ارتباط والدین با فرزندان، نحوه همدلی در خانواده
کودکان اغلب خودمحور هستند و نمیتوانند بفهمند، که عملکردشان گاهی برای نزدیکانشان پیامدهایی دارد.
اگر عادت کنید با کودکتان دربارۀ رفتارهای نادرستش حرف بزنید - به جای اینکه فقط خشمگین شوید - از آن درسی میگیرد، که به دیگر روابطش نیز میکشاند. از عواطف و احساس سخن بگویید. نام هریک را بر زبان آورید؛ و میزان تاثیر آن را بر رفتار توضیح دهید.
زمانی که شما میکوشید احساسات کودک را بشناسید، به شناخت او از خودش و سرانجام، شناخت احساسات دیگران نیز کمک کردهاید.
آگاه سازی کودک از پیامد هر انتخاب
کودکان اغلب خودمحور هستند و نمیتوانند بفهمند، که عملکردشان گاهی برای نزدیکانشان پیامدهایی دارد. این ویژگی، بیشتر دربارۀ کودکان تکانشی صدق میکند؛ آنهایی که اغلب بیاندیشه، کاری را انجام میدهند.
الگوی شنونده دقیق بودن برای کودکان
گوش دادن، مادۀ لازم همدلی ست. اغلب مردم چه خوشحال باشند چه عصبانی یا ناراحت، نیاز دارند به آنان گوش داده شود؛ البته گوش دادن رفتاری منفعلانه نیست.
شنوندگان خوب احساسات گوینده را تایید میکنند؛ و به وی بازتاب میدهند و به گوینده در شناخت موضوع مورد نظرش یاری میرسانند. گاهی اطلاعات سودمندی در اختیارش میگذارند اما بیشترِ زمان سخن گفتن را در دست نمیگیرند؛ اندرز نمیدهند و نمیخواهند مشکلات گوینده را حل کنند.
همدلی با انسان خشمگین: برای پدر و مادر - که بزرگتر، داناتر و باتجربه تر هستند - آسان نیست به حرفهای کودک خشمگین گوش دهند؛ اما پدر و مادر با گوش دادن به او نشان میدهند که برای دیدگاهش احترام قائلاند.
اغلب وقتی به کودک فرصت میدهیم حرف بزند، به تخلیۀ روانی و آرامش یافتن او کمک کردهایم و دیگر از روی خشم انتظارات کودکانه نخواهد داشت؛ زیرا تا وقتی فرصت نداشته باشد دربارۀ احساساتش حرف بزند، نمیتواند به راهحلهای داده شده گوش دهد.
به کودک یاری رسانید، تا بتواند احساساتش را مدیریت کند. بگذارید داستان خود را بگوید. بهحرفهایش با دقت گوش کنید و احساسات پشت واژگانش را دریابید. با پند و سرزنش حرفش را متوقف نسازید.
اگر وقتی در حال حرف زدن است، شما در ذهنتان پاسخی را آماده میکنید، که میخواهید به او بگویید، آنگاه به گمانش به دیدگاه او اهمیتی نمیدهید. اگر بدانید کجاها نباید حرف بزنید، شنوندۀ بسیار خوبی خواهید شد. با گوش دادن درست به او، شیوۀ گوش دادن را به دیگران به کودکان بیاموزید.
دوری از پنهان کردن احساسات ناخوشآیند
بسیاری از پدران و مادران دربارۀ بسیاری از مسائل، از جمله: رابطۀ جنسی، طلاق و پول با کودکشان حرف نمیزنند؛ اما کودک باید بداند که میتواند با دیگران دربارۀ موضوعات دشوار حرف بزند.
برای پرورش کودکی که توانایی داشته باشد احساسات دیگران را بشناسد، باید برایش تجربۀ احساسات دردناک را - افزون بر احساسات لذتبخش - فراهم کرد..
همچنین اگر پدر و مادر با مشکلات مالی، زناشویی و بیماری درگیر هستند، کودکان وجود مشکلات را درمییابند؛ و برای درک آنچه روی داده، به کمک نیاز دارند. وقتی کودکتان احساس ناراحتی، گناه یا خشم میکند، احساساتش را نادیده نگیرید زیرا با اینکار، آن حس از بین نمیرود، بلکه از او بخواهید تا ناراحتی یا مشکلش را با شما در میان بگذارد.
همدلی پیش از توجیه
هنگام همدلی، شناخت دیگری را از واقعیت میپذیرید. با پرداختن به احساسات کودک، اعتماد وی را به دست آورید. سپس بر آن احساسات تکیه کنید.
گفتگو دربارۀ احساسات از راه بازی
بسیار خوب است که همیشه از کودک بپرسید: چه حالی داری؟ او نیز صادقانه و واضح پاسخ دهد؛ اما اغلب وقتی از کودکان میخواهیم دربارۀ ترسها و احساساتشان حرف بزنند، چندان چیزی نمیگویند.
کودکان کوچک بیشتر به عروسک دوست داشتنی یا دوست خیالی خود اعتماد میکنند، کسی که میدانند به خوبی به آنها گوش میدهد اما به آنان پاسخی نمیدهد. پدر و مادر میتوانند آنها را میانجی به شمار آورند و از آنها بهره بگیرند.
با یک عروسک با کودک بازی کنید و با صدای آن از کودک دربارۀ نگرانی یا ترسش بپرسید یا از کودک بخواهید به جای هر دو عروسک حرف بزند. کودکان با انجام این بازیها احساساتی را میتوانند بیان کنند که مستقیم دربارهاش حرف نمیزنند.
منبع:
کودک آنلاین