دختر بچه کاملا سالم و بدون هیچ علامت نگرانکننده خود را به زور پیش دکتر میبرد تا بررسی شود مبادا دچار فلان بیماری باشد، مبادا دچار بلوغ زودرس شود، مبادا از مادران دیگر کم بیاورد و آنها فکر کنند او به فکر فرزندش نیست. اینکه چه بلایی بر سر سلامت روان این دختر بچه 8 ساله میآید، بماند. اضطراب مادر و تصمیم نادرست او باعث میشود کودک هم مضطرب شود و نگرانیاش بر همه ابعاد زندگی از جمله تغذیه، خواب و حتی درسخواندنش اثر بگذارد. حالا واقعا کودک نیازمند اقدامات درمانی و در پی تصمیم نادرست ما بیمار میشود.
بهتر است کمی در اینباره بیشتر برایتان بگویم. قبول دارم که شما نگران فرزندتان هستید و میخواهید اگر مشکل خاصی دارد، زودتر از موعد کشف و درمان شود اما اجازه بدهید نظر کارشناسان را در اینباره بدانیم؛ متخصص غدد کودکان و متخصص روانپزشکی کودک به شما کمک میکنند تا تصمیم درستی بگیرید. شاید در پایان این مطلب به این نتیجه برسید که باید خودتان را بررسی و هرچه زودتر برای درمان اضطراب و بهبود سلامت روانیتان اقدام کنید.
خانم دکتر! به نظر شما مراجعات بیدلیل و فقط برای بررسی بچهها میتواند به سلامت روان آنها صدمه بزند؟
از آنجا که بچهها در دورهای از رشد هستند که مدام ترسهای ناشناخته را تجربه میکنند و همینطور ترس از بیماری و از دست دادن سلامت خود یا والدینشان را دارند، به علاوه در تخیل و رویاپردازی به سر میبرند و دنیای خاصی دارند، بهتر است اگر نگران موضوعی هستیم، حتما درباره آن اطلاعات به دست بیاوریم و اگر ضرورتی بود بچه را برای معاینه ببریم. کودکی که دچار سردرد شده، سرفه میکند یا علامتی آزاردهنده دارد به راحتی حاضر میشود با شما برای درمان بیاید اما وقتی او علامت و مشکلی ندارد با بردنش به این مطب و آن مطب، آن هم صرفا برای کاهش اضطراب خودتان یا خانواده به او صدمه میزنید.
پسر بچه کلاس چهارمی بسیار مضطربی را چند روز پیش ویزیت کردم که بهدلیل داشتن والدین مضطرب و سختگیر و همین بررسیهای بیمناسبت بیمار شده و باید تحتدرمان اضطراب قرار گیرد.
چرا برخی والدین با این واکنش مقابلهای به بلوغ مینگرند و حس میکنند قرار است حادثه ناخوشایندی رخ دهد و باید آماده رزم باشند؟
اتفاقا من هم برایم جالب است و در پاسخ به گروهی از والدین مضطرب میگویم برگردید به عقب و تجربه خودتان را به یاد بیاورید. این دوره بلوغ قرار نیست یکشبه رخ دهد و تغییرات رشد آنقدر نامحسوس است که بدن خود را به راحتی با آن وفق میدهد. به یادشان میآورم که قبل از پدر و مادرشدن شاید تصور بغل کردن یک نوزاد کوچک و رسیدگی به او برایشان سخت بود. حس میکردند نمیتوانند. باورشان نمیشد از نوع و صدای گریه نوزاد بفهمند او چه میخواهد.
پدیده رفلکس شیر و ارتباط عمیق مادر و کودک قبل از 6 ماهگی قابلدرک نبود اما زمان آنها که رسید، فیزیولوژی بدن به صورت طبیعی پیشرفت و دیدند که این مرحله هم طی چطور عادی شد. متاسفانه گاهی والدین مضطرب ما با رفتار نادرست خود این مجوز را به کودک میدهند که بدفتاری و پرخاش کند و میگویند: «خانم دکتر! فکر میکنم این عصبی شدنها نشانه شروع مشکلات بلوغ او باشد!» به نظر شما از این کودک چه انتظاری میتوان داشت؟ انتظاری جز اینکه بلوغ یعنی دگرگونی منفی، ناخوشایند و تجربههای تلخ تنهایی، عصبیبودن و...؟
راهحل پیشنهادی شما چیست؟
هر پدر و مادری کاملا انحصاری اولین مربی کودکش شود که با او درباره مسائل رشد جنسی و بلوغ صحبت میکند و بعد از اینکه متوجه شد علامتهای رشد جسمی، رشد پستانها، رویش موهای زائد و... دارد، آمادگی ذهنی بدهد و با روی خوش، به شادی، درست مانند تجربه بزرگ شدن و افتادن دندان شیری، راه رفتن و... بگوید داری کمکم بزرگ میشوی. خداروشکر و خوشحالم که همه سیستمهای بدنت سالم هستند. کمکم اندامهای داخلی مثل رحم و تخمدان و دستگاه تناسلیات (پسرها) رشد میکند و خودت متوجه آنها میشوی (میتوان براساس نیاز کودک و تواناییهای شناختی او به سوالاتش پاسخ داد و گفتوگو کرد).
به زودی نیازهایی در او شکل میگیرد که مناسب سن او نیست و به جای نیاز به بازی و... وارد دغدغههای فکری خاصی میشود.
آیا سن خاصی برای دادن اطلاعات مربوط به بلوغ داریم؟
نه، این موضوع کاملا فردی باید باشد. مثل بچهای که زودتر و دیرتر یک مرحله رشدی را طی میکند، اما مهم این است که از راه گفتوگو و پاسخ به سوالات جنسی کودک از همان 5-4 سالگی که اندام خصوصی را یاد میگیرد، بهطور متوسط و در مناسبتهای مختلف، اطلاعات را تکمیل کنیم. دنبال موقعیت باشید تا به کودک کنجکاو اجازه پرسش بدهید. لازم نیست نکته به نکته پاسخ او را بدهید. گاهی فقط شنیدن کافی است و گاهی با پرسش اینکه «خودت دربارهاش چی میدونی؟» اطلاعات او را تصحیح و تکمیل کنید. مثبت باشید.
مثلا به جای اینکه بگویید: «در موقع عادت ماهانه نباید ورزش کنی، نباید حمام بروی و نباید...» به او بگویید: «چون دیوارهای رحم سلولهای جدید و تازه میسازه باید غذاهای بهتری بخوری، تغذیه سالمتر و خواب بهتر میخوای تا به بدنت کمک کنی.» مساله خونریزی را از صدمه دیدن و خونریزی دردناک در اثر جراحت جدا کنید و بگویید برخی سلولهای مرده دفع میشوند درست مثل ریزش مو، موهای بهدردنخور میریزند و تازهترها میرویند. تاکید کنید قرار نیست همه در ۱۰ یا ۱۱ سالگی دچار تغییرات بلوغ شوند. این سن در آدمها فرق دارد و شاید تو شبیه من (مادرت) باشی.
اجازه ندهید حس متفاوت بودن یا بیمار بودن به بچهها دست بدهد. درمورد عصبی شدن و خشمگینی یا پایین آمدن خلقوخو هم خودتان هستید که چنین تفکری را القا میکنید. میتوانید به بچهها بگویید معمولا آنهایی که از این تغییرات بیاطلاع هستند، سردرگم و عصبی میشوند. پس شامل حال تو نخواهدشد. هر سوالی باشد، من اینجا هستم و اگر ندانم پاسخش را با هم جستجو خواهیم کرد.
چند نکته درباره بلوغ زودرس
دکتر رزاقیآذر: بلوغ در دختران با جوانه پستانی شروع میشود و به دنبال آن موهای زهار ظاهر میشوند و رشد قدی نیز سرعت میگیرد. بسیاری از مادران تصور میکنند عادت ماهیانه نشانه شروع بلوغ است، در حالی که عادت ماهیانه آخرین مرحله بلوغ است. عادت ماهیانه معمولا ۲ تا ۵/۲ سال بعد از ظاهر شدن جوانه پستانی آغاز میشود ولی این زمان ممکن است از ۱ تا ۶ سال متغیر باشد. طول مدت این زمان وابسته به ارث، چاقی و لاغری کودک و... است. عادت ماهیانه پایان بلوغ است ولی پایان رشد قدی نیست. معمولا رشد قدی حدود ۳ سال بعد از پایان بلوغ ادامه مییابد. زمانی که جوانه پستانی قبل از ۷ سالگی کودک ظاهر شود، موضوع بلوغ زودرس مطرح میشود. بلوغ زودرس به این دلیل اهمیت دارد که با شروع آن صفحههای رشد استخوانی که در ۲ طرف استخوانهای دراز قرار دارند، زودتر از موعد بسته میشوند و بعد از آن رشد قدی کودک بسیار آهسته و خیلی زود متوقف خواهد شد.
مورد مهم دیگر استفاده از کرم استروژن در کودکان دختر است. این کرم برای کودکانی که دچار سوختگی و چسبندگی ناحیه تناسلی در اثر ادرار شدهاند، تجویز میشود. تجویز این کرم برای کودکان منعی ندارد ولی نکته مهم این است که کرم استروژن فقط باید ۳-۲ بار استفاده شود و گاهی مادر به اشتباه چند ماه از این کرم استفاده میکند. قاعده کلی این است که تشخیص بلوغ زودرس در پسرها دشوارتر از تشخیص بلوغ زودرس در دخترهاست.
برای ارسال نظر کلیک کنید
▼