۲۵۷۷۹۵

بچه‌های بالای ۱۰ سال، دروغ درباره جنگ را تحمل نمی‌کنند

بچه‌های بالای ۱۰ سال، دروغ درباره جنگ را تحمل نمی‌کنند

چه بخواهیم چه نخواهیم جنگ، صدای انفجار و اضطراب حاصل از آن، ذهن کودکان را درگیر می‌کند و سکوت والدین یا بی‌توجهی به احساسات آنها، نه‌تنها از شدت نگرانی‌هایشان کم نمی‌کند، بلکه ممکن است ترس و سردرگمی را در بچه‌ها افزایش دهد.

روزامه پیام ما: چه بخواهیم چه نخواهیم جنگ، صدای انفجار و اضطراب حاصل از آن، ذهن کودکان را درگیر می‌کند و سکوت والدین یا بی‌توجهی به احساسات آنها، نه‌تنها از شدت نگرانی‌هایشان کم نمی‌کند، بلکه ممکن است ترس و سردرگمی را در بچه‌ها افزایش دهد.

b7381705e91f4ac9865d79b57288be15

بعضی پدر و مادرها تصور می‌کنند بهتر است همه‌چیز را از فرزندان خود پنهان کنند و چیزی را با آنها در میان نگذارند، درحالی‌که بچه‌ها خواه‌ناخواه در جریان اخبار تلخ و دلهره‌آور قرار می‌گیرند. بنابراین، گفت‌وگوی صادقانه و حساب‌شده با کودکان، یکی از مؤثرترین راه‌ها برای کمک به آنها در رویارویی با دنیای پیچیده و گاه نگران‌کننده اطراف است. یعنی نباید به بچه‌ها دروغ بگوییم. از سوی دیگر، باید توان و ظرفیت روانی‌ آنها را هم در پذیرش اخبار استرس‌زا در نظر بگیریم و بدانیم چطور با بچه‌ها درباره جنگ و رویدادهای تلخ و ناخوشایند صحبت کنیم تا هم اطلاعات لازم را در اختیارشان بگذاریم و هم دنیایشان را به یک جهان ناامن تبدیل نکنیم.

«ثریا کردبچه»، روان‌شناس بالینی کودک و نوجوان، در گفت‌وگو با «پیام ما» سکوت کامل درباره جنگ و اخبار مرتبط با آن را اضطراب‌آور می‌داند و می‌گوید: «مهم است بدانیم چطور با بچه‌ها از جنگ و اتفاق‌های ناخوشایند بگوییم، چراکه سکوت کامل ما درباره آنچه در حال رخ‌دادن است، نه‌تنها کمکی به کودکان نمی‌کند بلکه اضطراب آنها را افزایش می‌دهد. پس بهتر است با زبانی ساده، کوتاه، صادقانه و امیدبخش با آنها صحبت کنیم و اطلاعات لازم را در اختیارشان بگذاریم، بدون اینکه آنها را بترسانیم یا احساس ناامنی را در کودکان تقویت کنیم؛ چون بچه‌ها نباید جهان را جای ناامنی بدانند و این تصور به ذهنیت غالب آنها تبدیل شود.»

به‌گفته این روان‌شناس، توجه به سن‌وسال کودک بسیار مهم است؛ چون بچه‌های خردسال درک محدودتری از مفاهیم انتزاعی مثل جنگ دارند، اما ترس و ناامنی و اضطراب بزرگترها را به‌خوبی حس می‌کنند. بنابراین، برای گفتن از جنگ به آنها باید از زبان ساده و قابل‌فهم استفاده کرد. از سوی دیگر، خردسالان، بیش از هر چیز به احساس امنیت نیاز دارند و مهم است به این باور برسند که در هر حالت و شرایطی، پدر و مادر در کنارشان هستند و تنهایشان نمی‌گذارند، به حرف‌هایشان گوش می‌دهند و به احساساتشان توجه می‌کنند. برای آنها مهم است وقتی از صدای انفجار می‌ترسند و دچار وحشت می‌شوند، پدر و مادر آنها را در آغوش بگیرند و آرامشان کنند. در آن سن‌وسال هنوز تصویر روشنی از دنیای پیرامون در ذهن ساخته نشده و این پدر و مادرها هستند که باید به حس‌و‌حال و نیاز آنها توجه کنند و یک دنیای امن در ذهن بچه‌های خود بسازند.

کردبچه بر این باور است که میزان اطلاعات و نحوه بیان آن باید با سن، درک و حساسیت‌های کودک هماهنگ باشد. برای مثال، برای گفتن از جنگ به کودکان باید از زبان بسیار ساده و قابل‌فهم استفاده کنیم و به آنها بگوییم: گاهی آدم‌ها با هم دعوا می‌کنند و ممکن است کشورها هم درگیر چنین مشکلاتی شوند. اما هرچه بچه‌ها بزرگ‌تر می‌شوند، مثلاً به سن دبستان که می‌رسند، مفاهیم انتزاعی چون جنگ، صلح، ترس، آینده و مرگ را بهتر و بیشتر درک می‌کنند و می‌توانند درباره احساساتشان حرف بزنند. پس با این گروه سنی به‌راحتی می‌توانیم درباره شرایط استرس‌زا صحبت کنیم و پنهان‌کاری نداشته باشیم؛ چون سکوت و نگفتن از جنگ، به‌جای آنکه کمک‌کننده باشد، اضطراب‌آور است. باید توجه داشت که بچه‌ها از طریق شبکه‌های اجتماعی، همکلاسی‌ها و دوستان خود، در جریان اطلاعات قرار می‌گیرند و ممکن است در ذهن خود به واقعیت تلخ موجود پروبال دهند و نگرانی‌شان بیشتر شود.

این روان‌شناس بالینی کودک و نوجوان با اشاره به اینکه بچه‌های بزرگ‌تر از ۱۰ سال معمولاً درک عمیق‌تری دارند و چه بخواهیم و چه نخواهیم، در جریان اخبار و اطلاعات قرار می‌گیرند و با دوستان خود از جنگ می‌گویند. پس لازم است با آنها صادقانه اما مهربانانه صحبت کنیم و از احساساتشان بپرسیم. همچنین، باید به آنها اجازه دهیم تا پرسش‌های ذهنی خود را مطرح کنند و با ما از احساساتشان بگویند.

کردبچه بر این باور است که پدر و مادرها باید احساسات و نگرانی‌های کودک خود را به رسمیت بشناسند و به او اجازه دهند از ترس‌هایش بگوید. ازآنجاکه بسیاری از کودکان ممکن است نتوانند از حس‌ها و نگرانی‌هاشان بگویند، می‌توان از آنها خواست بنویسند، نقاشی بکشند یا داستان تعریف کنند تا هیجان‌هایشان بازگو و تخلیه شود. همچنین، پدر و مادرها باید روش تنفس شکمی و عمیق را به کودکان آموزش دهند تا از نگرانی و اضطرابشان کم شود.

این روان‌شناس بالینی کودک و نوجوان به ضرورت فیلتر کردن اخبار از سوی پدر و مادرها و اختصاص زمان بیشتر به بچه‌ها اشاره و بیان می‌کند: «بهتر است پدر و مادرها در روزهای جنگ، اخبار را فیلتر و دسترسی بچه‌ها را محدود کنند. به‌عبارتی، لازم نیست هر خبر تلخی را با همان شدت به بچه‌ها منتقل کنیم؛ بلکه می‌توان بچه‌ها را به‌شکل ساده، کوتاه و بدون جزئیات در جریان اخبار و اطلاعات قرار داد.»

کردبچه میزان آگاهی و آرامش پدر و مادرها را عاملی بسیار مؤثر می‌داند و می‌گوید: «بزرگترها باید با وجود نگرانی‌هایی که دارند و طبیعی هم هست، آرامش خود را حفظ کنند و رفتارسنجیده‌ای داشته باشند. به شایعه‌ها توجه نکنند و اخبار درست را از نادرست تمیز دهند؛ چون واکنش پدر و مادرها و بزرگترها نسبت به اخبار، بیش از خود خبرهای مرتبط با جنگ بر کودکان تأثیر می‌گذارد.»

به‌گفته این استاد دانشگاه، خوب است پدر و مادرها با وجود اضطراب خود، با بچه‌ها بیشتر بازی کنند، زمان بیشتری را با آنها بگذرانند و در حضور کودکان برنامه شبکه‌های خبری را دنبال نکنند. به‌جای آن، لازم است پدر و مادرها برای بچه‌های خود کتاب بخوانند، قصه بگویند و از بچه‌ها بخواهند خود را به‌جای قهرمان قصه که درگیر جنگ و شرایط سخت شده، بگذارند و به‌جای او رفتار کنند و تصمیم بگیرند. علاوه‌بر‌این، بزرگترها می‌توانند به فرزندان خود فرصت دهند بیشتر از قبل در مورد احساسات و نگرانی‌هایشان صحبت کنند؛ به‌ویژه با بچه‌هایی که در معرض صداهای وحشتناک یا صدای جیغ و فریاد اطرافیان خود هستند.

این روانشناس کودک و نوجوان همچنین به مواردی که پدر و مادرها نباید بر زبان بیاورند، اشاره و بیان می‌کند: بهتر است بزرگترها به بچه‌ها نگویند «چیزی نیست. الکی می‌ترسی». با این جمله ترس و اضطراب فرزند خود را از بین نمی‌برند، فقط آن را خاموش می‌کنند و نادیده می‌گیرند. پس بهتر است به او بگویند «من هم مثل تو ترسیده‌ام. اما خوب است که در کنار هم هستیم.» یکی دیگر از جمله‌های متداول این است که بزرگترها برای دلداری دادن به بچه‌ها می‌گویند: «قول می‌دهم هیچ اتفاق بدی نمی‌افتد»؛ سپس با کوچک‌ترین رخداد، اعتماد کودک از بین می‌رود. در این شرایط درست‌تر این‌ است که به فرزندان خود بگوییم «من هم مثل تو نمی‌دانم چه اتفاقی می‌فتد، اما تا وقتی در کنارت هستم، از تو مراقبت می‌کنم».

کردبچه، گفته‌های خود درباره جمله‌های نادرست پدر و مادرها را این‌گونه ادامه می‌دهد: «بس کن دیگر؛ خودم به‌اندازه کافی اعصابم به هم ریخته» این هم یکی دیگر از گفته‌های اشتباه بزرگترهاست؛ چون کودک احساس گناه می‌کند و خودش را بار اضافی بر دوش پدر و مادر می‌داند. پس بهتر است به آنها بگوییم «الان کمی خسته‌ام و به استراحت نیاز دارم. بعد دراین‌باره با هم صحبت می‌کنیم» یا به گ‌جای گفتن «خود من هم خیلی می‌ترسم» می‌توانیم به فرزند خود بگوییم «من هم گاهی نگران می‌شوم، اما تلاش می‌کنم تا آرامش را به خود برگردانم».

به‌گفته این استاد دانشگاه، گفتن از جنگ به بچه‌ها، علاوه‌بر سن‌وسال به میزان کنجکاوی آنها هم بستگی دارد. به این معنی که اگر کودکان، اطلاعاتی درباره جنگ نداشته باشند یا دراین‌باره چیزی نپرسند، بهتر است با آنها از جنگ سخن نگوییم و ذهنشان را درگیر این ماجرا نکنیم. به‌عبارت دیگر، بهتر است وقتی با بچه‌ها از جنگ و رویدادهای آسیب‌زا بگوییم که درباره این اتفاق‌ها از ما بپرسند؛ وگرنه چه نیازی وجود دارد که اطلاعات اضافی در اختیارشان بگذاریم و به استرسشان اضافه کنیم؟

کردبچه به ضرورت همدلی با کودک اشاره می‌کند و می‌گوید: «پدر و مادرها وقتی فرزندشان ترسیده، نباید احساسات او را نادیده بگیرند و بگویند: «نترس؛ ترس که ندارد»؛ چون هیچ‌کس نمی‌تواند جهان ذهنی کس دیگر را درک کند. بلکه بهتر است خانواده‌ها با کودک همدلی کنند و بگویند که ما هم، چنین احساساتی را تجربه می‌کنیم، اما می‌توانیم با هم شرایط بهتری بسازیم و امنیت بیشتری را تجربه کنیم. مثلاً می‌توانیم با کودکان، نقاشی بکشیم یا یک دفترچه راهنما درست کنیم و به بچه‌های دیگر هم بگوییم چگونه می‌توانند در این شرایط از خود مراقبت کنند؟

کردبچه براین باور است که باید به بچه‌ها یاد داد در شرایط جنگ و بحران، چگونه از مکان‌های خطرناک فاصله بگیرند و از خود مراقبت کنند. اما همه اینها باید به‌گونه‌ای باشد که موجب استرس و اضطراب بیشتر آنها نشود؛ چراکه ما بزرگترها باید در هرحال، این حس را در بچه‌ها تقویت کنیم که در هر حالتی تنها نیستند و بزرگترها از آنها حمایت می‌کنند و برایشان جهان امنی می‌سازند؛ چون احساس امنیت در کودکی زمینه‌ساز داشتن روابط سالم در بزرگسالی است.»

محتوای حمایت شده

تبلیغات متنی

  • اخبار داغ
  • جدیدترین
  • پربیننده ترین
  • مطالب مرتبط

وبگردی

برای ارسال نظر کلیک کنید

لطفا از نوشتن با حروف لاتین (فینگلیش) خودداری نمایید.

از ارسال دیدگاه های نامرتبط با متن خبر، تکرار نظر دیگران، توهین به سایر کاربران و ارسال متن های طولانی خودداری نمایید.

لطفا نظرات بدون بی احترامی، افترا و توهین به مسئولان، اقلیت ها، قومیت ها و ... باشد و به طور کلی مغایرتی با اصول اخلاقی و قوانین کشور نداشته باشد.

در غیر این صورت، «نی نی بان» مطلب مورد نظر را رد یا بنا به تشخیص خود با ممیزی منتشر خواهد کرد.