تا قبل از این سن، بچهها دامنه حرکاتشان محدود و به همان نسبت، میزان کنجکاویهای خطرناک و خرابکاریهایشان هم کمتر است؛ اما در این دوره مهارت راه رفتن، کمکم یاد گرفته میشود و کودک استقلال بیشتری کسب میکند، او بدون کمک شما میتواند به جاهای دیگر برود و کنجکاوی طبیعیاش درحالیکه هر روز چیزهای جدیدی میآموزد، افزایش مییابد. شما هم مثل بیشتر والدین متوجه میشوید کودکتان هر روز دشواریهای بیشتری را ایجاد میکند، بهویژه اگر به چیزی که میخواهد نرسد. بدخلقی و سرکشی در این سن رایج میشود. در این دوره، زبان کودک هم بهتدریج شروع به گسترش میکند و هیجانها و عواطف او هم متنوعتر و بارزتر میشود. بههمین دلیل، لازم است والدین غیر از شناخت تحولات جسمانی فرزندشان، تغییرات احساسی و هیجانی او را هم بهدرستی بشناسند. در ادامه ابعاد عمده هیجانی کودکان یک تا سه ساله را با هم مرور میکنیم، همچنین با نشانههای غیرکلامی نماینده این احساسات و واکنش مناسب دربرابر آنها آشنا میشویم.
احساس مبارزه
کودکتان در این سن، برای اولین بار با قدرت شما مبارزه میکند. او بیشتر نگران این است که خودش چه میخواهد تا اینکه شما چه میخواهید و دوست دارد علیه محدودیتهای اعمالشده از طرف شما مقاومت کند.
وقتی به او دستوری میدهید یا دربرابرش مانعی ایجاد میکنید، ممکن است بهجای پاسخ دادن چهرهای کاملا خنثی و بی تفاوت از خود نشان دهد، انگار اصلا نشنیده شما چه گفتهاید؛ البته شنیده ولی آرزو می کند آن را نشنیده بود. او همچنین ممکن است دستانش را در دو طرف بدنش حلقه یا جلوی سینه متقاطع کند.
تسلیم او نشوید.در این مرحله او به یک انضباط ثابت و محکم نیاز دارد. انضباط و قاطعیت متزلزل در خانه، فرزندتان را آشفته میکند. اقتدارِ (نه لجبازی) شما و ماندن بر سر مواضعتان، برای فرزندتان احساس امنیت به ارمغان میآورد و حساسیت او را درباره نیازها و خواستههای دیگران برمیانگیزد.
دندانهای بههم فشرده، پرتاب کردن اشیا و گره کردن مشت ها، نشانههای غیرکلامی واضح در برابر ناکامی است. کودکتان اما ممکن است با روشهای دیگری هم احساسش را نشان دهد؛ برای مثال ممکن است
تنفس اش بهصورتی غیرعادی تند شود یا شروع به وول خوردن بکند.
به کودکتان کمک کنید دوباره کنترل موقعیت را به دست آورد. میتوانید خیلی ساده منبع ناکامکننده را از میان بردارید؛ اما راه موثرتر این است که او را تشویق کنید خودش واکنش مناسب نشان دهد؛ یعنی احساسش را تصدیق و او را آرام کنید، سپس راهحلهای سادهای برای مقابله با احساس ناکامی پیش پایش بگذارید.
مشکل کودک نوپای شما برای انجام هرکاری بهتنهایی، این است که جاهطلبیهای او بیش از حد تواناییهایش است. او هنوز مهارتهای ضروری برای انجام مستقل کارها را بهدست نیاوردهاست اما این مسئله باعث نمیشود تلاشش را متوقف کند.
فرزندتان ممکن است نتواند به شما بگوید که به کمک تان نیاز ندارد؛ اما با هل دادن شما و دور کردنتان از موقعیت، سعی میکند این پیام را به شما منتقل کند. در مواردی هم چهرهاش را ثابت و خشک و بدون حالت خواهیددید.
پایه شکلگیری استقلال در این سن است؛ اما رشد آن در دوران تدریجی تحول ممکن خواهدشد. فرزندتان این نکته را نمیداند و برای مستقل شدن عجله دارد. شما میتوانید با دادن قدری آزادی عمل، بیان یک جمله تشویقکننده و یک لبخند رضایتآمیز، احساس او ارضا کنید.
احساس شرم و خجالت
چسبیدن به شما، علامت آشکاری از خجالت کشیدن است؛ تماس بدنی با شما به او احساس امنیت میدهد. پوشاندن چشمها واکنش دیگری است از جانب کودک در موقعیتهایی که احساس ناراحتی و خجالت میکند. او نمیداند غریبهها همانجا میمانند، چه به آنها نگاه کند، چه نکند.
از سرزنش او و وادار کردنش به ارتباط با فرد مقابل، اجتناب کنید. در عوض به او اطمینان بدهید که آسیبی نمیبیند و موضوعی برای نگرانی وجود ندارد. از طرف دیگر باید بدانید که خجالت همراه با افزایش تجارب اجتماعی کاهش پیدا میکند؛ بنابراین شرایطی فراهم کنید تا کودکتان خارج از روابط خانوادگی با دیگران هم ارتباط برقرار کند.
برگرفته از کتاب «زبان بدن کودکان» نوشته «ریچارد وولفسون» و ترجمه «بهمن ابراهیمی»
برای ارسال نظر کلیک کنید
▼