حقوق زنان کمتر از مردان بوده است.کارشناسان اقتصادی این نابرابری را به دلایلی چون کم اهمیت بودن سطح حقوق برای زنان، اولویت داشتن مسائلی خانوادگی در مقایسه با مسائل شغلی، مجرد بودن، حضور انبوهی از زنان فاقد تخصص در سازمان ها نسبت می دهند؛ اگر چه شواهد حاکی از آن است که حتی  زنان متخصص با مهارت بالا نیز در مقایسه با همکاران مرد خود، بیست درصد حقوق کمتری دریافت می‌کنند. بسیاری از زنان شاغل از اینکه علیرغم داشتن سابقه طولانی و کار زیاد، حداقل ترین دستمزد را بدون بیمه دریافت می کنند، همیشه معترض بوده و احساس ناخوشایندی نسبت به ارزشمندی های خویش و شغل شان  دارند، و این یکی از مشکلاتی است که سلامت روان آنها را  به مخاطره  می اندازد.

از سوی دیگر، با توجه به وجود آموزش‌ها و تحصیلات مشترک، علاوه بر تبعیض های حقوقی همچنان تبعیض‌های شغلی و جنسیتی در انتصاب زنان به پست‌های مدیریت و معاونت محرز است. مشکلاتی چون ایجاد مانع در سر راه ترفیعات شغلی، سوء استفاده ها از استراتژی های صنعتی و تجاری مبتنی بر سودآوری بیشتر، باعث  بی انگیزگی و کاهش بهره‌وری نهایی زنان شده است  چه بسا بسیاری از زنان با توجه به قابلیت هایشان می دانند شایستگی ترفیع دارند اما به خاطر سیاست های مردانه بویژه در محیط های کارگری مجبورند به کمترین ها  قانع  شوند.

وقتی سلامت جسم و روان تهدید می شود
هرگز نمی توان از تاثیرات روانی اشتغال و فعالیت مضاعف زنان چشم پوشی کرد. پژوهش ها نشان داده است استرس و اضطراب زنان در محیط کار دو برابر مردان است، گاهی عدم مطابقت شغل با ساختار فیزیکی و رفتاری زن باعث پیری زودرس و فشارهای جسمی و روانی در وی می شود، از سوی دیگر، توام شدن دلمشغولی های کاری و اقتصادی با وظیفه مادری و همسری،به عنوان اولین و ارزنده ترین شغل زن، باعث می شود زنان به خاطر سختی های مدیریت خانه، تحمل بار فکری و ذهنی  نگهداری فرزندان و چگونگی ارتباط با همسر تحت استرس بسیار قرار گیرند و اضطراب و نگرانی مضاعفی را تجربه کنند. ابتلا به بیماریهای جسمی و روانی چون اختلالات هورمونی، یائسگی زودرس، ریزش مو و ناراحتی‌های استخوانی، اضطراب، افسردگی و... از مهمترین عوارض اشتغال مضاعف زنان است.

از سوی دیگر ممکن است روح و روان زن، به دلایل چندی که ریشه آن را در شرایط و چگونگی فعالیت آن زن در محیط کارش باید جستجو کرد، آسیب ببیند. مثلا اشتغال زنان در محیط های مردانه، گاه داستانهای دردناکی چون آزار و اذیت شان را رقم می زند  ومسائلی چون عدم پشتیبانی، حفظ آبرو، از دست ندادن شغل و.... باعث می شود زنان قربانی که مورد تهاجم پیامهای کلامی و غیر کلامی همکاران مرد همرتبه و یا مرئوسین خود قرار گیرند ولی مهرخموشی بر لب بزنند، اگر چه شاید برای همیشه در درون خود، احساس گناه، اضطراب و استرس داشته باشند و یا حتی از فرط افسردگی، در عملکرد شغلی شان به شدت دچار اختلال شوند.
منبع: مهر
مشاوره ویدیویی
ارسال نظر
*پر کردن قسمت هایی که ستاره دارد ضروری است.
نام:
ایمیل:
* نظر:
* کد امنیتی: